PDA

View Full Version : بیوگرافی خوانندگان ایرانی


Sarina
07-11-2007, 01:07 PM
در این تاپیک بیوگرافی تمام خوانندگان ایرانی گرد آوری می شود


از باز کردن تاپیکهای متفرقه خودداری کنید

Sarina
07-11-2007, 01:19 PM
در باره کامران

اسم كامل : كامران جعفري

تاريخ تولد : 25 نوامبر

محل تولد : تهران - ايران

محل بزرگ شدن: ايران - كانادا - آمريكا

رنگ مو : مشكي

رنگ چشم : قهوه ايتيره

محل زندگي : كاليفورنيا

نام مستعار : كامي

خانواده : هومن برادر كوچكتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر وپدر

زبان هايي كه صحبت ميكند :فارسي - انگليسي - فرانسوي و كميتركي

زبان هايي كه مي خواند :فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي - تركي وعربي

سرگرمي ها : نواختن كيبورد و پيانو در خانه ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ، نگاهكردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال و هاكي ، نگاه كردن فيلم و صرف كردن وقت هايي بابرادرم هومن

عشق ها : خانواده ام ، خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي برروي صحنه

نفرت ها : شيطان درونخودم

ماشين مورد علاقه : بي ام و

هنر پيشه هاي مورد علاقه : آلپاچينو

غذاي مورد علاقه:: قورمه سبزي

رنگهاي مورد علاقه : آبي و قرمز

ميوه هاي مورد علاقه::هندوانه، پرتقال و آناناس

حيوانهاي مورد علاقه::ببر و شامپانزه ها

محل هاي مورد علاقه بجز ايران : جنگل هاي باراني آمازون ، آفريقا و اهرام مصر

خواننده و موزيسين هاي مورد علاقه : مايكل جكسن ، جورج مايكل ، مدونا ،برايان آدامز ، بويز تو من ، ميكسچر آو ورد ميوزيك و ...

كلكسيون هاي مورد علاقه : حلقه هاي نقره اي و نشان هاي ****من

دختر بايد چگونه باشد : رومانتيك ، مهربان ، صادق و پراحساس

چه چيزي از دختر توجه تو را جلب ميكند :صورت و چشم هايگويا

چه روزي متوجه شدي كه معروف شده ای ؟ :
وقتي كه ما خارج ميشيم ازفروشگاه در پياده رو ،مردم ميان و عكس مي گيرن با ما و مي پرسن از ما؟ اين بود لحظهخيلي خاصي . ما هستيم خوشحال از اينكه در قلب مردم جا داريم ، ما هم همه اونها رودوست داريم

مادرت تو را چگونه توصيف مي كند : مهربان و بخشنده ، بزرگقلب و حساس

چه پيامي براي دوست دارانت داري :
شخصيت خوبي داشته باشيد ، به آرامي با همديگر صحبت كنيد ، و با هم مهربان باشيم تا دنيايي بهتر براي زندگي كردن داشته باشيم و از رويا هاتون پيروي كنيد تاموفق شويد ، همه شما را دوست دارم .

كامران بعد از آغاز كردن دوره دبيرستان در مونترال كانادا علاقه شديد و قابل توجهي به موزيك در بين خانواده و دوستانش پيدا كرد . او در سنين جواني به يك گروه پيوست . او خواندن را در در كلوبهاي مختلف در هر هفته شروع كرد ، اگر چه او در اين راه بسيار جوان بود . تحصيل درمدرسه براي او قسمت بزرگي از زندگي بود ، رشته تحصيلي او به مدت سه سال تكنسين خلباني بود .
بعد از مهاجرت به ونكور ، كامران به رامين زماني پيوست ، كه رامين آگاه بود نسبت به موسيقي البته نه تنها در مونترال بلكه مبتكر در موسيقي ايراني كه با يكديگر به شهرتي در يك محله در گروهي كه پرواز ناميده مي شد رسيدند . اشخاص ديگري در اين گروه جايگاه هاي ديگري داشتند . فريدون ، هنگامه، و كامران ، سه نفر خواننده اين گروه بودند و در تمام مدت رامين زماني نوازندهگيتار وكال بود و علي الهي كيبورد مي نواخت و علي قاسمي هم نوازنده پركاشن بود . آنها با همديگر يك آهنگ بنام ايران ، ايرانم را در سراسر جهان انتشار دادند . اينبزرگترين موفقيتي بود كه آنها كسب كرده بودند . آهنگ ايران ، ايرانم نوشته ، ساختهو تنظيم رامين زماني بود .
بزرگترين فرصت غيره منتظرهدر راه بود ، وقتي كه بزرگترين گروه موسيقي پاپ ايران در حال شكل گيري بود ، "بلكتز " ،شهبال شبپره يكي از با نفوذ ترين اشخاصي بود كه در موسيقي ايران محبوبيت بسياريداشت ، او با كامران ملاقات كرد . بعد از اين ملاقات كامران و برادرش هومن عضو هاي جديدي از بلكتز بودند . اين تصاحب يك فرصت باورنكردني در مرحله اي ديگر در زندگي كامران بود . كامران مفتخر بود از اينكه عضوي از گروهي شده كه **** استار ها وموزيسين هاي متعدد و مطرحي در موسيقي ايراني داشته است . اما همکاری او و برادرش باگروه بلکتز و شهبال هميشگی نبود ! شايد بتوان دليل آن را به خاطر اختلاف نظر داشتنو تفاوت افکار آنها با شهبال دانست در هر صورت حالا آنها مستقل از هر تحميل افکاری آلبوم بيست را منتشر کرده اند که موفقيت بزرگی برای سابقه هنری آنها به شمارميرود

درباره هومن

اسم كامل :
هومن جعفري
تاريخ تولد :
23 نوامبر
محل تولد :
تهران - ايران
محل بزرگ شدن: :
ایران - كانادا - آمريكا
رنگ مو :
مشكي
رنگ چشم :
قهوه ايتيره
محل زندگي :
كاليفورنيا
نام مستعار :
هامي
خانواده :
كامران برادر بزرگتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر
زبان هايي كه صحبت ميكني :
فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي
زبان هايي كه مي خواني :
فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي
سرگرمي ها :
نواختن پيانو براي بيان كردن احساسات ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ،ايفاينقش و نمايش ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال ، هاكي، كشتي و صرف كردن وقتهايي با برادرم كامران
عشق ها :
خوانندگي و اجراي هنرهاينمايشي بر روي صحنه
نفرت ها :
شيطان درون خودم
ماشين مورد علاقه :
بي ام و ــفراری
هنر پيشه هاي مورد علاقه :
آلپاچينو ، رابرت دنيرو ،رابين ويليامز ، جيم كري ، جوليا رابرتز ، لئوناردو دي كاپريو ، زتا ، كريس تاكر ،ساموئل جكسن تام كروز و ...د
غذاي مورد علاقه::
غذاهاي سريع (سرد)
رنگهاي مورد علاقه :
قرمز و رنگ هاي اشتياق آور و تند
ميوه هاي موردعلاقه:
آناناس ، هندوانه خنك و كيوي ترش
حيوانهاي موردعلاقه::
سلطان جنگل شير ، و همه ميمون ها
محل هاي مورد علاقه بجزايران :
آفريقا ، بخاطر اينكه مي توانم در آنجا حيوانات را از نزديك نگاه كنم
خواننده و موزيسين هاي مورد علاقه :
مايكل جكسن ، آليشيا كيز ،جورج مايكل ، تو پك ، بويز تو من و گوش مي دم هر آهنگي از بك استريت بويز و ان سينكو موسيقي هاي كلاسيك
كلكسيون هاي مورد علاقه :
نشان هاي **** من ، ساعت ها ، شال گردن ، تي شرت و حبابها
دختر بايد چگونه باشد :
درستكار ، لبخند زيبا وحساس
چه چيزي از دختر توجه تو را جلب ميكند :
چشمانش همه چيز را بگويند ، وقتي به من نگاه مي كند متوجه چيزي كه ميخواهد بشوم
چه روزي متوجه شدي كه معروف شدی ؟ :
وقتي كه راه ميروم در خيابان ها و بسياري از مردم من رو مي شناسند ومن را پشتيباني مي كنند ، اين هست يك احساس خوب !
مادرت تو را چگونه توصيف مي كند :
باطني قوي و كسي كه هر كاري را شروع كند به آخر ميرساند
چه پيامي براي دوست دارانت داري :
عشق ها هستند كه ما رابسوي همه خوبي ها و بهتر ها هدايت مي كنند ، ايمان خود را نگه داريم تا به نتيجه برسيم چون ما مي دانيم كه هيچ چيزي غير ممكن نيست ! همه شما را دوست دارم !
هومن بزرگ شده مونترال و ونكور كانادا است و او بوسيله برادر بزرگترش كامران و گروه پرواز كه كامران عضوي از آن بود مطرح شد ، هومن درمدرسه موسيقي خوانندگي و نواختن پيانو را شروع كرد . او همچنين با دوستانش در چندين نمايش هنري در مدرسه و دانشگاه شركت داشتند . هومن همچنين برگزيده مدل يكي از معروفترين و محبوب ترين طراح هاي لباس و پوشاك در كانادا ، در مدهاي مختلف بود .
بعد از ملاقات با شهبال شبپره گروه بلكتس را در سال 1998 تشكيل دادند ، هومن فرصت مناسبي براي پيوستن بلكتس بدست آورد و دوره موسيقي خود را در لوس آنجلس به عنوان يك خواننده در اين گروه با آلبومي كه سيندرلا نام داشت و در سال 1999 انتشار يافت ، شروع كرد و اين آلبومي بود كه بيشترين فروش را در بازار داشت ،كه باعث شد فصل جديد و خوبي در زندگي او باز شود ، و اين فقط آغاز اين راه براي اوبود . اما همکاری او و برادرش با گروه بلکتز و شهبال هميشگی نبود ! شايد بتوان دليل آن را به خاطر اختلاف نظر داشتن و تفاوت افکار آنها با شهبال دانست در هر صورت حالاآنها مستقل از هر تحميل افکاری آلبوم بيست را منتشر کرده اند که موفقيت بزرگی برای سابقه هنری آنها به شمار ميرود .

Sam
07-20-2007, 05:05 PM
بیوگرافی سیاوش قمیشی


سیاوش قمیشی: در 21 خرداد 1324 در اهواز متولد شد . در 10 سالگی به يوسف آباد تهران رفته و از سال 1959 تا 1971 در لندن تحصيل نموده و در رشته موسيقی فوق ليسانس خود را گرفته و در نوامبر 1978 به لس آنجلس نقل مكان كرده است . كار موسيقی را با زدن گيتار شروع كرده و در 14 سالگي اولين آهنك رسمی خود را با نام قايقران برای ضياء ساخته است . سياوش تا كنون آلبومهای : 1- خواب بارون 2- تاك 3- حكايت 4- City of the sun : آهنگهای بدون كلام 5- قصه گل و تگرگ 6- هوای خونه 7- قصهء امير 8- شكوفه هاي كويری 9- قاب شيشه ای 10 – نقاب را وارد بازار نموده است . آلبوم نقاب آخرين آلبوم او شامل 7 ترانه به نامهای : 1- فاصله 2- نقاب 3- خسته شدم 4- ميلاد 5- برگ 6- خاطره 7- آخرين نامه می باشد كه اشعار سه ترانه اول از يغما گلرویی است . سياوش (به گفته خودش) تا حالا عاشق نشده ولی 4 بار ازدواج كرده كه كار همگي به متاركه كشيده شده و حاصل اين ازدواجها يك پسر و دو دختر است . البته طبق آخرين خبرها مثل اين كه پنجمين ازدواج نيز به مباركی صورت گرفته است

kavehrapi
07-20-2007, 06:57 PM
داریوش اقبالی از خود می گوید:



15 بهمن 1329 در تهران به دنیا آمدم و از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛ هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه شدم.

پس از انقلاب اسلامی و به دنبال کشتار، خونریزی، و خفقان حاکم بر سرزمین ام، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بی انتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم. گذری کوتاه به کارنامه 35 ساله ام، نمایانگر فلسفه و پایه تفکرم در انتخاب راهی که در پیش گرفته ام می باشد.

از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.

امید دارم که در طلب آزادی و آرامش، و با پیام عشق و بهبودی، وطن را دوباره بسازیم؛ اگر چه با خشت جان خویش.


بیوگرافی داریوش

بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد.
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد.اوسالهای اولیه عمر خود را در میانه،کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست دارم (http://www.dariush2000.com/new/songs_detail.asp?song_id=130)"درقلب مردم جای گرفت.اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود.

داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطایی،قنبری وبیات است.این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.
کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه (http://www.dariush2000.com/new/songs.asp) در ۲۵ آلبوم (http://www.dariush2000.com/new/albums.asp) است.داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس)و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجراء درآورده است.
داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است،همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.ترانه ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است،در فستیوال موسیقی،فیلم ورسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد

:a12:

Sarina
08-03-2007, 08:43 AM
به سال 1313 در شهر كاشان متولد شد ، بيش از شش سال از سنش نميگذشت كه شروع به زمزمه اشعار روز و عاميانه مردم كه رايج آن زمان بود مي كند .




http://sarapoem.persiangig.com/image3/iraj.jpg





پدر بزرگ وي كه از صدايي بسيار خوش برخوردار بوده ، يكي از خوانندگان به نام ناصرالدين شاه قاجار بود و هر وقت كه شاه قاجار اراده مي كرده بايد وي براي او بخواند ولي به طوري كه از شواهد و آثار بر مي آيد ، غير از دربار ، او خيلي مواقع براي مردم عادي نيز مي خواند و در محافل شركت مي كرده و مي خوانده ، پدر حسين خواجه اميري كه از صدايي خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسين را تحت تعليم خود قرار مي دهد و بسياري از شب ها كه ستاره هاي منطقه كويري كاشان مانند خوشه هايي از زمرد در آسمان خودنمايي مي كردند و محيطي شاعرانه به وجود مي آوردند ، وي را به صحراي اطراف شهر مي برد و او را تشويق به خواندن با صدايي هر چه بلند مي كرد . مدت ها حسين تحت تعليم پدر اين كار را ادامه داد و پس از چندي به تهران مي آيد و به كلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه يافت ، مدت شش ماه متوالي از محضر استاد صبا كسب فيض كرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهيم خان منصوري براي شركت در برنامه هاي راديويي به راديو دعوت شد . حسين مدت ها با اين اركستر همكاري مي كند و خودش ارتشي بود ، شب هاي جمعه به مدت نيم ساعت در برنامه ارتش شركت مي كند و پس از مدتي در اركستر آقاي عبدالله جهان پناه شركت و با اركستر او همكاري كرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پيرنيا به برنامه گلها راه مي يابد و در اولين همكاري خود با گلها، آوازي در مايه " سه گاه " همراه با ويولون استاد علي تجويدي مي خواند و چندي بعد يكي از آهنگ هاي آقاي مهندس همايون خرم را با همكاري جليل شهناز و جهانگير ملك به نام گلهاي 510 در مايه مخالف "سه گاه " اجرا مي كند و از اين به بعد همكاريش با اين برنامه ادامه مي يابد . ايرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نيز علاقه وافر دارد وضرب به خوبي مي نوازد . وي معتقد است كه جامعه ايران ، آواز و آهنگ هاي اصيل ايراني را مي خواند و همين آثار و آهنگ ها است كه نمودار فرهنگ صوتي و ملي كشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سينه به سينه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و اين ميراث گرانقدر برايمان مانده و بايد در حفظ و اشاعه آن سعي و كوشش وافر داشته باشيم و به موسيقي ملي و سنتي سرزمين خود خيلي بيش از اين ها ارج گذاريم .
حسين خواجه اميري چون افسر ارتش بود لذا مشكلاتي براي اجراي برنامه هاي هنري خود از جمله نام حقيقي خود پيش روي داشت ، بدين سبب نام مستعار ( ايرج ) را براي خود برگزيد . ايرج كه از صدايي خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ايران خدمات شايان توجهي نمود به طوري كه در دور افتاده ترين قراء مملكت هم علاقمندان فراوان پيدا كرد ، ولي افسوس كه اين هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگي را در زندگي هنري خود مرتكب شد و آن اين كه يكي از كارگردانان ابن الوقت سينماي آن زمان كه ضربات فراوان و سنگيني به صنعت فيلم سازي كشور زده بود ، وي را اغوا كرد و در بسياري از فيلم هاي ساخته او ، آهنگ هاي " آن چناني!" خواند كه اي كاش نمي خواند و به شهرت و مقام والا و اصيل هنري خود خدشه وارد نمي كرد . به هر حال صاحب نظران در موسيقي ايران ، متفق القولند كه وي يكي از بهترينهاي آواز ايران بوده كه هيچوقت خاطره او در آواز و موسيقي سنتي ايران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بيفتد ، اصليت خود را از دست نخواهد داد و حسين خواجه اميري ( ايرج ) هم حكم همين در و گوهر را دارد .

منبع : ایران ملودی

Meysam
08-03-2007, 12:35 PM
در روز 21 آوريل يا اول ارديبهشت پسری در مجيديه تهران به دنيا آمد.پسری ارمنی در خانواده اي دوست داشتنی.خانواه ای با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلی او آندرانيك مدديان بود از همان بچگی نبوغ موسيقی در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسيقی رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد. مانند پدر علاقمند به موسيقی بودو براي خودش روياي زيبايی ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت.به گفته خودش صداهای عجيب و غريب از آن در می آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقی تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاری كنند. او در آن گروه شروع به گيتارزدن كرد.در بعضی وقتها هم قطعاتی به زبان انگليسی اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتی را در محضر شاه اجرا كرد روزها گذشت و او تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به آمريكا برود.و واردكالج موسيقی شد.رشته ای كه آرزويش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولين جايی كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردی كه در زندگی او تآثير زيادی گذاشت و در حقيقت راه را براي او باز كرد ودستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نا مبرد.او استعداد آندرانيك را ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صدای دوم برای او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود.تا حدی كه فقط براي يك وعده غذا پول داشت.ولی هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد.روزی به او گفتند يك خواننده ای هست كه سبكش به كار تو خيلی می خورد. می توانيد يك گروه موسيقی خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بودكه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكی از پر طرفدارترين وجنجالی ترين گروه موسيقی دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند.اولين آلبومی كه از اين دو به جا مانده خواستگاری بود.با شعری زيبا و قوی از ژاكلين ويگن به نام خواستگاری.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بودكه با استقبالی بي نظير روبه رو شد.در يكی از كنسرت های آنها دختری بود كه آندرانيك را خيلی دوست داشت و شب كنسرت او را اندی صدا زدكه اين شد ديگر همه او را با نام اندی صدا ميزدند دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهای زيبای ژاكلين آهنگ چی میشد ,تپلی,ما همه ايرانی هستيم به قدری گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايرانی هستيم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندی و كوروس با فردی آشنا شدند كه در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثير فراوانی گذاشت. او عليرضا امير قاسمی بود.و به قول خود اندی: علی گوش سوم من هست.و مانند يك برادرهمراه اندی بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك می كرد.ويدئوی زيبای چی ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سروصدای اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتی برای طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند.هفته آينده اندی و كوروس برای بچه ها و تمام كسانی كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجانی اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايرانی هستيم سر دادند. بعد از اجرای موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند.بلا.كه جهشی فوق العاده در كار آن دو بود.با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسی اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودی قرار دادند.با آن مدل زيبای آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادی مواجه می شد در اينجا بهتر است داستانی برايتان از حضور اندی و كوروس در بين مردم تعريف كنم.يكی از طرفداران اين دو دختری حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماری سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتی اندی و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندی و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودی روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكی هست واندی در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگی اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتی دارد ارتباط با هنرمند مورد علا قه بگذريم. بعد از آلبوم بلا اندی و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنری خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومی به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاری اندی&كوروس.در اين آلبوم با شاعری آشنا شدند كه باز هم در زندگی هنری اندی و كوروس و مخصوصآ اندی تآثير به سزايی گذاشت.پاكسما زكی پور.اين شاعر استثنايی و جوان با آن شعرهای زيبا وقوی در محبوبيت اندی صددرصد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوز با اندی همكاری می كند وجزو دوستان صميمی اندی هست.پاكسيما شروع كار هنری خود را با اندی آغازكرد آلبوم خداحافظ با آهنگهای دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,بازهم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيبای آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجرای كنسرتها اندی و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسی پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايی اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتی هم ورد زبانها افتاد.ولي اندی وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلی با هم ندارندو فقط از نظر كاری با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندی و كوروس اين گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد. بعد از جدايی هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوا ن گفت: اندی گوی سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولی اندی تمام زندگيش را روی كار هنری خود گذاشت.بعد از جدايی آنها اندی اولين آلبوم خود را بعد از جدايی از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار.كه به نظر من كه تمام كارهاي اندی رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگی اندی بود.كه يك شبه ره صد ساله را طی كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكی از يكی قشنگ تر بود.و به گفته خود اندی:بيقرار قصه زندگی من است.قصه روزهای پر عطش عشق و شبهای سرد تنهايی.قصه تلخيها و شيرينيهای زندگی.قصه پيروزيها و ناكاميهای من در عشق و اميدی براي فردايی روشن و عشقی واقعی هنوزم بيقرارم.......... اندی روی اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه ای از زندگی خودهست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيمای نازنين وآهنگها ازهمکاران آهنگ عشق اول از سياووش قميشی وآهنگ بيقرار از هانی نازنين با آن ملودی زيبا كه من هر وقت اين آهنگ رو گوش ميدم ياد ....... ميفتم. آهنگ زيبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذی,اگه عشق همينه,دخترايرونی,شيطنت.كنسرت اندی برای آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجای خالی آن شب پيدا نميشد.وعده ای هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهی هم يار هميشگی اندی بود.وبه او كمك فراوانی كرد.و اندی اين آلبوم و تمام آلبومهای خود رادر استديو فرخ آهی ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختری آشنا شدند كه هميشه با اندی بود واندی از او به عنوان صدای دوم استفاده ميكرد.او شينی ريگزبی بود.دختری امريكايی و علا قه مند به فرهنگ ايرانی و زبان فارسی.شينی در حال حاضر خود خواننده شده ولی هر چه دارد از اندی است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندی هم در جايی اعلام كرد شينی دوست دختر اوست.اندی همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هيچ هستم.فروتنی هميشگی ايرانيها. بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندی آلبوم ليلی را وارد بازار باز هم از شركت كلتكس كه با چند هنرمند ديگر هم همكاری كرد.بيژن مرتضوی,حسن شماعی زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلی:هر كس در زندگي يك ليلی دارد و اين ليلی من است.تمام اينها نشان ميدهد اندی در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسی اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندی عليرضا امير قاسمی هم برای او ويدئو های زيبا می ساخت بعد از اين آلبوم اندی آلبوم تنهايی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيمای نازنين ويدئو از كوجی زادوری و امير قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را ياری ميدهند.آهنگ زيبای تنهايی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسری كه ميخواست با دختری دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها برای كنسرتهای اندی سرو دست می شكوندند.و به قول اندی كه تكه كلام هميشگی اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهای اندی همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تری ميخواهد هم پول بيشتری.در
آلبوم تنهايی اندی يك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی كه مادرش ايران بوده و اندی امريكا مادرش دچارعارضه مغزی ميشود و اندی در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسدو آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهای اندی را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندی هفته ای 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است . بعداز آلبوم تنهايی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيمای نازنين و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندی يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمدروی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندي مجبور شد درسالن زيبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند.وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجی زادوری,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندی را تبريك گفتند.كوجی و امير قاسمی ويدئو های اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوی سر سپرده در اين بين بايد گويم اندی گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادی بازی كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسيد.جاده ابريشم.آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی.اندی خود راجع به اين آلبوم حرفهای زيادی زده.آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبی.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترين شرايط روحی او اجرا شد.دوست دختر او برای بار دوم او را رها كرد و اندی در بدترين شرايط روحی اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودی پرنسس و سرباز در قسمتی از فيلم گذاشته شد.اندی خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگليسی اين آلبوم را شينی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت.اندی يك آهنگ ارمنی هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه های منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال برای اندی نوار فرستاده بودند كه اندی زودتر آلبوم بعدی را به بازار بدهد.اندی در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چی خوبه ما با هميم .آهنگی برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهای اندی به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگری به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندی يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازی آهنگ زيبای چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمنی.بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپانی آونگ ويك كمپانی امريكايی.اندی يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايی می كند.خودش می گويد: اين آلبوم جاي خاصی را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت .و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندی معرفی كردندآهنگها يكی از ديگری قشنگ تر بود.آهنگ عربی با صدای اندی و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلی گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندی.آهنگ 6و8 يادم مياد.آهنگ زيباي رويا.آهنگ عاشقانه تو نباشی.آهنگ انگليسی كه شعرش را شينی گفت و اندی آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندی با دختر خانم هندی.كه بخواهم در مورد هر كدام توضيح بدهم ساعتها طول ميكشد. بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه های امريكا از اندی به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لغب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندی در جامعه امريكايی چند برابر شد.با گروهای بزرگی در سالنهای مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيبای گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهاي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبی فراموش نشدنی برای همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاری در تاور ركوردز گلندل محله ارمنی نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت همكاری آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايی كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنيای معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگی اندی آهنگ تو نباشی به گفته خود اندی غم انگيز ترين صدای نی در ارمنستان هست.اندی برای سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندی آغاز كرد.اندی با مهارت خاصی به زبان انگليسی موسيقی ايران را به امريكاييها معرفی كرد به طوری كه فوق الا ده اندی رو دوست دارند.اندی تبديل به يك خواننده بين المللی شد.مصاحبه ها در سی ان ان,ان بی سی,سی بی اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرداو حالا به آ رزوی ديرينه خود رسيده.با روزی 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود.بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توری بزرگ ترتيب دهند برای اجرای كنسرت در سالن زيبای گريك تيآتر.ولی اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتی كه برای اين برنامه كشيده شده بود اندی اين برنامه را لغو كرد.اندی اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايی هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شينی ميهمان افتخاری تمام كنسرتهای اندی است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندی در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقعا اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت آلبومي به نام ياران.با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصوير كه با شعرهاي فوق الاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم آخر اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرارگرفت.از كمپاني آونگ و يك كمپاني امريكايي.اندي در اين آلبوم نشان دادهنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كردكه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندي اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.تمام كارهاي او نشان ميدهد كه همه چي خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلي نداريم ولي هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايی از سياسی بودن نشان ميدهد.اما اندی هميشه خود را از سياست جدا كرده. آهنگ زيبای شقايق ,عشق و ايثار,تمام شعرها از پاكسيماو آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........ بعد از اين آلبوم اندی همراه با شينی و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدنی در سالن بزرگ و زيبای گريك تيآتر اجرا كردند.اندی در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژی تر از قبل برای مردم برنامه اجرا كرد.زندگی عاشقانه اندی با حضور دوست دختر زيبای او سپری ميشود.او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگری با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظير مردم روبه رو شد. اندي هميشه براي جوانها نصيحتی داشته:دوری از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اونی كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندی احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوی احساس ميكنی دنيا مال تو هست. دوست داری با كسی كه دوستش داری بری پارك,پيكنيك,به خاطر اون دختری كه دوستش داری حاضری همه دنيا رو به اون ببخشی.و شب كه ميخوای بخوابی خوشحال از اين احساسی كه دادی و گرفتی.اندی هميشه اززندگيش راضی بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندی با خواننده های ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابی,شهرام كاشانی, مكابيز..............و كمك به خيلی ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنيای هنر شوند.مثل شينی,مكابيز,مهران.نگاهی به كارنامه هنری اندی بيندازيم او سير صعودی فوق العاده ای را طی كرده است اميدوارم هرروز موفق تر از روز پيش باشد.او به عشق مردم كشورش ميخواند.
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 12:39 PM
کورش یغمایی موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند.

در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه گل یخ (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.

از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.
منبع:www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 12:42 PM
زنده یاد ویگن-ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاامدنام کامل وی ویگن دردیان هست او پدرایلین هنرمند معروف سینما وکارو نیز هست که کاروشاعر می باشداودارای مدرک تحصیلی دیپلم می باشد واز سال 1330باخواندن اواز فعالیت هنری خودرااغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن اواز بر فیلم چهره اشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده اوازهای شادروان می توان به قناری-مراببوس-گلی از بهشت-دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام-شادوماد-هفت هشت-مرابه یاد بیاور-دوکبوتر ودهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 12:48 PM
http://download.ironi.ir/mp3/103/1.jpg

در ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدي در تهران خيابان زرگنده ( قلهك ) ؛ در خانواده يي متعين و صاحب جاه ، به دنيا آمد . پدرش كريم خان بنان الدوله نوري و مادرش دختر شاهزاده محمد تقي ميرزا ركني ( ركن الدوله ) برادر ناصر الدينشاه يا پسر محمد شاه قاجار بود . از شش سالگي بنا به درخواست و توصيه استاد ني داود به خوانندگي و نوازندگي ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايي هاي مادرش كه پيانو را بسيار خوب مي نواخت بهره ها گرفت ، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد ، مرحوم ميرزا طاهر ضياء ذاكرين رثايي و سومين استادش مرحوم ناصر سيف بوده اند .
بنان در سال 1321 خوانندگي در راديو را آغاز كرد ، در آن زمان ، شادروان روح اله خالقي مسئوليت موسيقي راد يو را بر عهده داشت ، روزي كه بنان با عبدالعلي وزيري جهت امتحان به راديو مي رود در دفتر روح اله خالقي ، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده ، از بنان مي خواهند كه براي ايشان قطعه يي بخواند و او (( در آمد سه گاه )) را آغاز مي كند و صبا هم با ويولون او را همراهي مي كند. هنوز (( در آمد )) تمام نشده بود كه خالقي به صبا مي گويد : (( شما نواختن ويولون را قطع كنيد )) و به بنان اشاره مي كند (( گوشه حصار )) را بخواند و بنان بدون اندك مكثي ، با چنان مهارت و استادي (( در آمد حصار )) را مي خواند و به (( سه گاه )) فرود مي آيد كه روح اله خالقي بي اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و مي بوسد و آينده وي را در هنر آواز درخشان پيش بيني مي كند .
(( صداي بنان ، بسيار لطيف و شيرين ، زيبا و خوش آهنگ است ، كوتاه مي خواند ولي در همين كوتاهي ، ذوق و هنر بسيار نهفته است ، غلت ها و تحريرهاي او چون رشته مرواريد غلطاني ، به هم پيوسته و مانند آب روان است . من از صداي او مسحور مي شوم ، لذتي بي پايان مي برم كه فوق آن متصور نيست ، تصور نمي كنم خواننده يي به ذوق و لطف و استعداد بنان در قديم داشته باشيم ، و به اين زودي ها هم پيدا كنيم ... بنان در موسيقي ما از گوهر گرانبها هم گرانبها تر است .))
از سال 1321 صداي غلام حسين بنان ، همراه با همكاري عده يي از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديري نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراواني در سراسر كشور پيدا كرد . خالقي او را در اركستر انجمن موسيقي شركت داد و با اركستر شماره يك نيز همكاري را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد (( گلهاي جاويدان )) بنا به دعوت استاد ارجمند داود پيرنيا همكاري داشت . بنان در طول فعاليت هنري خود ، حدود 450 آهنگ را اجرا كرد و آنچه كه امتياز مسلم صداي او را پديد مي آورد ، زير و بم ها و تحريرات صداي او است كه مخصوص به خودش مي باشد بنان نه تنها در آواز قديمي و كلاسيك ايران استاد بود ، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت . تصنيف زيبا و روح پرور (( الهه ناز )) او بهترين معرف اين ادعا مي باشد .
غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدي به سمت بايگان در اداره كل كشاورزي استخدام شد و بعد از چندي به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت . پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب گرديد . در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم فرخ كه وزير خواربار بود ، به سمت منشي مخصوص وزير به كار پرداخت . بهد از تغيير كابينه ، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندي كفالت اداره دفتر و كارگزيني و مدتي هم مسئوليت تحويل كوپن نان تهران را برعهده داشت . در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقي به اداره كل هنرهاي زيباي كشور منتقل شد و به استاد آواز هنرستان موسيقي ملي به كار مشغول گرديد و در سال 1334 رئيس شوراي موسيقي راديو شد .غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه هاي گلهاي جاويدان و گلهاي رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه ره آورد اين همكاري ها از اين قرار مي باشد :
گلهاي جاويدان بدون شماره در (( شور )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( سه گاه )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( همايون )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان شماره 92 در (( بيات ترك و ابو عطا )) ، گلهاي جاويدان شماره 93 در (( شور )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان شماره 98 در (( ابو عطا )) با تار لطف اله مجد ، گلهاي جاويدان شماره 118 در (( ماهور )) با ويولون استاد علي تجويدي و سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان 118مكرر در (( ابو عطا )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان 124 در (( بيات ترك )) ، گلهاي جاويدان شماره 128 در((شوشتري))،گلهاي جاويدان شماره 129 ، گلهاي جاويدان 130 ، گلهاي جاويدان 131 در (( سه گاه ))، گلهاي جاويدان شماره 132 در (( دشتي )) ، گلهاي جاويدان شماره 136 ، گلهاي جاويدان شماره 137 در (( چهار گاه )) با پيانو استاد مرتضي محجوبي و استاد علي تجويدي ، گلهاي جاويدان شماره 138 ، گلهاي جاويدان شماره 139 در (( سه گاه )) با استاد جليل شهناز ، گلهاي جاويدان شماره 143 در (( شور )) ، گلهاي جاويدان شماره 145 در (( شور )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي رنگارنگ شماره 103 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 109 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 126 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 134 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 136 در (( سه گاه ))، گلهاي رنگارنگ شماره 140 الف در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 140 ب در (( افشاري ))، گلهاي رنگارنگ شماره ب مكرر ، گلهاي رنگارنگ شماره 149 در (( دشتي )) گلهاي رنگارنگ شماره 171 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 172 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 174 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 176 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 190 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 201 در (( ابو عطا )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 205 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 210 در (( بو سيلك )) ، گلهاي رنگارنگ 210 ب مكرر در (( بوسيلك ))، گلهاي رنگارنگ 211 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 228 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 330در (( دشتي ))، گلهاي رنگارنگ شماره 232 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 234 در (( دشتي و ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 237 در (( ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 242 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 245 در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 249 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 250 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ بختياري ( محلي ) ، شماره 251 ، گلهاي رنگارنگ شماره 252 در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 254 در (( اصفهان )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 256 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 257 در (( ماهور )) گلهاي رنگارنگ شماره 265 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 27 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 31در (( افشاري )) ، برگ سبز شماره ‌ 46 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 63 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 83 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 107 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 145 در (( همايون )) و برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .
برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .
غلامحسين بنان مدتها بود كه به ناراحتي جهاز هاضمه مبتلا شده بود از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگي بيان نياز هاي درونيش را نداشت و به همين دليل اندك اندك از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيري نداشت و روز به روز ناراحتي جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور مي كرد و متاسفانه كوشش هاي پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگي هاي پري بنان همسر وفادار و مهربانش هم موثر نيفتاد و سرانجام در ساعت 7 بعد از ظهر پنجشنبه هشتم اسفند ماه 1364 خورشيدي در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت . روانش شاد باد
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:01 PM
http://kreshmeh.persiangig.com/image/taaj4%20copy.jpg

در سال ۱۲۸۲ شمسی (برابر با شناسنامه) خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.
جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ی "علمیه" سپرد. این مدرسه در بازارچهء رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود با منزل شان فاصلهء چندانی نداشت.در مدرسه بخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلام الله مجید را به او واگزار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمی گشت با خود اندک اندک زمزمه می کرد و این زمزمه تا نزدیک در منرل ایشان ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : «جان پدر! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانی اش زد و گفت : «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»
آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" می گفتند. جلال تاج زاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت. پس از مرحوم سید عبدالرحیم ، پدر تاج برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسدالله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتا طولانی در خدمت نایب اسدالله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ی پدر برای تکمیل گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعت ساز معروف به "خضوعی" بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و این جا و انجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن می گفتند.


اولین تجربه ی آواز خوانی با ساز
تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه (دایی استاد اصغر بهاری) آشنا می شود و اولین باری که قرار بود بهمراه ساز حسین خان اواز بخواند حسین خان ساز را کوک می کند و هنوز جمله ی اول را نزده ، تاج با عجله درآمد آواز می کند.
حسین خان با لبخندی می گوید : «پسرم ، در خواندن اینقدر عجله نکن. صبر داشته باش تا من درآمد بکنم. بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهارمضرابی هم بزنم. وقتیکه مجلس سرحال آمد و خودت هم کاملا سر ذوق آمدی شروع کن به خواندن. تازه آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوانتا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاریهای آوازت را داشته باشند.»


هم آوازهای تاج
تاج همیشه از آواز مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعت ساز (حضوعی) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد می کرد و به خصوص می گفت : «صوت داوود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم سید رحیم تجلی می کرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند.» جز این دو نفر تاج با سعه ی صدر و مناعتی که داشت و اصولا هر خواننده ای را تشویق می کرد ، از خوانندگان همزمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد می کرد (این اسامی را تاج در گفتگویی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ داشت بر زبان آورد) : سید حسین طاهر زاده ، سید اسماعیل خان قراب ، قربان خان شاهی ، تجلی ، حاج محمد علی ، حبیب شاطر حاجی و شهاب (معروف به شهاب چشم دریده ، شاگرد حبیب شاطر حاجی که گوشه ی شهابی در دستگاه زند یا ترک به او منسوب است

کسانی که با تاج ساز نواخته اند
بی تردید بسیاری از اساتید مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج اصفهانی ساز نواخته اند ، ولی می توان نام ای هنرمندان را در ردیف نام کسانی که با تاج هم نوازی داشته اند ثبت کرد :
مرحوم نایب اسدالله نی زن معروف (این استاد زمانی که تاج نزدش تلمذ می کرده به عنوان آموزش همراه آواز تاج اصهانی نی هم می زده) مرحوم شکری ادیب السلطنه استاد تار ، مرحوم رضا محجوبی (ویولن) ، مرحوم حسین یاحقی (ویولن) ، مرحوم ارسلان خان درگاهی (تار و سه تار) ، مرحوم اکبر خان نوروزی (تار) ، مرحوم رضا خان باشی (تار) ، مرحوم سلیمان خان اصفهانی (نی) ، مرحوم علی خان شهناز (تار) ، مرحوم حسین خان شهناز (تار) ، استاد حسن کسائی (خداوندگار نی و جانشین بحق نایب اسدالله) ، استاد جلیل شهناز (نوازنده ی چیره دست تار) ، استاد علی تجویدی و ...


شاگردان تاج
تاج برخلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت شاگردانش فراوان بودند. او در تعلیم ، با لطف پدرانه ای که داشت با اصرار هر کسی را که حتی دو دانگ صدایی داشت تشویق به خواندن می کرد و اغلب خودش نیز محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افاده ای چند بیتی مناسب زمزمه می کرد. تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم می داد و با روحیه ای که داشت اکثرا از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمی برد و از آنها به نام دوست و رفیق یاد می برد. شاگردان تاج فراوان اند و من [=استاد شجریان] بیشتر آنها را ندیده و نمی شناسم ولی در آن میان فقط با دو نفر انان آشنایی پیدا کردم : یکی آقای مرتضی شریف (قاضی دادگستری) ، از شاگردان قدیمی تاج که شیوه ی تاج را خیلی خوب دریافت کرده و به کار می گیرد ، حنجره ی توانایی دارد و پخته می خواند و شعر را بجا در آواز بکار می گیرد. یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی با تاج و در خدمت او بوده آقا علی اصغر شاه زیدی خواننده ی جوان اصفهانیست که خود به تعلیم آواز هنرجویان مشغول است و در یکی از آزمون های باربد نیز رتبه ی اول شده است

http://kreshmeh.persiangig.com/image/taaj-shajarian.jpg

عده ی زیادی هم غیر مستقیم شاگرد تاج بوده اند. این عده از راه صفحات و نوارهای تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقیب کرده اند که از این میان می توان به خواننده ی خوش صدای معاصر آقای حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) اشاره کرد.


روحیه و خلقیات تاج
شادروان مردی سلیم النفس و با مناعت طبع بود . هرگز در طول مدت زندگی اش به خاطر مال دنیا و زندگی اش به کسی کرنش نکرد و این خاطر مدح کسی را نگفت. او از همه تعریف و تمجید می کرد و همه را با نام خیر یاد می کرد. شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتی یکبار از کسی گلایه ای بکند و از کسی بد بگوید. او حتی اگر از کسی رنجش می دید و خاطرش آزرده می شد این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانه ای تحمل می کرد.
تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد می کرد و با دوستانش به مهربانی و عطوفت رفتار می کرد.


خانواده ی تاج
شادروان تاح در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان کدبانو ای خانه دار ، مهربان و دلسوز که موجب گرمی کانون خانوادگی است نام می برد. خداوند به تاج شش همسر عطا کرد. چهار دختر به نامهای تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نامهای همایون و جمشید.

سرانجام در روز ۱۴/۹/۱۳۶۰ دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق رفت. در شب سومین روز فوت او عده ی کثیری از مردم هنر دوست و هنرمند اصفهان شرکت داشتند طوری که فضای مسجد به طور مداوم پر و خالی می شد.
در آن شب کسایی نی می زد و گریه می کرد. همراه ناله های نی همه شیون می کردند.
در همان حال استاد دکتر شفیعی به مناسب حال حضار مجلس خطاب به تاج گفت :


سلک جمعیت ما بی تو گسسته ست زهم
ما که جمعیم چنینیم تو تنها چونی

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2005/12/163709_orig.jpg

منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:04 PM
http://download.ironi.ir/mp3/93/1.jpg

نام اصلی ایشان پروانه امیرافشاری می‌‌باشد. ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.
در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.
وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.
شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:09 PM
http://download.ironi.ir/mp3/88/1.jpg

عارف عارف کيا در ۲۹ مرداد ۱۳۱۹ (۱۰ اگوست ۱۹۴۱) در تهران چشم به دنيا گشود، او در زمان خود يکي از اولين خوانندگان پاپ بود. آشنايي عارف با دنياي خوانندگي و موسيقي از آنجا بود که مادرش آذري بود و در زمان کودکي با گوش دادن به راديو باکو به اين هنر علاقه مند شد. راديو باکو علاوه بر آهنگهاي آذري و غربي گاهي اوقات اوپراهاي معروف اروپايي را هم پخش ميکردند.
در سالهاي ۱۹۶۰ در حاليکه بيشتر آهنگها به صورت تصنيف بودند، عارف در آن زمان با ادغام کردن آهنگهاي غربي با غرلهاي رومنتيک (عاشقي) شيوه اي جديد از خوانندگي به ايران عرضه کرد. اين سبک جديد آهنگهاي عارف در بين جوانان کاملا مشهور بود، از اينجا بود که مراحل پيشرفت او شروع شد، تنها با سني ۲۱ شروع به خوانندگي در تلويزيون ملي ايران کرد.
در اولين حضور عارف در تلويزيون با دختري ايراني- آشوري آشنا شد که باهم قطعه هاي زيادي از موسيقي را اجرا کردند که مي توان «هفت آسمون» را نام برد. عارف بعدها با خوانندگاني همچون پوران، هايد، دلکش، الهه، و رامش قطعاتي از موسيقي را برگزار کرد. از قشنگترين آهنگهايي که عارف با هايده برگزار کردند مي توان به «وقتي تو هستي، آسمون پر از نوره ...» اشاره کرد.
از معروفترين کارهاي کارف مي توان به «درياي نور» اشاره کرد که هنوز بين ايرانيان مشهور ميباشد.همچنين يکي از معروف ترين خوانندگان براي فيلمها ميباشد، از اين فيلمهاي مي توان به فيلم سطان قلبها (با کارگرداني مرحوم محمدعلي فردين) را نام برد. عارف همچين در ۶ فيلم هم بازي کرده است.


در نيمه سال ۱۹۷۰ بود که از طرف مجله جوانان عارف و گوگوش را به عنوان برترين خوانندگاه پاپ برگزيدند، همچنين در همان سال بود که از طرف مجله زن روز عارف را مرد سال در بين آنهمه سياستمدار، شاعر، خواننده و ... انتخاب کردند.
عارف جوايز زيادي را دريافت کردي که در سال ۱۹۷۴ به علت خواندن آهنگي در بين بازيهاي آسياي از طرف شاه بزرگترين مدال را دريافت کرد.اين کنسرت عارف در برابر ۱۰۰،۰۰۰ نفر ايراني و ديگر مقامات عالي رتبه اي خارجي برگزار شد. اين کنسرت همانند اولين کنسرت خارجي عارف در شهر نيويورک بود که در جشن دويستمين سال استقلال آمريکا برگزار شده بود.

عارف در سال ۱۹۷۹ (اوايل انقلاب ايران) همراه با خانواده ايران را ترک کرد، ابتدا او براي ۳ سال در لندن اقامت گزيد و بعد از آن به لوس انجلس رفت و اکنون در دبی اقامت دارد. عارف داراي ۳ دختر و يک پسر ميباشد که در اروپا و امريکا زندگي مي کنند. او يکي از اعضاي فعال تيم فوتبال ستارگان مبياشد .

در سالهاي اخير عارف يکي از اعضاي فعال در گروههاي سنتي، کلاسيک، و پاپ ميباشد. عارف در سال ۱۹۹۶ با همکاري همسرش شرکتي به نام Rfaye باز کردند که بيشتر آلبومهاي عارف و ديگر خوانندگان مشهوري همچون هايده، مازيار آنجا تکثير مي شوند.

عارف تا به حال ۵۰۰ آواز خوانده که از مشهورترين آلبومهاي او مي توان ماه و پلنگ، روزگار غربيست نازنين،آينه در آينه را نام برد.
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:13 PM
http://download.ironi.ir/mp3/85/1.jpg

طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساده و روان قطعات می باشد ٬ به عنوان پنجمين کار منصور با شرکت ترانه وهشتمين کار منصور در مجموع است که احتمالا در اوايل سال 2005 ميلادیبه بازار خواهد آمد.
هرچند منصور آثار خود را خارج از ايران ضبظ ميکند و فروش آثار در ايران غير قانونی می باشد ٬ ولی وی در ايران نيز به عنوان يکی از مشهورترين هنرمندان ايرانی مطرح است.
جدا از فروش ميليونی آثار منصور و استقبال کم نظيری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان ميشود ٬ موسيقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ايرانيها تبديل شده است.
آهنگ "ديوونه" ی منصور به طور ويژه ای در استاديوم های فوتبال در ايران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از يکی از بازيکنان يا داور سر ميزند ٬ با فرياد "ديوونه ٬ ديوونه" به دسته جمعی اين آهنگ را ميخوانند.
و همچنين قطعاتی از برخی ديگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزيز دلمی" هر از گاهی در فيلم های ايرانی به گوش ميرسد.
منصور در تهران به دنيا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمريکا شد.
وی در سنين نوجوانی هرگاه فرصتی می يافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسيقی سنتی ايران ميگويد : (( هنگاهی که جوانتر بودم هميشه تحت تاثير ملوديهای سنتی ايران آواز ميخواندم. )) پس از اتمام دوران دبيرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استوديوهای ضبط موسيقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استوديو ضبط موسيقی آشناتر شد ٬ يکی از موسيقيدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظيم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولين آلبوم خود را با سرمايه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبايل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در اين باره ميگويد : (( من عاشق موسيقی هستم اما در عين حال از هيجان حاصل از دنيای خريد و فروش نيز لذت ميبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشيد زيرا منصور اصرار داشت از بهترين امکانات و روش ها برای ضبط کارهايش استفاده کند در اين مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنيک آوازش را بهبود بخشيد. اولين آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشيدن طعم موفقيت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم ديگر نيز به بازار
داد : "تصوير آخر" ٬ "دريچه" و "قايق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ يک فيلم ساز مستقل ايرانی به نام "بابک شکريان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فيلم "آمريکای زيبا" دعوت کرد. بازی در اين فيلم هم زمان با ضبط پنجمين آلبوم منصور بود ٬ اما با اين حال منصور اشتياق زيادی برای تجربه ی بازيگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزايش خلاقيت منصور شد ; درنتيجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولين آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد ميگويد : (( قطعه ی خاصی از اين آلبوم بيان علاقه ی شخصی من به موسيقی است ٬ آن چيزی که از بچگی در مورد موسيقی در قلبم احساس ميکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسيقی مرا موسيقی پاپ تشکيل ميدهد ٬ اما به موسيقی سنتی ايران نيز علاقه ی زيادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمايه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما اين آلبوم خيلی سريع به بهترين اثر منصور تا آن زمان تبديل شد که فروشی ميليونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش اين آلبوم ٬ قابل اعتماد نيست زيرا در بسياری موارد تکثير به صورت غير مجاز بوده )
آهنگ های اين آلبوم همراه با ويدئوها ی آن به عنوان يک موفقيت قابل توجه ٬ پلی ميان ايرانيان داخل و خارج کشور ايجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ايرانيها در سراسر دنيا و احتمالا به محبوب ترين آهنگ ايرانی در طی 2 دهه ی اخير تبديل شد.
اين آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلويزيون ها و ايستگاههای راديويی شنيده ميشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گير شد که تقريبا به عنوان يک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نميگيرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمين آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومين همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با ديدن قيافه ی جديد او در ويدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراين باره ميگويد : (( من موهايم را بلند کردم زيرا ميخواستم نسبت به ويدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسيقيی که با آنها کار ميکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسيار خوبی بود که در همين زمان فيلم "آمريکای زيبا" در چندين فستيوال فيلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستايش قرار گرفت و چند جايزه به خود تعلق داد ; اين امر باعث شد منصور به شنونده های جديدی در سراسر دنيا معرفی شود. هفتمين آلبوم منصور با نام "ديوونه" ٬ دو آهنگ محبوب ديگر را از منصور معرفی کرد ; يکی "ديوونه" که نام آلبوم جديد او نيز بود و ديگری "عزيز دلمی". به تدريج طرفداران فارسی زبان جديدی از افغانستان ٬ تاجيکستان ٬ بحرين ٬ امارات ٬ قطر ٬ کويت و ترکيه نيز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتيجه منصور به يکی از موفق ترين هنرمندان خاورميانه تبديل شد.
زلزله ی ويران کننده ای در جنوب شرقی ايران در December, 26, 2003 رخ داد که بيش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
اين زلزله ٬ يکی از مصيبت بارترين بلاهای طبيعی قرن بود. منصور به ياد کسانی که در اين حادثه ی غم انگيز از دست رفتند ٬ ويدئوی جديدی برای نوروز 2004 تهيه کرد به نام "عيدی ندارم". ابتدا قرار بود اين آهنگ فقط در قالب يک ويدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصميم گرفت اين آهنگ را به آلبوم آينده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور اميدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزايش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی ميليون ها ايرانيست. به نظر ميرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنيده ميشود. در چنين روزگاری پيام اميدبخش منصور از هر زمان ديگری مهم تر است.
منصور به اين حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو بايد همان تغييری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپيوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی ميکند ٬ اما بيشتر وقتش به سفر در دور دنيا ميگذرد. گرچه منصور ديگر در ايران زندگی نميکند اما ايران هميشه قسمتی از وجود اوست و هميشه با او خواهد بود
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:15 PM
http://download.ironi.ir/mp3/84/1.jpg

مهستی که نام اصلی اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او که خواهر ديگر خواننده محبوب ايرانی هايده است، توسط پرويز ياحقی، آهنگساز پر آوازه ايرانی، کشف ومعرفی شد.

مهستی کار خوانندگی را از برنامه گل های رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» که ساخته پرويز ياحقی بود، شروع کرد.

در آغاز، مهستی با مشکلات زيادی از طرف خانواده اش برای شروع کارخوانندگی مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستی تصميم گرفت که با تصوير جديدی از زن خواننده ايرانی پا به عرصه بگذارد. مهستی همواره خود را خواننده ای معرفی می کرد که به ارزش های خانوادگی احترام می گذارد.

مهستی همزمان با انقلاب در ایران به بريتانيا و سپس به آمريکا مهاجرت کرد.

در سال ۲۰۰۵ ميلادی، به خاطر« يک عمر فعاليت هنری» از مهستی در مجلس باشکوهی در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.

در مارس ۲۰۰۷ مهستی اعلام کرد که دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش کرد تا جامعه ايرانی مقيم آمريکا را بيشتر با بيماری سرطان و نقش تمرين های فيزيکی در درمان اين بيماری آشنا کند.

وی سرانجام در 4 تیرماه 1386 در سن شصت و یک سالگی در لس آنجلس در گذشت.
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:21 PM
http://download.ironi.ir/mp3/83/1.jpg

http://download.ironi.ir/mp3/83/2.jpg

ناصر عبداللهي در ساعت ده و ده دقيقه ی دهمين روز از دهمين ماه , سال 1349 در محله باغ بندر عباس به دنيا آمد .
پدرش عبدالرحمن عبداللهي از كارگران بازنشسته شركت نفت و مادرش مهرنگاربندري نيايي خانه دار است .
او چهاربرادر و يك خواهر دارد،
تنها خواهرش نسرين و برادرانش به ترتيب سن محمدطيب , نادر , عليرضا و عقيل هستند که ناصر برادر وسطي آنها است , يعني سومي .
ناصر در هيجده سالگي با فهيمه غفوري اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج كرد و حاصل آن سه فرزند ( دو پسر و يك دختر ) به نامهاي نويد , نازنين و نامي است .
همسر ناصر تعداد فرزندان خود را كافي مي داند در صورتي كه ناصر به پنج فرزند ديگر اعلام نياز مي كند!

از خانواده او دخترش نازنين نيز به خوانندگي علاقمند است و در كنسرتهاي او هنرنمايي مي كند و اميدوار است كه روزي در ايران حداقل خانمها بتوانند براي خانمها كنسرت برگزار كنند.

متاسّفانه به علّت نا معلومی از پنجشنبه شب 2 آذر 1385 در کما به سر می برد.
تا کنون علّت هایی مانند مسمومیت حاد به وسیلهء قرص آرامبخش، درگیری جسمانی مطرح شده است که هیچ کدام توسّط اطرافیان و تیم معالجش تائید نشده اند.
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:24 PM
http://download.ironi.ir/mp3/farhad/1.jpg

نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد.

اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به “تقليد از بزرگترها“ مي شد.

سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند.

در همان دوران يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند.

با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود.

عمر تمرينات ويلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد:“ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.”

و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد.

با ورود به مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند.

اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند .و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند.

پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند.
گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند.

وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد.

مدتي بعد از گروه جدا ميشود و فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي راهي برنامه تلويزيوني “واريته استوديو ب “ ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد.

مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله “اطلاعات جوانان“ در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد.

در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و همچنين شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار ميگرد.

چندي بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا مي شود .همكاري فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گيتار و پيانو با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار)،حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت)در كلاب كوچيني از سال 45 آغاز ميشود.

منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصلي Black Cats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:“فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد.“

در همين دوران يعني در اوج فعاليت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه “اگه يه جو شانس داشتيم“ يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم “بانوي زيباي من“ شنيدند.
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:26 PM
http://download.ironi.ir/mp3/79/1.jpg

تولّد اسفند 1309 در ساری. لیسانش دانشسرای کشاورزی. از اوان نوجوانی نیهای خود رو را سوارخ می کرد و در آنها می دمید. در سال 1317 در دبستان با ساختمان فلوت پیشاهنگان آشنا شد. عماد نزد خود و بی استاد نواهای محلّی را در فلوت می دمید و بعدها که به رادیو آمد، آهنگهایی را که با ویلن در رادیو اجرا می کردند، با فلوت تقلید می کرد. در شهریور 1322 به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدینها، پیش پرده می خواند و فلوت می زد. در تهران مجید محسنی، حمید قنبری و جمشید شیبانی از سالهای 1320 پیش پرده خوانی را شروع کرده بودند و پرویز خطیبی و ابوالقاسم حالت، اشعار فکاهی آن را می سرودند. پیش پرده خوانی چندین سال مُد بود. به هر حال به قول عماد رام، نخستین مربی غیر رسمی اش سن تئاتر بود. در سال 1335 به تهران آمد و به اداره هنر های ریبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون ا نزد محمد علی خادم میثاق، و ردیفها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. مدتی نزد نورعلی برومند و "حاج آقا محمد ایرانی مجرد" آموزش دید. در سال 1339 برای اولین بار در ارکستر حسن رادمرد کنسرت داد. در تلویزیون، ارکستر سه نفره ای متشکّل از حسین تهرانی، فرامرز پایور و عماد رام پا گرفت ... از سال 1350 به سرپرستی یکی از ارکسترهای فرهنگ و هنر منصوب شد. 25 سال پيش در پی انقلاب اسلامی در ايران مانند بسياری از هنرمندان ايرانی ناگزير از ترک وطن شد و سرانجام در سال 1382 در کشور آلمان دار فانی را وداع گفت.
عماد رام می گوید:"منحنی هنر نسبت به پیشینیان سقوط کرده بود، کار اساتیدی همچون درویش خان، رکن الدین خان و صبا و ... چون مکتبی بود پس از سالها همچنان پا برجا مانده است و کار بعضی از شبه هنرمندان چون سرابی بود، اثری از آثارشان باقی نمانده. مکتبیها به دنبال هنر بودند، دود چراغ می خوردند و دو زانو دستِ ادب بر سینه در برابر استادان می نشستند، لذا آثارشان نیز پایدار ماند و شبه هنر مندان از لوح دلها زدوده شدند. من گاهی برای اینکه آموزش فرهنگی و اخلاقی بگیرم نزد شادروان اسماعیل مهرتاش می رفتم، روزی نقل کرد "در هنگام جوانی که من و علی اکبر شهنازی برای مشق تار خدمت درویش خان می رفتیم، روزی از قسمت روابط فرهنگی ایران و فرانسه پاکتی آوردند که محتوی یکصد تومان بود. در آن زمان یکصد تومان فوق العاده ارزش داشت و اگر کسی در کوچه ای صد تومان پول داشت آن کوچه به کوچه صد تومانیها معروف می شد. درویش خان گفت:"گمان نمی کنم که فرهنک و کار فرهنگی پاداش داشته باشد." و از قبول پول امتناع ورزید. پس از ساعتی در همان جلسه رو کرد به حاجی علی اکبر خان که نسبتآ ثروتمند بود و ماهانه سه تومان بابت حق التدریس می پرداخت و گفت: "پول داری حق التدریس ماه آینده خود را بپردازی؟" و پس از اینکه سه تومان را که مبلغ نسبتآ قابل توجهی بود گرفت، نوکرش را صدا زد و گفت:"این سه تومان را بده این همسایه ارمنی که امروز زنش مرده و پول کفن و دفنش را ندارد." حالا شما این را مقایسه کنید با کسانی که اسم خود را هنرمند گذارده بودند و شبها به کاباره ها و ... هجوم می آوردند برای انباشتن جیب خود. و این تفاوت بود که هنر امثال درویش خان را ماندنی کرد و هنر اینان را به زباله دانی فرستادند."



منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:28 PM
http://download.ironi.ir/mp3/poran/1.jpg

فرح دخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوايل ۱۳۳۰ است و به واسطه او جذب خوانندگی شد.
او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد .
او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد.

او فعاليت در سينما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فيلمهایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از :
ستارگان می درخشند
عمو نوروز
طلای سفيد
گرگهای گرسنه
لاله آتشين
آقای قرن بيستم
اشکها ولبخندها
دنيای پول
حاتم طائی
گدايان تهران
توفان بر فراز پاترا

همسر دوم پوران آقاي روشن زاده بود که ايشان و آقاي بهمنش از بهترين مفسران ورزشي ایران بودند، پوران از ايشان داراي 2 فرزن به نامهاي اميد و آرزو شد.

پوران در سال 1369 زمانی که برای دیدن نوه اش به ایران آمده بود به علت ابتلا به بیماری سرطان در گذشت و در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
منبع:http://www.ironi.ir

Meysam
08-03-2007, 01:31 PM
http://download.ironi.ir/mp3/giti/1.jpg

گیتی پاشایی در سال 1327 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد.
پدر بزرگش جعفر منصوری شاعر و استاد تار و خط بود و نوازندگی تار و سه تار را به مادر گیتی آموخت و بدین ترتیب گیتی از طریق مادرش با موسیقی آشنا شد. وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد فرامرز پایور، مهدی فروغ و محمود کریمی آموخت. پس از دیپلم به آمریکا رفته و در سیتی کالج نیویورک در رشته معماری مشغول به تحصیل شد و در سیاتل آمریکا لیسانس هارمونی و ارکستراسیون گرفت.
در اواخر دهه چهل، فعالیت رسمی خود را با خوانندگی در رادیو و تلویزیون آغاز کرد و به خواندن تصنیف های مردمی مشغول شد. ترانه های «شب من شب تو»، «دل بوالهوس»، «گل مریم»، یه دل دارم» از جمله ترانه هایی است که او در آن زمان خوانده بود.
در سال 1354 ه.ش. به عرفان و تصوف روی آورد و سپس بر روی شعرهای شاعران معاصر چون مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی و محمدعلی سپانلو آهنگسازی کرد. در سال 1356 ه.ش. در فیلم «سفر سنگ» به کارگردانی همسرش مسعود کیمیایی، به عنوان بازیگر حضور یافت اما پس از آن دیگر به بازیگری نپرداخت.
در سال 1368 ه.ش. به آلمان رفت و در هامبورگ یک دوره موسیقی کلیسایی و ترانه های مذهبی را در نوریک هوخ شوله گذراند.
گیتی پاشایی پس از انقلاب به کار آهنگ سازی به طور جدی پرداخت و با سه فیلم «تیغ و ابریشم» (1365 ه.ش.)، «سرب» (1367 ه.ش.) و «گروهبان» (1369 ه.ش.) هر سه به کارگردانی مسعود کیمیایی به عنوان آهنگساز فیلم شناخته شد.
وی عاقبت در هفدهم اردیبهشت 1374 هجری شمسی بر اثر بیماری سرطان در تهران زندگی را وداع گفت.
منبع:http://www.ironi.ir

artak
08-12-2007, 04:10 PM
http://www.poeterfan.com/images/ERFAN-4.jpg
عرفان در 3/آگوست/1983 در اصفهان به دنيا آمد.او از 6ماهگي يه مسافرت اجباري دور دنيا رو پذيروفت عرفان در شهر‌ها و كشور‌هاي مختلفي زنگي كرده خانواده عرفان ديگر تصميم گرفته بودند كه در يك مكان يا به عبارت ديگر در يك كشور ساكن شوند و اين كشور جايي نبود به جزء آمریکا.
اين مسافرت‌ها و جابه‌جايي‌ها تاثيرات زيادي بر روي فرهنگ،زبان،ارزش‌ها و...عرفان گذاشته بود اما عرفان شروع به كامل كردن زبان خودكرد و در اين راه تلاش فراواني کرد.
همانطوري كه در بالا گفتم عرفان تلاش بسياري كرد و اين دلبستگي او به ادبيات فارسي از او يك فرد شاعر،فيلسوف(فرهنگي و تربيتي)و***** و مذهبي ساخت.ورزيدگي عرفان با آلبوم اول او به چشم مي‌خورد كه يك شك بزرگ براي آمريكايي‌ها بودچون عرفان خلاقيت خود را در كشمك كردن و نقل‌وانتقال دادن مسايل در موزيك خود و كليپ خود هنرمندانه نشان داد.
با وجود اين كه عرفان در دنياي غرب بزرگ‌شده است هرگز فرهنگ ايرانيان و ايراني بودن خود را فراموش نکرده بود.
عرفان از 14 سالگي به دنبال نوشتن و خواندن ادبيات ايراني بود او با اين پشتكار توانست اشعاروموزيك خود را به صورت مخلوطي از غربي و شرقي به بيرون عرضه کند.
به علت اين كه عرفان هميشه درسفر بود و هميشه در جابه‌جايي بود توانسته بود از اين كشمكش ها تجربه‌هاي بسياري كسب‌ كندو اين موضوع را به راحتي مي‌توان در اشعار و موزيك او ديد و شنید و او امروزه تلاش مي‌كند كه هيپ‌هاپ ايرانيان را به گوش جهانيان برساند و خود را در جدول موزيك جهان بالا بکشد.

eblis_boy1386
08-19-2007, 07:30 AM
سلام دوستان..بازم منم و با يك بيوگرافي جديد....
اگه خوشتون اومد يه نظر خشك و خالي هم بدين اگرم كه دوست نداشتيد كه .......


داریوش اقبالی پس از کمال الملک ، ارد شرکا ، مرتضی ممیز ، ابوالحسن خان صدیقی، هوشنگ سیحون ، مسعود کیمیایی ، مهدی اخوان ثالث ، صادق هدایت ، بهروز وثوقی ، کاوه گلستان ، حسن شماعی زاده و محمدرضا شجریان بیشترین رای ایرانیان را در نظرسنجی پاسارگاد کسب کرد در اینجا زندگینامه او همراه با تعدادی از آثارش را تقدیم می کنم:

http://www.irapic.com/uploads/1181973873.jpg

بيوگرافی داريوش:
بدون شک او پديده ای درتاريخ موسيقی ايران است،ترانه های داريوش از خواسته ها و افکار مردم ايران در سه دهه اخير متاثر گشته.داريوش افسانه است.اويکی از هزاران خواننده ايست که در دوران معاصر چون ستاره ميدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزديك با رنج و خوشی زندگی متداول ايرانيان است،مردمانی سختی کشيده و دوستدار آزادی.او با بيانی ژرف و به دور از اغراق به بيان احساسات ايرانيان می پردازد. موسيقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عميق،از اين رو ترانه های داريوش درقلب مردم جای دارد.

http://www.irapic.com/uploads/1181926583.jpg

داريوش هرگز با عقايد تحميلی به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه های او حاصل اشعار و موسيقی انسانهايی وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتی عطايی، قنبری و بيات است.اين موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق، صلح، آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب ديگر عرصه ای برای داريوش و هنرش نبود ازاينرو وی از سرزمين مادری خود کوچ کرد.
کارهای او شامل بيش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.داريوش کنسرتهای بيشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نيويورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی)، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater (لس انجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس) به اجراء درآورده است.



داريوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشيدی درتهران بدنيا آمد.اوسالهای اوليه عمر خود را در ميانه، کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولين بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خياط باشی از تلويزيون ايران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاويد "بمن نگو دوست دارم" درقلب مردم جای گرفت.او با پيدايش عصر بي همتای سبک نوين موسيقی ايران همدوره بود.

http://www.irapic.com/uploads/1181908157.jpg
http://www.irapic.com/uploads/1181907877.jpg

داريوش در هنر عکاسی نيز صاحب سبک است،همچنين در دو فيلم سينمايی "ياران" و "فرياد زيرآب" نيز ايفای نقش نموده.ترانه ها و پيامهای داريوش بسيار جلوتر از تفکرات عصر اوست.
حتی جهان عرب نيز با سبک غنی داريوش آشناست و ترانه های او را پذيرفته است،در فستيوال موسيقی، فيلم ورسانه های تصويری که چندی پيش در بحرين برگذار شد داريوش بعنوان نماينده سبک معاصر و منحصر بفرد موسيقی ايران اين سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترين نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتاميه اين جشنواره ندای "آزادی" را بخصوص برای سرزمين مادری خود ايران، سرداد.

jorji
10-03-2007, 10:38 PM
زندگينامه: محمدرضا شجريان



محمدرضا شجريان اول مهر ماه 1319 در مشهد متولد شد

چنانكه خود در خاطراتش از ايام كودكي بيان كرده، 5 ساله بودكه در خلوت كودكانه‌اش آواز مي‌خواند

15بهمن1326 به كلاس اول مي‌رود و يك سال بعد به آموزش تلاوت قرآن‌كريم نزد پدر مي‌پردازد. در 9 سالگي تلاوت قرآن را آغاز مي‌كند و يك سال بعد اين كار را در میتینگ‌ها و اجتماعات ***** ان سال‌ها ادامه مي‌دهد.

در سال 1331 براي نخستين بار صدايش از راديو خراسان پخش مي‌شود. سال 1332 وي عنوان شاگرد ممتاز را در بين دانش آموزان مشهدي از آن خود مي‌كند و سپس در دبيرستان شاهرضا تحصيلات خود را پي مي‌گيرد. همزمان در مسابقات فوتبال دبيرستان‌هاي مشهد هم حضور مي‌يابد و در سال 1334 موفق مي‌شود به تيم دانش آموزي استان راه يابد.

http://i23.tinypic.com/344y2rt.jpg


شجريان در سال 1336 به دانشسرای مقدماتی در مشهد مي‌رود و از همين سال است كه براي نخستين بار با يك معلم موسيقي به نام جوان ‌آشنا مي شود.
پي گيري جدي كار آواز سبب مي شود تا در سال 1338 وي به اجراي آوازهايي بدون ساز ونيز قرائت قرآن براي راديو خراسان بپردازد.

يك سال بعد شجريان ديپلم دانشسراي عالي را مي‌گيرد و به استخدام آموزش و پرورش در مي‌آيد و همزمان به تدريس در دبستان خواجه نظام‌الملك بخش رادكان مي پردازد و نيز با سنتور آشنا مي‌شود.

آشنايي با سنتور اين اشتياق را در وي شدت مي‌بخشد كه با نت و فراگیری سنتور نزد آقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور تجربه‌هاي خود درموسيقي را گسترش دهد.

شجريان در همين سال (1340) با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان ازدواج مي‌كند و مرداد ماه جشن عروسي مي‌گيرند كه حاصل اين ازدواج آغاز يك زندگي سي ساله و سه دختر ويك پسر( همايون) است.

در سال 1342 وي از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان منتقل مي‌شود و در همين سال فرزند اول وي (راحله) متولد و نيز وي موفق مي‌شود كه اولين سنتور خود را با چوب توت بسازد.

در سال 1344دختر دوم (افسانه)در مشهد به دنيا مي‌آيد كه بعدها به همسري پرويز مشكاتيان در مي‌آيد.

بعد از چند سال تدريس و مديري دبستان‌هاي مشهد آذر ماه 1346 شجريان به تهران منتقل مي‌شود و از همان بدو ورود با استاد احمد عبادي (نوازنده و نواساز نامي سه‌تار) آشنا مي‌شود وهمزمان به همكاري با راديو ايران مي‌پردازد و در كنار آن به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری مي‌رود. اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه در رادیو ایران که با عنوان "برگ سبز شماره ی 216" در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد از ديگر فعاليت‌هاي شجريان در اين سال بود.

کار در رادیو با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش از جمله تلاش‌هاي شجريان در مسير زندگي هنري‌اش به شمار مي‌رفت.

در سال 1347 از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی انتقال مي يابد وهمزمان به كلاس خوشنويسي استاد حسن ميرخاني مي‌رود.

دختر سوم وي مژگان در 27 ارديبهشت درتهران متولد مي‌شود و در همين سالهاست كه وي برنامه‌هايي با استاد احمد عبادي، لطف الله مجد، اجرا مي‌كند.

در سال 1349 همكاري خود با با برنامه‌های تلویزیون ملی ایران را آغاز مي‌كند و همزمان به دريافت خوشنويس ممتاز نايل مي‌شود.

در سال 1350 با استاد فرامرز پايور آشنا مي‌شود. به مشق سنتور و اموزش ردیف اوازی صبا نزد ايشان مي‌پردازد . در همين سال است كه وي افتخار آشنايي با شاعر گرانمايه هوشنگ ابتهاج سايه را پيدا مي‌كند و به همكاري با برنامه گلهاي تازه رادیو مي‌پردازد.

در سال 1351 شجريان ضمن همكاري در برنامه گلها با استاد نور علي خان برومند آشنا مي‌شود و به آموزش سبك وشيوه آوازي طاهر زاده نزد وي مشغول مي‌شود. آشنايي با استاد دوامي و نيز آموختن رديف‌هاي آوازي از ديگر توفيقات شجريان دراين سال بود.
در سال 1352 وي به اتفاق گروهي از هنر مندان چون محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، داود گنجه‌ای و مقدسی و حدادی و دیگران هنرمندان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستي استاد داريوش صفوت بنا مي‌گذارند.
در سال 1354 همايون متولد مي‌شود و از همان سال اجراي وي براي كشور هاي خارجي هم آغاز مي‌شود.

1355: شرکت در جشنواره توس (نیشابور)با فرامرز پایور، سایه، حسن ناهید، رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی، عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف. حضور در برنامه جشن هنر حافظيه شیراز با محمدرضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه راست پنجگاه. در همين سال وي به همراه ابتهاج سايه و برخي ديگر از هنرمندان از راديو كناره گيري مي‌كنند.

در سال 1356 شركت دل آواز را تاسيس و نيز در سال 1357 در مسابقات تلاوت قرآن سراسر كشور به مقام نخست مي‌رسد.

در سال 1358 با غلامرضا دادبه آشنا مي‌شود و سپس آلبوم‌هاي مختلفي را با گروه پايور و نيز آلبوم‌هاي ديگري را با گروه شيدا و عارف كار مي‌كند.

در فاصله سال‌هاي دهه شصت شجريان همكاري گسترده‌اي را با پرويز مشكاتيان آغاز مي‌كند كه حاصل ‌آن آلبوم‌هاي ماهور، بيداد، نوا، دستان و .. است. در همين سال‌ها وي به اتفاق گروه عارف كنسرت‌هايي را در خارج از ايران اجرا مي‌كند.

از سال 68 وي با گروه پيرنياكان و عندليبي به اجرا كنسرت در آمريكا و اروپا مي‌پردازند. اين گروه در سال بعد و به دليل زلزله رودبار كنسرت‌هايي را در جمع آوري كمك مردم دنيا دراروپا و آمريكا اجرا مي‌كنند.

در سال 71 پس از ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری به اجراي کنسرت‌های مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان (اگوست تا نوامبر) مي ‌پردازد. انتشار آلبوم ياد ايام، آسمان عشق و نيز دلشدگان حاصل اين سال‌ها است.

در سال 1374 وي کنسرت‌هايي در شهرهاي اصفهانف شیراز، ساری، کرمان و سنندج را برگزار مي‌كند و در همين سال آلبوم چشمه نوش (‌با محمد رضا لطفي) گنبد مینا، جان عشاق، مدتي بعد در خيال را با همكاري مجيد درخشاني منتشر مي‌كند.
در سال 76 فرزند ديگر شجريان به نام رايان از همسر دوم متولد مي شود و يك سال بعد وي آلبوم شب؛ سكوت، كوير را با آهنگسازي كيهان كلهر منتشر مي‌كند.

شجريان در سال 78 جايزه افتخاري يونسكو را دريافت مي كند (‌جايزه پيكاسو) و كتاب راز مانا نيز از وي درسال 79 منتشر مي‌شود.

از يكي دو سال بعد وي به اتقاق كيهان كلهر و حسين عليزاده و همايون شجريان كنسرت‌هايي را در اروپا و آمريكا اجرا مي‌كنند كه حاصل ان آلبوم‌هاي نوا، داد و بيداد، زمستان است.

شجريان به اتقاق عليزاده و كلهر و فرزندش در زمستان سال 1383 به مناسبت زلزله بم كنسرتي را درتهران برپا مي‌كنند و همزمان اعلام مي‌كنند كه قصد دارند مجتمعي را به نام باغ هنر بم بسازند كه دي وي دي همنوا بابم حاصل چنين انديشه‌اي است.
شجريان پس از آن در سال 84 نيز كنسرتي ديگر با عليزاده و كلهر و همايون درتالار كشور برگزار مي‌كند .

وي هم اينك با گروه آوا كنسرت‌هايي را در داخل و خارج از ايران اجرا مي‌كند.


منبع : همشهري

Matrix
11-28-2007, 08:57 AM
بیوگرافی گروه آریان



تاریخچه گروه آریان

زمستان سال 1998 میلادی بود زمانی که برای اولین بار علی پهلوان، آقای پیام صالحی را ملاقات کرد ، هر دو آنها در ارتش خدمت سربازی را بسر می بردند . در طی این دوره , ایندو بیشتر به علاقه مندیهای یکدیگر آشنا شدند , هردو شعر می گفتند ، آواز می سراییدند ، گیتار می نواختند و میخواندند .
و این دوران زمانی بود که آنها شروع موسیقی پاپ ایران را بعد از انقلاب اسلامی مشاهده می کردند . هردو به این فکر افتادند که چه موقعیتی بهتر از این و تصمیم گرفتن تا فعالیت خود را در این ضمینه آغاز کرده ولی با شیوه و سبکی متفاوت.
برای نهادینه کردن شکلی از این موسیقی , گروه موسیقی پاپ با نام " گروه آریان " تشکیل دادند .
آریان اولین گروه در این سبک و نوع بعد از انقلاب اسلامی بود .
برای شروع گروهی متشکل از آواز ویولن , گیتار به سبک ایرانی, دو خواننده اصلی با لحن و نوایی متفاوت و در پشت این نواها آوازی از خانمها بعنوان همخوان تشکیل شد . علاوه بر این , غزل ها از بافت مخصوص با عباراتی ساده طراحی شدند تا یک طیف گسترده ای از جامعه را جذب کند .
بر این اساس گروه با این ترکیب شروع کرد :
علی پهلوان ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / پیام صالحی ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / سیامک خواهانی ( ویولن ) / محمد رضا گلزار ( گیتاریست ) / برزویه بدیهی ( ضرب و پرکاشن ) / شراره فرنژاد ( گیتاریست و همخوان ) / ساناز کاشمری ( همخوان ) و سحر کاشمری ( همخوان ) .
در ابتدا تصمیم گرفته شده بود که , شهروز فرنژاد ( برادر شراره ) بعنوان نوازنده صفحه کلید و پیانو زن همکاری کند اما بسبب داشتن شغل پیشین و سابقه کاری , نینف امیرخاص ( نوازنده صفحه کلید , ارگ زن آشوری ) در مکانی از سوی سیامک معرفی شد تا جایگزین او شود و گروه تمرین هایش را با او از سر گرفت . بسبب فقدان در درام زن و ویولن سل در گروه , نیاز به اجراء این ریتم ویژه روی پیانو و ارگ بود .
برای بالا بردن سطح کیفی اجرائی کار گروه تمرینات مداوم و بسیار زیادی را انجام داد و تصمیم گفته شد تا مجوزی برای برگزاری اجرای زنده از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته شود .
بعد از زمانی , گروه موفق شد تا مجوز شعرها را بگیرد ولی در گرفتن مجوز و اجازه از شورای موسیقی وزارت ارشاد ناکام ماند .
در این زمان , پیام صالحی با کمک دوستانش موفق شد تا کنسرتی را در جشنواره خرید جزیره قشم ( منطقه آزاد ) تدارک ببیند که هیچ درخواست و مجوزی برای اجرای آن نیاز نبود .
سرانجام در 22 نوامبر سال 1999 گروه به روی صحنه رفت و بدون هیچ چشم داشت مالی نمایش خود را اجرا کرد . اجرا بقدری موفقیت امیز بود که مسئول اداره کننده موسیقی این مراسم بعد از چند روز مجدداٌ از ما برای اجرا دعوت کرد , بدیهی است که این بار با پاداش همراه بود .
در طی این دوره , امیرحسین مستعد بعنوان گیتار باس ( بم ) به ما ملحق شد.
فیلم اجرای ما توسط برخی تولید کننده های موسیقی مورد قبول قرار گرفت و در یک روز خوب دو تن از شرکت ترانه شرقی به محلی که ما درآنجا تمرین میکردیم ( زیرزمین منزل آقای پیام صالحی ) برای دیدن اجرای زنده ما آمدند , که یکی مدیر شرکت ترانه شرقی ( که در حال حاضر مدیر گروه آریان ) و دیگری شریک ایشان آقای محمدرضا احمدیان ( موسیقیدان ) بودند .
بعد از مذاکرات , برای تهیه آلبوم و اجرای کنسرت قراردادی بسته شد .
در این زمان , گروه آریان با مدیریت شرکت ترانه شرقی توانست مجوز اجرا روی صحنه را بگیرد و در اول آوریل سال 2000 در تهران به روی صحنه رفت .
ضبط آلبوم اول از گروه کامل شده بود و این آلبوم با نام " گل آفتابگردون " منتشر شد .
برای اولین بار , پوستری آمیخته از گروه موسیقی دیوارها را پوشانده بود و در هر مغازه موسیقی این پوسترها روی ویترین مغازه ها بود و آوازهای این آلبوم از هر گوشه ای شنیده میشدند .
آریان کارهایش را به سبب نظریه جدید و کاری نو و شجاعت و دلاوری که داشت به بازار عرضه کرد و با اعتماد به نفس بازاری جدید برای موسیقی بوجود آورد و به سرعت پیشرفت کرد و در رده اول موسیقی پاپ ایران قرار گرفت .
بعد از آن علیرضا طباطبایی بعنوان درام زن به ما ملحق شد بطوریکه که یک بهبود بنیادی در اجرای زنده از گروه بدست آمد .
محبوبیت آریان با آلبوم دوم , که در ژانویه سال 2002 منتشر شد دوچندان شد بطوری که گروه آریان بیش از 250 کنسرت را در شهرهای مختلفی از ایران اجرا کرد همانند :
تهران , کیش , قشم , بندرعباس , قزوین , سلمان شهر , کرمان , اصفهان , یزد و رشت .
موفقیت گروه در حدی بود که فراتر از مرز رفت . دراین زمان محمدرضا احمدیان از شرکت ترانه شرقی جدا شدند و محمدرضا گلزار کسی که محبوبیت زیادی نزد عموم داشت , وارد عرصه سینما شد و از فعالیت های خود در گروه کاست .
آریان اولین کنسرت برون مرزی خود را در منامه ( بحرین ) اجرا کرد و با موفقیت در این کنسرت , کنسرت بسیار موفقی را در دوبی ( امارات متحده عربی ) برگزار نمود .
بعد از این رویداد , محمد رضا گلزار رسماٌ گروه را ترک کردند و به فعالیت خود در صنعت سینما ادامه دادند .
در ادامه موفقیت های کنسرت ها در تهران , کیش , لندن , کلن , مونیخ , هامبورگ و بویژه کنسرت بسیار شاد و خیرخاهانه ای که در برلین و روز بعد از حادثه زمین لرزه بم انجام شد توجه رسانه ها را بطرف خود جلب کرد و گزارش آن از شبکه های تلوزیونی پخش شد . گزارش این اجرا از کانال های خبری آلمان پخش شد .
بعد از این بهترین گیتاریست ما برای ادامه تحصیلات ایران را ترک کرد , و تعداد اعضای اصلی گروه به 9 نفر کاهش پیدا کرد .
در این راه آریان به طرف یک افق جدید حرکت کرد تا موسیقی پاپ ایران را به دنیا بشناساند راهی را که عرب ها و موسیقی دانان ترکیه ای قبلاٌ برای معرفی موسیقی خودشان انجام داده اند .
در این مرحله آریان آلبوم جدیدش را مهیا کرده , که "تا بینهایت" نامیده شده , و برای رقابت با گروه های خارجی و نشان دادن کیفیتی , برتر آلبوم جدیدشان را در یکی از بهترین و معروفترین استودیوهای ظبط و تهیه در انگلستان با صرف بیش از 20 برابر هزینه و زمانی که در تهیه آلبومهایشان در ایران می گذاشتند تهیه کردند ، و این آلبوم به همراه دو مجموعه تصویری در لوح فشرده بعنوان هدیه عرضه شد .
با گسترش این آلبوم گروه آریان نامزد جایزه بین المللی شبکه رادیوئی بی بی سی 3 شد و این اولین حضور موسیقی پاپ ایران در جهان است بطوریکه نامزد جایزه جهانی موسیقی می شود .
در حال حاضر این آلبوم در نمودار پرفروشترین آلبومها در ایران قرار دارد و این آلبوم توسط یک شرکت کانادائی و پرآوازه به نام GEMMYMUSIC RECORDS توزیع شده است .

Matrix
11-28-2007, 09:05 AM
سلام سلامی که از دل سنگ صبور بر می خیزد و دل نرگسی همچون تو را می گشاید
۱- نام ونام خانوادگی: مهدی مقدم
۲- تاریخ تولد: ۳ /۸ / ؟
۳- سن: ۲۵ سال
۴- محل تولد: تهران- شهرک یاس فرهنگیان
۵- محل سکونت: اقدسیه تهران
۶- رنگ چشم: قهوه ای
۷- رنگ مو: مشکی
۸- قد: ۱۸۰ سانتیمتر
۹- رنگ مورد علاقه: مشکی
۱۰- ماشین مورد علاقه: ماشین آمریکایی
۱۱- وضعیت تاهل: مجرد
۱۲- تحصیلات: دیپلم گرافیک
۱۳- فعالیت های هنری: آشنا با نقاشی و کارهای دستی
۱۴- فرزند چندم: آخرین فرزند خانواده
۱۵- نام البوم ها: خونسرد - تسونامی

Matrix
11-28-2007, 09:06 AM
۱-نام و نام خانوادگی: فرزاد فرزین
۲-تاریخ تولد:۳ تیر سال ۱۳۶۰
۳-شغل پدر:مشاور وزیر راه وترابری و اکنون باز نشسته
۴-شغل مادر:رییس ثبت احوال منطقه ۱ تهران و اکنون باز نشسته
۵-تعداد خواهر و برادر:دارای ۳ خواهر می باشد
۶-مدرک تحصیلی:دیپلم ریاضی فیزیک و دانشجوی سال آخر رشته مدیریت صنعتی
۷-وضعیت تاهل:فعلا مجرد ولی انگار در شرف ازدواج هستش
۸-محل سکونت فعلی:سعادت آباد تهران
۹-سابقه بازیگری:در فیلم دنیای محبوب ساخته ارسلان میر حسینی وفیلم پسران آجری ساخته مجید قاری زاده نقش آفرینی کرده
۱۰-شروع کار موسیقی:در سال ۱۳۷۸ کار موسیقی رو به صورت رسمی آغاز کرد
۱۱-نام آلبوم ها:شراره - تعقیب - شوک
۱۲-ساز تخصصی:کیبورد
۱۳-محل برگزاری اولین کنسرت رسمی:کیش
۱۴-اتومبیل فعلی:۲۰۶ دودی رنگ
۱۵-تیم فوتبال داخلی مورد علاقه او:پرسپولیس

Matrix
11-28-2007, 09:11 AM
حميد عسگري خواننده محبوب و دوست داشتني پاپ توانست در دنياي موسيقي غوغايي به پا کند . او با احساس و دلش زندگي مي کند .
حميد عسگري متولد 20 مهرماه 1357 است در شيراز به دنيا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش ميلاد ترابي (( که اهنگساز است )) در تهران زندگي مي کند . دو خواهر و يک برادر دارد . تحصيلاتش ربطي به موسيقي ندارد او کارشناس مديريت صنعتي است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پيدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسيدن انسان ها مي شود .
اوايل که البوم او به بازار امد خيلي ها به اسم شادمهر عقيلي فروختند در صورتي که او کسي نبود جز حميد عسگري . رنگ و جنس صداي حميد و شادمهر تا حدي به هم شباهت دارد و اين شباهت به نفع او تمام شد . او مي گويد : هيچ کس در توانايي هاي شادمهر شکي ندارد البته شباهت صداي من و شادمهر چيز طبيعي در عالم موسيقي است چرا که صداها در عين تفاوت ها شباهت هاي زيادي به هم دارند .
صداي سياوش شمس را هرگز فراموش نمي کند و صداي محمد عليزاده رو خيلي دوست داره . غذاي مورد علاقه حميد عسگري قيمه هاي مادرش است . او اصلا اهل اشپزي کردن نيست . وقتي غمگين است مي خواند . صميمي ترين دوست حميد عسگري ميلاد ترابي است . يک زماني عاشق بوده است .
با ترانه هايي که خودش گفته ارتباط بيشتري برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرايط روحي خودش گفته است . از ميان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزي که رفتي رو خيلي دوست دارد . در صدايش غم خاصي وجود دارد .
نقطه ضعف حميد عسگري اين است که زود عصباني مي شود البته عصبانيت هاي او 5 دقيقه است بعد چنان ارام مي شود که انگار نه انگار اتفاقي افتاده است . نقطه قوت حميد هم اين است که بي هيچ چشمداشتي احساسش را نثار ديگران مي کند انقدر که طرف بي نياز از محبت مي شود .
ترانه هيچکي مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقديم مي کند . ما هم براي اقاي حميد عسگري ارزوي موفقيت و شادکامي داريم .
http://loving.persiangig.com/Biu/hamid%20asgari/hamid%20asgari1.jpg

Matrix
12-01-2007, 08:20 AM
به این خانوم لقب فائقه اتشین دادن


خانم فائقه آتشین "گوگوش" در 18 بهمن 1331شمسی مطابق با 7 فوریه 1951 میلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی ) در خیابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
"گوگوش"کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک حانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند .خانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کرد.پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک می پر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند.
تا آنجا که من میدونم زندگی کمتر هنرمندی در تاریخ موسیقی ایران این چنین افتخار آمیز اما پر فراز و نشیب بوده است از آنجا که در حجم این مقاله محدودم مابقی زندگی هنری گوگوش و زنگی شخصی او را مانند گزارشی اراثه می کنم امیدوارم حس و حال ابتدای این مقاله و مطالب آینده شما را برانگیزد و خود بیشتر درباره گوگوش بخوانید.
وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.
گوگوش علاوه بر حوانندگی بازیگر توانایی بود ودر فیلمهای مشهوری چون بیم و امید (۱۳۳۹)
گدایان تهران (۱۳۴۵)
ستاره هفت آسمون (۱۳۴۷)
سه دیوانه (۱۳۴۷)
پنجره (۱۳۴۹)
احساس داغ (۱۳۵۰)
بی تا (۱۳۵۱)
ممل امریکایی (۱۳۵۳)
شب غریبان (۱۳۵۴)
همسفر (۱۳۵۴)
ماه عسل (۱۳۵۵)
نازنین (۱۳۵۵)
در امتداد شب (۱۳۵۶)
امشب اشکی می ریزد ( 1357 ) هنرمندی کرد.
خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.
هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسیقی و خوانندگی است و تاثیری که بردلها گذاشت.برای بیان این مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقیق کرده اند دعوت می کنم
آفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی:"
گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. آن ها نیز که از او تقلید کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"
مرحوم محی الدین عالم پور نویسنده کتاب "روزگار تلخ و شیرین گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجیکستان به ایران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:
"گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خیلی صادقانه از ته دل و صمیمانه و بدون ریا.او مکتب هنری ویژه خود را ایجاد کرد تکمیل نمود زیرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفرید و روح مردم را با صدای دلنشینش نوازش داد و به دل و دیده مردم نشست.سعادت خودش وبهترین سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسید بلی رسید و اکنون باید در این قله پیروزی جاودان بمانداه

se7en
12-10-2007, 08:02 PM
مهستی
نام واقعی افتخار (خدیجه) دده‌بالا (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶[۲]) خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ و خواهر خوانندهٔ ایرانی هایده است

از او با عناوینی چون بانوی آواز گلها و دلها و بزرگ بانوی آواز ایران یاد می‌شود.

مهستی کمی پیش از انقلاب از ایران خارج شد ابتدا به انگلستان و سپس برای همیشه به آمریکا رفت و تا زمان مرگ در آن کشور زندگی می‌کرد. بیشتر آثاری که وی پس از انقلاب اجرا کرد در قالب ترانه‌های پاپ بود.
زندگی

مهستی در ۲۵ آبان ۱۳۲۵ در تهران زاده شد. از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است.پرویز یاحقی استعداد خوانندگی او را در نوجوانی کشف کرد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعر ایرانی وام گرفته بود.

در سال ۲۰۰۵ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه از وی برای بیش از ۳۵ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.

وی در روز دوشنبه چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، در ساعات اولیه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در کالیفرنیا درگذشت. از وی بیش از ۳۵ آلبوم برجای مانده‌است.
دوره خوانندگی

مهستی در ایران پیش از انقلاب

شروع کار مهستی در سن ۱۹ سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره ۴۲۰ ]و با خواندن ترانه‌ای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌است . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگ‌هایی نیز درین سبک اجرا نمود.

در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی می‌کردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی‌گردید.

زندگی خصوصی


روابط خانوادگی

مهستی دوبار ازدواج کرد، ولی هر دوی ازدواج‌ها منتهی به طلاق شده است. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر است. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بوده‌ است . مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نام‌های ناتاشا و ناتالی دارد

دوران بیماری

مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود. اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز، شرایط وی می‌باشد، امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت. با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد. به علت ظهور مجدد علایم بیماری، در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فوراً به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور،دختر برادر خود، به همراه با پزشک خانوادگی،حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت۰
درگذشت

تصویری از تابوت مهستی در زیر پرچم شیر و خورشید نشان ایران.

بعد از چهار سال بیماری سرطان روده بزرگ در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت
تغییر دین

پس از مرگ وی شایعات فراوانی در خصوص تغییر دین ] مهستی روی داد که این شایعات هیچگاه از طرف هیچ منبع موثقی تایید نشد[۱۳].و مراسم تدفین وی به شیوه ی اسلامی برگزار شد.
تغییر دین

پس از مرگ وی شایعات فراوانی در خصوص تغییر دین مهستی روی داد که این شایعات هیچگاه از طرف هیچ منبع موثقی تایید نشد[۱۳].و مراسم تدفین وی به شیوه ی اسلامی برگزار شد.
لبوم‌شناسی

با گروه کثیری از ترانه‌سازان ایرانی در سبک‌های گوناگون، از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشم‌آذرو با ترانه سرایانی چون بیژن ترقی،تورج تگهبان،لیلا کسری(هدیه),هما میرافشار,همایون هشیارنژاد و ژاکلین همکاری داشت. بیشتر کارهای او در حدود ۶۰ اثر ازجهانبخش پازوکی است.

در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهده‌دار موسیقی و تنظیم کار با ترانه‌هایی سروده مریم حیدرزاده بوده‌است.

تصویر آخرین آلبوم مهستی،از خدا خواستهآشفته
اسیر
آوازک
از خدا خواسته
بزم (آواز دلدادگان)
بزم بهار
بیگانه
دلداده
قسم
گل گندم
گل امید
گل‌های رنگارنگ
حقیقت
همیشه عاشق
همیشه سبز
هوای یار
هوای عاشقی
لبخند
مستی
مهمان
موج
مسافر
نامه
اوج صدا
سراب عشق
سپیده‌دم
تقدیر
ترانه سال
تو بزن تا من برقصم
ضیافت.

se7en
12-10-2007, 08:03 PM
بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - هایده
نگاهی به زندگی "هایده"


در سال های پس از انقلاب، ميان 1360 و 1368 و شايد به سبب ترانه های غميادانه (نوستالژيک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بيرون از ايران افزوده می شد، هر چند که در خود ايران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.

از همين روی برای يافتن زندگينامه دقيق او سر در هر منبع موسيقائی فرو برديم که در اين سال های اخير تعدادشان نيز زياد شده است. چيز دندان گيری نصيب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پيش از خوانندگی اش را در اين منابع نيافتيم، ولی در همه آن ها به "تحقير" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکينه دده بالا" بوده است. گويی نام می تواند تعيين کننده کيفيت صدای او بشود!

هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا "رنود" آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پيوند با شعری برانگيزاننده از "رهی معيری" آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه "تجويدی - معيری" را تاثير بيشتر بخشيده است.

متن اين ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرين کار موسيقائی " رهی معيری" است که در تب بيماری آن را سروده و کمتر در يک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.


ترانه آزاده با صدای هايده، آهنگ از علی تجويدی با شعر رهی معيری


هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت

تجويدی خود در يک گفتگوی راديويی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نيمی از ترانه را ساخنه، بيمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقيه را با سوز و حال بيشتری تمام کرده است.

ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:

- "يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."

تجويدی در گفتگويی که با او داشتم گفت: "آزاده را هيچ خواننده ديگری نمی توانست چون هايده با چنين وسعت صدايی بخواند ... هايده با خواندن اين ترانه و چند ترانه ديگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ايجاد کند و تاثيرات تازه ای در موسيقی سنتی به وجود بياورد..."

راه ديگر

هايده، اگرچه در سالهای پيش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بيشترين زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بيشتر به سود و زيان می انديشد تا به ارزشها. تجويدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عين حال گناه اين انحراف را پيش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بيند:

"جامعه بود که اين ها را به سوی کاباره می کشانيد... من در شوراهای موسيقی می گفتم که حقوق اين ها را زياد کنيد تا احتياج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند اين کار را... حقوق بسيار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همين خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غير از اين را اجازه نمی داد..."


صدای هايده و برخی از ترانه های "غميادانه" او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است

هايده، پس از آزاده، چند ترانه ديگر نيز از تجويدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسيقی به اصطلاح "مردمی"، نزديکتر شد. محمد حيدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشيروان روحانی آهنگسازان ديگری بودند که صدای رسای هايده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که اين ها در راه "مردمی" شدن به هايده ياری رسانيدند، او نيز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!

مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را ديگر يکسره کرد. مهاجران مخاطب موسيقی آن قدر خسته و شکسته بودند که ديگر به ارزشها نمی انديشند و تنها "تفريح و سرگرمی" می خواستند. سرمايه نيز در جايی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنين تنيده از "تفريح و تجارت" موسيقی معروف به "لس آنجلسی" به دنيا آمد و بيشتر خوانندگان مهاجر از جمله هايده را نيز به خدمت خود درآورد.

اين حرف، بدان معنا نيست که در ترانه های غربتی هايده هيچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول بايد به جنس صدای ناب و کمياب او انديشيد که در همه بازمانده هايش يکسان مانده است، در اين دنيای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!

هايده در اين هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ايران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پريسا" و "هنگامه اخوان" پيدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پيرايه ابتذال نبسته اند!

صدای هايده و برخی از ترانه های "غميادانه" او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است.

هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.

se7en
12-10-2007, 08:03 PM
نصرالله معین

زندگی نامه

معین در سال ۱۳۳۶ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.

زندگی حرفه ای

معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا ۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.

آثار هنری

آلبوم های معین عبارتند از: یکی را دوست میدارم، کعبه، بتو می اندیشم، بی بی گل، عاشقتر از من چه کسی، سفر، پریچهر، اصفهان، نماز، خاطره 7، هوس، گلهای غربت 2، گلهای غربت 3 (مسافر)، تولد عشق، پنجره، معما، پرواز، لحظه ها، طلوع، کنسرت یونیورسال آمفی تئاتر

شایعات

اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نابینا میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی استفاده میکند.

دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد. رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ کرده بودند بیشتر دوستداران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها اسم او را معین تصور کردند.

معین3خواهر و ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرد.او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرفی بدلیل عدم وجود ترانه‌های مناسب، انتشار کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.

se7en
12-10-2007, 08:03 PM
بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - ستار
آقای حسن ستار در بیست و هشتم آبان ماه سال 1328 شمسی در تهران متولد شد.وی از همان دوران کودکی چالاک و خوش قریحه بود.در آن روزگار در محله شهیاد تهران زندگی می کرد. به زمینه های مختلف ورزشی و هنری بسیارعلاقه مند بود خصوصا به فوتبال علاقه زیادی داشت و در تیمهای فوتبال بازی می کرد حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقه مند و پیگیر فوتبال بود و حتی کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز بود.در زمینه های هنری نیز همچون ورزش بسیار فعال بود.ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند سپس در رشته اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد.
استعداد ذاتی ستار صدای دلنشین و تسلط و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد و او را به یکی از محبوبترین چهره های تاریخ موسیقی ایران تبدبل نمود.شهرت و محبوبیت ستار در سن 22 سالگی با خواندن ترانه "خانه به دوش"که بر اساس فیلم "خانه به دوش"(مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کرد.ستار از خوانندگان معروف بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی شد و جزءخوانندگان خانواده سلطنتی ایران گشت .وی حدود 200 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسیاری از آنها در زمره آثار ماندگار موسیقی ایران است به عنوان مثال می توان به ترانه های "گل سنگم " "شازده خانم" "همسفر " "گل پونه" "صدای بارون" اشاره کرد.
یکی از افتخارات زندگی هنری ستار این است که از بخش روابط عمومی انستیتوی بین المللی عالیه (IFSI)شاخه مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندی در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی ایران موفق به دریافت دکترای افتخاری رشته موسیقی شد .
وب سایت رسمی ستار او را به عنوان "a true Persian music icon"(شمایل شایسته موسیقی ایرانی )معرفی کرده است و در جایی دیگر می گوید دوستان و خانواده اش او را "the Persian Frank Sinatra"(فرانک سیناترای ایرانی )می نامند.شایان ذکر است که فرانک سیناترا خواننده و هنرمند بسیار مشهور قرن بیستم آمریکا است.همه و همه نشانگر شایستگی و شان والای او در موسیقی است.
در باره زندگی شخصی او نیز در این حد اشاره می کنم که ستار در سال 1978 میلادی به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد و در لس انجلس ساکن شد .سپس با خانمی که دو دختر5و8ساله(شینا و شیدا)داش ازدواج کرد و پس از مدتی ستار پدر دختر دیگری به نام شیلا گشت.
ستار ستاره بزرگ و درخشان موسیقی ایرانی همچنان دلنشین می خواند و با هنرمندی کم نظیرش جلادهنده دل طرفداران دهها میلیونی خویش است.
با ارزوی سعادت و سربلندی برای شما و ستار

se7en
12-10-2007, 08:03 PM
گفتگو با گوگوش



گوگوش با شهرت افسانه ايش، بعد از بيست و يک سال سکوت، ايران را در سال 2000 به مقصد کانادا ترک کرد ودر همانجا مستقر شد.

در اين مورد، گوگوش به دلايل مختلفی اشاره کرد: "ويزاش راحت بود و اولين کشوری بود که بعد از بيست سال توش قدم گذاشتم".

گوگو ش در سال 2000 جمعأ 27 کنسرت در کشورهای اروپايی و آمريکای شمالی اجرا کرد اما موفق نشد به استراليا سفر کند. علتش هم گويا اختلافی بود که با کمپانی "کيا اينترتينمنت" بر سر پرداخت کنسرتها بوجود آمد. در حال حاضر اين جريان هنوز در دادگاه بررسی می شود.

گوگوش حال پس از گذشت 2 سال، فقط در آمريکا، دوباره به صحنه بازگشته است. اين کنسرتها با مديريت شرکت "ندلندر ايونتس" ( Netherlander Events) اجرا می شوند.

گوگو ش به علت فوت مادرش که اخيرأ اتفاق افتاد بسيار دلشکسته است. او در مصاحبه اش با مجله جوانان که در لس آنجلس منتشر می شود گفت: " درسته که بيشتر عمرم رو با مادر خوانده ام بزرگ شدم و هيچوقت اون رابطه مهر و محبت مادر و دختر مرسوم رو نداشتم، ولی اگر من پيش از مادرم می رفتم او هم به اندازه من دلگير می شد".

برای ديدن عکس های تازه گوگوش اينجا را کليک کنيد

در مصاحبه ای که بهزاد بلور از بخش فارسی بی بی سی با خانم گوگوش انجام داده است، از آنچه در اين سه سال بر او گذشته است با خبر می شويم.



گفتگو با گوگوش



اجرای اين دور جديد کنسرت ها برای شما به دليل مشکلات اخذ ويزا و شرايطی که دولت آمريکا برای ايرانيان وضع کرده است، سخت بود تا جايی که مجبور شدين کنسرت لس آنجلس را به تعويق بينداريد.

بله. متاسفانه رهبر کنسرت، بابک امينی نتونست ويزا بگيره ومن مجبور شدم به تنهايی بيام. ولی خوشبختانه در اونجا موزيسين های ايرانی و غير ايرانی زيادن و از اونجايی که همه ترانه های من رو بلدن زياد به مشکل برنخوردم.

در اين دور جديد کنسرتها آيا آهنگ جديد هم می خونيد؟

آهنگ های جديد هنوز نه. فعلا همون آهنگهای قديمی رو اجرا می کنم با يک مقدار پس و پيش کردن، چون من هنوز تمام آهنگهام رو در کنسرت های قبلی اجرا نکردم.

خانم گوگوش الان شما سه سال است که خارج از کشور هستين و کنسرتهايی در سراسر دنيا اجرا کردين و ايرانيهايی رو که در سراسر دنيا هستند ملاقات کردين. بعد از اون سالهای سکوت که در ايران پشت سر گذاشتين، تا چه حد ديدن ايرانی ها و برخورد با آنها در زندگی شما تاثير داشته؟

ببينين به هر حال من هر بار که روی صحنه می رم انگار از نو متولد می شم. ديدن جمعيت در سالن کنسرت مثل يک حادثه تازه است، مثل يک حادثه ای که هنوز برام اتفاق نيفتاده بنابر اين من رو غرق احساسات هيجان انگيز و سرخوشی می کنه. من بيست و يک سال زندگی عادی داشتم، تو خونه بودم، برخوردی نداشتم، به حرفه ام نپرداختم و در واقع تنبل شده بودم. تنبل از نظر صدا و ذهنيت روی صحنه رفتن. هر بار که روی صحنه رفتم تجربه ای تازه بود.

شايعات و مقالات زيادی نوشته شد در مورد اينکه شما از اين بيست و هفت کنسرتی که اجرا کردين اون سهمی رو که بايد به شما می رسيد دريافت نکردين. ممکنه توضيح بدين.

چون الان دست وکيل هست و دارن پيگيری می کنن ترجيح می دم راجع به اون صحبت نکم تا در دادگاه اشکالی پيش نياد.

شما الان کجا زندگی می کنين؟

من در حال حاضر در تورنتو، کانادا زنگی می کنم و الان به خاطر اين دو سه تا کنسرت آمدم لس آنجلس و نزديک به پنج ماه هست که اينجا هستم.



شما روز ها رو چطور می گذرونين؟

در اين مدت بعد از اينکه تور کنسرت های اول تموم شد، يک مقدار درگير استقرار پيدا کردن در تورنتو بودم. يعنی آپارتمانی پيدا کنم، اثاثی بگيرم که بتونم يک زندگی در حد معقول داشته باشم. بعد هم با کمک بابک امينی شروع کرديم به ضبط چند تا آهنگ. صدای من ضبط شد و موسيقی هم ضبط شد. برای ميکس فاينال بايد برگرديم تورنتو.

در اين سه سال قرار بود که آلبوم جديدی بعد از آلبوم "زرتشت" وارد بازار کنيد و يکی از آهنگ هاش هم مهرداد آسمانی برای شما ساخته بود که بعد خودش خوند. چرا اين آلبوم وارد بازار نشد؟

چند تا مشکل هست. يکی اينکه، يک کم وسواس من زياد شده. دلم می خواد آلبومی که به دست مردم می رسه کاری باشه در اون حدی که از من انتظار می ره. دوم اينکه ما در تورنتو امکانات زيادی برای تهيه آلبوم نداريم. بيشتر ترانه سرا ها، آهنگسازان و تنظيم کننده ها در لس آنجلس هستند.

دلم می خواد در اين آلبوم کارهای متفاوت داشته باشم. آلبوم جديدم الان در دست تهيه است. چهارتا از آهنگ هام ضبط شده، پنج تا ديگه مونده که چهارتاش بايد در همين چند روزه ضبط بشه که بعد از کنسرتم اونها رو می برم تورنتو تا آماده اش کنم.

بنابراين می شه گفت اين کارتون شاد تر از زرتشت خواهد بود؟

بله بله. کار متفاوتی خواهد بود.

چه اسمی رو براش انتخاب کردين؟

"آبی"

چرا "آبی"؟

يکی از ترانه هام اسمش آبی است و موضوعی که در اين ترانه هست آنقدر برای من زيباست که ترجيح دادم اسم آلبومم رو بذارم آبی.

دوست دارين يکی از اشعار آلبومتون رو برای ما دکلمه کنين؟

همين آبی رو براتون می خونم:

آسمون روی خونه ام آبی نيست

شعله چراغ من آبی نيست

ديگه رنگ عاشقی تو نقاشی آبی نيست

توی جوی کوچمون آب زلال آبی نيست

مامی خوايم آبی باشيم

ما می خوايم عاشق باشيم

اين شعر از نصرت فرزانه است. همون کسی که شعر های زرتشت رو ساخته. البته فقط همين يک آهنگ از نصرت فرزانه است. بقيه از زويا زاکاريان است و يکی اش از ساخته های سلی است که حتما می شناسين. چند تاش از ساخته های بابک امينی است. آقای آسمانی سه تا از آهنگ هاش رو ساختن. يک آهنگ از زنده ياد واروژان است که هنوز اجرا نشده و داريم با کمک و لطف مارتيک ضبط می کنيم و شعری هم که زويا زاکاريان، دوست عزيزم، براش ساخته راجع به خود واروژان است.

شما در اول سفرتون به خارج از کشور از وضعيت موسيقی پاپ ايران در آمريکا ناراضی بودين و اين باعث شد که خيلی از هنرمندان لس آنجلس نظريات شما رو رد کنند و اين مسئله رو به بحث بکشن. الان نظرتون در مورد وضعيت موسيقی پاپ در خارج از کشور چيه؟


من هر بار که روی صحنه می رم انگار از نو متولد می شم. ديدن جمعيت در سالن کنسرت مثل يک حادثه تازه است، مثل يک حادثه ای که هنوز برام اتفاق نيفتاده بنابر اين من رو غرق احساسات هيجان انگيز و سرخوشی می کنه.
گوگوش

نمی دونم. اگه حمل بر خود بينی و خود ستايی نباشه، فکر می کنم گفته من و حضور من تاثير داشته در انتخاب کارهايی که خواننده ها انجام می دن. چون يکی دوتا آلبوم دراومده که معلومه راجع بهش فکر می کنن. راجع به شعری که می خونن، آهنگی که می خونن بيشتر وسواس به خرج می دن. اميدوارم تداوم داشته باشه و روز به روز کار خودشون رو بهتر کنن. من برای همشون آرزوی موفقيت می کنم.

خانم گوگوش شما در اين مدت آيا به ايران سفر کردين يا همش خارج از کشور بودين؟

نه همش در تورنتو بودم.

دلتون تنگ شده که برگردين؟

دلتنگی خوب برای همه هست، حتی اونهايی که سالهای سال اينجا بودن و عادت کردن. من معتقدم همه ايرانی ها در هر کجا که هستن، چمدونشون دم در خونشونه و همه منتظرن که برگردن. اما به هر حال من بعد از بيست و يکسال که آمدم خارج از کشور انقدر مشغول کار های انجام نشده بودم که سرم گرم بوده و کمتر احساس دلتنگی کردم.

قبلا گفته بودين که قرار بود در فيلم هايی بازی کنين که گويا قرار بود آقای کيميايی بسازن ولی انگار منتفی شد؟

فعلا منتفی شده و همسرم، مسعود کيميايی فعلا در ايران است و تدارک ساخت فيلم رو در اونجا انجام می ده و ساخته نشدن اين فيلم ها در اينجا منوط به همون ماجرای دادگاه است.

شايعه شده که دليل اينکه آقای کيميايی در ايران هستند و شما در خارج، اين هست که از هم جدا شدين.

نه . من مدام با ايشون در تماس هستم و هم ايشون از کار ها و برنامه های من خبر دارن و هم من در جريان ساخته شدن فيلمشون هستم.

خانم گوگوش شما می دونين که چقدر مردم تاجيکستان شما رو دوست دارن. چند تا از شنونده های تاجيکی برای ما پيغام گذاشته بودن و پرسيده بودن که آيا ممکنه شما روزی به تاجيکستان برين؟

بی صبرانه دلم می خواد که اين کار رو بکنم. دو تا کنسرت هست که دلم می خواد اجرا بکنم. يکی در استراليا و يکی در تاجيکستان. چون محبت و لطف مردم تاجيکستان و ايرانی هايی که در استراليا هستند من رو وادار می کنه که اين وظيفه رو انجام بدم. اما متاسفانه به دليل همون ماجرا های قبلی نشد اين اتفاق بيفته. الان هم مشغول اين کنسرت ها هستم و با کمپانی ندر لن ايونتس کار می کنم، بايد از اين قرار داد فارغ بشم تا بتونم تصميم بگيرم که به چه صورت بايد اين کار انجام بشه.

پس بايد ببينين که آيا کنسرت گذاری هست که بتونه ترتيب اين کار ها رو بده؟

والا متاسفانه با کنسرت گذار های ايرانی در اينجا مشکل پيدا می کنم. يک چيزی رو صاف و پوست کنده بگم. از روزی که اومدم اينجا هر کدوم از اين آقايون به من نگاه می کنن علامت دلار می بين. هيچکس با جان و دل " کنسرت گوگوش" رو برگزار نمی کنه.

کنسرت گذاری يک حرفه است و يک کار مهم و اساسی است که بايد راجع به اون اطلاعات و دانش کافی داشت.

ما متاسفانه بدون داشتن اون دانش می خواهيم فقط يک جايی اجاره کنيم، بليطی بفروشيم و بعد هم اگر اتفاقی می افته مسئوليت نداشته باشيم. اميدواريم کسانی پيدا بشن که بتونن با اين مسئله حرفه ای برخورد بکنن.

ما هم اميدواريم بتونيم بيشتر شما رو در اروپا ببينيم. آيا در آينده نزديک به ايران باز می گردين؟

سرزمين ما وخونه ما اونجاست، به هر حال اين اتفاق می افته.

شما تولدتون در بهمن ماه هست درسته؟

من تا چند سال پيش فکر می کردم بهمن ماه به دنيا آمدم و شناسنامه و پاسپورتم هم همين تاريخ رو داره، هجده بهمن يا هفت فوريه.

چند سال پيش مرحوم مادرم قبل از اينکه از ايران بره آمريکا، يک روز به من گفت: " برای چی تو بهمن برای تولدت کادو می فرستن؟ تو بهمن متولد نشدی".

گفتم: " تو شناسنامه ام هست. مگه غير از اينه؟"

گفت: "من شما رو زاييدم و شما پونزده ارديبهشت به دنيا اومدی."

از اون روز تمام ذهنيت من رو نسبت به ماه تولدم به هم زد. چون من هميشه مشخصات برج بهمن رو می خوندم و عجيب بود که هيچوقت هم به من نمی خورد ولی فکر می کردم که خوب حتما اينطوری هستم و خودم نمی دونم. ولی حالا که مشخصات ارديبهشت رو می خونم ميبينم درسته.

پس شما امسال دو تا تولد گرفتين يا يکی؟

من تصميم گرفتم که در هر فصلی يک تولد بگيرم. تولد بهاره، تابستونه، پاييزه، زمستونه.

چه بهتر. ولی سنتون يک سال يک سال می ره بالا ديگه؟

سن من مشکلش اينه که همه اون رو می دونن. چيزی نيست که بتونم پنهان کنم. من متولد 1329 هستم.

خانم گوگوش راز زيباييتون چيه؟ چهره تون با عکس هايی که من از سابق ديدم فرق نکرده و از لحاظ زيبايی يک چهره بين المللی است.

وقتی عشق و محبت مردم رو داشته باشی و درون رو هم پاک کنی، من فکر می کنم در زيبايی تاثير می ذاره

se7en
12-10-2007, 08:04 PM
فائقه آتشین معروف به گوگوش خواننده و هنرپیشه مشهور ایرانی است.
زندگی

فائقه آتشین معروف به گوگوش، خواننده و هنرپیشه ایرانی در ۱۵ اردیبهشت سال 1328 در خیابان سرچشمه در جنوب تهران زاده شد. پدر و مادر او از ایرانیانی بودند که تبارشان به جمهوری آذربایجان امروزی می‌رسید. هنگامی که ۲ ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند.

گوگوش نامی ارمنی برای پسران است که در کودکی، دایه ارمنی‌اش، فائقه را با این نام صدا می‌کرد که بعدها این نام را به عنوان نام هنری‌اش برگزید.

زندگی خصوصی گوگوش با فراز و نشیب‌ و تراژدی‌های فراوانی همراه بود و ازدواج‌ها و روابط ناموفقی برای او به همراه داشت. گوگوش فرزندی به نام کامبیز از شوهر اولش محمود قربانی دارد که هم‌اکنون در لس‌آنجلس به صنعت موسیقی می‌پردازد.

گوگوش بعد از بیست و یک سال سکوت و زندگی منزویانه در ایران، در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) با خروج از ایران دوباره فعالیت هنری خود را با آلبوم زرتشت که بخشی از آن در ایران (به صورت مخفیانه) ضبط و در کانادا تکمیل و پخش شد را آغاز کرد و به انجام سری کنسرتهای بازگشت پرداخت که با استقبال بی نظیر ایرانیان و فارسی زبانان خارج از ایران مواجه شد. وی هم اکنون در شهر لوس آنجلس در آمریکا زندگی می‌کند و هنوز به ادامه این فعالیت‌های هنری می‌پردازد. وی در سال ۲۰۰۴ آلبوم آخرین خبر و در سال ۲۰۰۵ آلبوم مانیفست را ضبط و پخش کرد که مورد استقبال شدید دوستاداران وی قرار گرفت. وی همچنین به تازگی یکی از آهنگهای آلبوم جدیدش بنام "آبی"را نیز در اختیار دوست داران قرار داده است. و بعد از ۲ سال سکوت مجدد در امریکا کنسرت سال ۲۰۰۵ خود که تور امریکا بود اغاز کرد که در تاریخ ۱۷ سپتامبر در فروم لوس انجلس اغاز کرد
اطلاعات کلی
دختر صابر آتشین (بازیگر)
همسر سابق محمود قربانی (صاحب هتل کاباره میامی و پدر کامبیز گوگوش)
همسر سابق بهروز وثوقی (بازیگر)
همسر مسعود کیمیایی (کارگردان)
مادر کامبیز (خواننده)
دارای مدرک تحصیلی سیکل
آغاز فعالیت هنری با عملیات آکروباسی (۱۳۳۴)
ادامه فعالیت هنری با خوانندگی (۱۳۳۸)
شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم بیم و امید
شروع مجدد خوانندگی پس از وقفه‌ای طولانی در سال ۱۳۷۹ (کانادا)

فیلم‌هابیم و امید (۱۳۳۹)
گدایان تهران (۱۳۴۵)
ستاره هفت آسمون (۱۳۴۷)
سه دیوانه (۱۳۴۷)
پنجره (۱۳۴۹)
احساس داغ (۱۳۵۰)
بی تا (۱۳۵۱)
ممل امریکایی (۱۳۵۳)
شب غریبان (۱۳۵۴)
همسفر (۱۳۵۴)
ماه عسل (۱۳۵۵)
نازنین (۱۳۵۵)
در امتداد شب (۱۳۵۶)
امشب اشکی می‌ریزد (۱۳۵۷

se7en
12-10-2007, 08:05 PM
آندرانیک مددیان معروف به اَندی یکی از خوانندگان موسیقی پاپ ایرانی است.

زندگینامه اندی

در روز 21 اپریل يا دوم ارديبهشت در محله ویلای تهران پسری به دنيا آمد.پسري ارمني در خانواده اي دوست داشتني از طبقه متوسط جامعه.که بعدها به محله مجیدیه نقل مکان کردند... خانواه اي با دو خواهر و سه برادر.نام اصلي او آندرانيك مدديان بود.از همان بچگي نبوغ موسيقي در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود.پدر او همواره در مسافرت بود و خانواده را با خود ميبرد.به همين دليل او اكثر شهرهاي ايران را ديده است.



روزها گذشت و او در خانواده اي دوست داشتني و علاقه مند به موسيقي رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد.مانند پدر علاقمند به موسيقي بود و براي خودش روياي زيبايي ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگي با چوب ساخت.به گفته خودش صداهاي عجيب و غريب از آن در مي آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقي تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاري كنند. او در آن گروه شروع به گيتار زدن كرد.در بعضي وقتها هم قطعاتي به زبان انگليسي اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتي را در محضر شاه فقيد ايران اجرا كرد.با اینکه او از کودکی علاقه شدیدی به موسیقی و نواختن داشت اما در تمامی سالهای دبیرستان . شاگرد اول ریاضی شناخته شد تا جاییکه به اندی بورس تحصیل از طرف مدرسه ایرانی آمریکایی "ادونتیست" تهران داده شد . در سال 1978 از سوی کمپانی موسیقی سی.بی.اس شعبه تهران به او پیشنهاد قرارداد برای تهیه آلبومی به زبان انگلیسی داده شد که بدنبال این پیشنهاد او عازم لوس آنجلس شد اما این جریان مصادف بود با انقلاب در ایران و اندی وقتی به انگلیس رفت ارتباطش با تمامی مسئولان آن شرکت قطع گردید و آنها را گم کرد ... بدین ترتیب چند سال را در انگلیس و اسکاتلند سپری کرد و سپس عازم لوس آنجلس شد در نخستین سالهای اقامتش در لوس آنجلس که مصادف بود با تحصیلات عالیه اش در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لوس آنجلس. اندی در رشته موسیقی آنچنان موفق شد که از طرف دولت آمریکا به او بزرگترین بورس تحصیلی از بهترین دانشگاههای دنیا داده شد و در همین زمان بود که او موفق شد تا با تیم فوتبال دانشگاه خود مقام اول را در کالیفرنیا و مقام دوم را در سراسر آمریکا کسب نماید .



بدنبال کوچ ایرانیان به آمریکا علاقه اندی نیز روزبه روز به موسیقی ایرانی بیشتر شد . در تابستان سال 1984 حرکتی آغاز شد که فصل تازه ای بود در موسیقی پاپ ایران در غربت .روزي به اندی گفتند يك خواننده اي هست كه سبكش به كار تو خيلي مي خورد. مي توانيد يك گروه موسيقي خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بود كه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكي از پر طرفدارترين وجنجالي ترين گروه موسيقي دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند. اندی با کوروس همکاری و دوستی صمیمانه خود را آغاز کردند .

اندی و کوروس با اولین آلبومشان ( خواستگاری ) آنچنان مطرح شدند که کمتر کسی بود که آنها را نشناسد و از موسیقی آنها لذت نبرد. جالب است بدانید که قبل از انتشار این آلبوم قرار بود کوروس آهنگ خواستگاری را بخواند و اندی فقط کارهای انگلیسی اجرا کند. اما اندی با دیدن آهنگ خواستگاری کوروس را با پافشاری زیاد متقاعد کرد که خودش این آهنگ را بخواند و قرار شد که هردو آهنگ خواستگاری را بسازند و آهنگ هر کس که قشنگ تر شد این آهنگ را اجرا کند که آهنگ اندی قشنگ تر از آب در امد و سر انجام اندی این آهنگ را خواند. اين اولين كار آنها با ژاكلين بود كه با استقبالي بي نظير روبه رو شد.



آنها جزو اولین کسانی بودند که موسیقی شرق را با موسیقی غرب درهم آمیختند و مکتب تازه ای را به وجود آوردند و نمایانگر تکنولوژی پیشرفته موسیقی پاپ ایرانی در غربت شدند .

دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهاي زيباي ژاكلين.آهنگ چي مي شد،تپلي،ما همه ايروني هستيم به قدري گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايروني هستيم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندي و كوروس با فردي آشنا شدند كه در زندگي هنري آن دو و به خصوص اندي تآثير فراواني گذاشت. او عليرضا امير قاسمي بود.و به قول خود اندي: علي گوش سوم من هست.و مانند يك برادر همراه اندي بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك مي كرد.ويدئوي زيباي چي ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سروصداي اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتي براي طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگر گنجايش نداشت.عده فراواني پشت درهاي بسته مانده بودند.هفته آينده اندي و كوروس براي بچه ها و تمام كساني كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجاني اجرا كردند و با مردم سرود ما همه ايروني هستيم سر دادند.

طولی نکشید که آوازه محبوبیت آنها به سراسر دنیا کشیده شد ... و عده ای از جوانان ایرانی که در غربت میرفتند تا موسیقی غربی را به موسیقی شرقی ترجیح دهند یکبار دیگر بخاطر نوآوریهای " اندی و کوروس " در موسیقی پاپ ایرانی به موسیقی ایرانی گرایش پیدا کردند و دنباله رو آنها شدند و اندی و کوروس را پیشگامان موسیقی روز خواندند ...

در اينجا بهتر است داستاني برايتان از حضور اندي و كوروس در بين مردم تعريف كنم.يكي از طرفداران اين دو دختري حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماري سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتي اندي و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندي و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودي روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتي خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكي هست واندي در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگي اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتي دارد ارتباط با هنرمند مورد علاقه.

کنسرتهای آنها یکی پس از دیگری با موفقیت زیادی روبرو شد و آنها به هر کجا که قدم میگذاشتند تسخیرگر قلبهای عاشقان موسیقی میشدند و در هر شهری که برنامه اجرا میکردند صحنه را با موسیقیشان به آتش میکشیدند ... تب اندی و کوروس آنقدر زیاد شد که همه جا صحبت از آنها بود و ویدیوهای آنها که توسط علیرضا امیرقاسمی تهیه و کارگردانی شد در واقع شروع تهیه میوزیک ویدیو در جامعه ایرانی بود که هنوز هم اغلب این ویدیوها نیز بی همتاست ...از طرف دیگر باید از بزرگترین تهیه کننده موسیقی ایرانی یعنی فرخ آهی نام برد که همیشه در کنار اندی بوده و بسیاری از آهنگهای اندی را تهیه کرده است و او را میتوان یکی از مهمترین مهره های زندگی هنری اندی نام برد که تصمیماتش همواره در آهنگهای اندی موثر بشمار می آید و اعتماد و اعتقادی که اندی به فرخ آهی دارد غیرقابل وصف است . فعالیت و پشتکار و دقت او در ارائه آهنگهای اندی در طی این سالها قابل ستایش میباشد .

بعد از آلبوم بلا اندي و كوروس احساس كردند كه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنري خود ادامه بدهند و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومي به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاري اندي و كوروس.در اين آلبوم با شاعري آشنا شدند كه باز هم در زندگي هنري اندي و كوروس و مخصوصآ اندي تآثير به سزايي گذاشت.پاكسیما زكي پور.اين شاعر استثنايي و جوان با آن شعرهاي زيبا وقوي در محبوبيت اندي صد در صد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوز با اندي همكاري مي كند وجزو دوستان صميمي اندي هست.پاكسيما شروع كار هنري خود را با اندي آغاز كرد آلبوم خداحافظ با آهنگهاي دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,باز هم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيباي آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجراي كنسرتها اندي و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسي پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايي اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتي هم ورد زبانها افتاد.ولي اندي وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلي با هم ندارند و فقط از نظر كاري با هم اختلاف سلیقه دارند.در نهايت اندي و كوروس اين گروه محبوب و جنجالي از هم جدا شدند و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد.

بعد از جدايي هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوان گفت اندي گوي سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولي اندي تمام زندگيش را روي كار هنري خود گذاشت.بعد از جدايي آنها اندي اولين آلبوم خود را بعد از جدايي از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار .. كه به نظر من كه تمام كارهاي اندي رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگي اندي بود.كه يك شبه ره صد ساله را طي كرد.در اين آلبوم 12 ترانه بود كه يكي از يكي قشنگ تر بود.و به گفته خود اندي بيقرار قصه زندگي من است.قصه روزهاي پر عطش عشق و شبهاي سرد تنهايي.قصه تلخيها و شيرينيهاي زندگي.قصه پيروزيها و ناكاميهاي من در عشق و اميدي براي فردايي روشن و عشقي واقعي..



اندي روي اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه اي از زندگي خودش هست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيماي نازنين ... كنسرت اندي براي آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجاي خالي آن شب پيدا نميشد.وعده اي هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهي هم يار هميشگي اندي بود.وبه او كمك فراواني كرد.و اندي اين آلبوم و تمام آلبومهاي خود را در استودیو فرخ آهي ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختري آشنا شدند كه هميشه با اندي بود واندي از او به عنوان صداي دوم استفاده ميكرد.او شيني ريگزبي بود.دختري آمريكايي و علاقه مند به فرهنگ ايراني و زبان فارسي.شيني در حال حاضر خود خواننده شده ولي هر چه دارد از اندي است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندي هم اعلام كرد شيني دوست دختر اوست.اندي همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون گروهم هيچ هستم.فروتني هميشگي ايرانیها.

بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندي آلبوم ليلي را وارد بازاركرد. باز هم از شركت كلتكس.كه با چند هنرمند ديگر هم همكاري كرد.بيژن مرتضوي،حسن شماعي زاده و...با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلي:هر كس در زندگي يك ليلي دارد و اين ليلي من است.تمام اينها نشان ميدهد اندي در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسي اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندي عليرضا امير قاسمي هم براي او ويدئو هاي زيبا ميساخت.
بعد از اين آلبوم اندي آلبوم تنهايي را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيما و ويدئوها از كوجي و علیرضاامير قاسمي . ضبط از فرخ آهي.گروه اندي باز هم او را ياري ميدهند.آهنگ زيباي تنهايي ، چشمهاي ناز، جاده هاي احساس، ناز ناز ، خوشگل محلمون. به قدري اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسري كه ميخواست با دختري دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها براي كنسرتهاي اندي سرو دست مي شكستند.و به قول اندي كه تكه كلام هميشگي اوست :خدا زيادشون كنه این دخترهارو! در اينجا بايد بگويم آلبومهاي اندي همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها كه اين هم هزينه زياد تري ميخواهد هم وقت بيشتري.در آلبوم تنهايي اندي يك آهنگ را باز سازي كرد كه آن را براي مادرش ساخته بود. زماني كه مادرش ايران بوده و اندي امريكا مادرش دچار عارضه مغزي ميشود و اندي آن را در بدترين شرايط روحی اجرا ميكند. خوشبختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهاي اندي را دنبال ميكند.



بعداز آلبوم تنهايي اندي آلبوم سرسپرده را به بازار عرضه كرد.آلبومي عاشقانه از كمپاني ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيماي نازنين و آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندي از شاعرهاي جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندي يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا براي او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روي جلد كادوي تولد اندي شعر تولد را نوشت و چون اندي خوشش آمد روي آن آهنگ گذاشت.آهنگ من و تو به قدري گل كرد كه اندي مجبور شد در سالن زيباي پلس لس آنجلس كنسرت بزرگي اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره هاي هنري حضور داشتند.وارطان آوانسیان مدير شركت ترانه،كوجي زادوري و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندي را تبريك گفتند.كوجي و امير قاسمي ويدئو هاي اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوي زيباي سرسپرده.بد نیست بدانید که این آلبوم یکی از فیوریت های خود اندی بشمار میرود ...

بد نیست بدانید اندي گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست و تا به حال چندين گل هم برای این تیم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادي بازي كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند.



بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدي اندي رسيد.جاده ابريشم.آلبومي عاشقانه تر از آلبوم قبلي.اندي خود راجع به اين آلبوم حرفهاي زيادي زده.آهنگها از خود اندي با همكاري حسن شماعي زاده،منوچهر چشم آذر،توحيد،فريبرز حاجي و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندي در بدترين شرايط روحي او اجرا شد.دوست دختر او براي بار دوم او را رها كرد و اندي در بدترين شرايط روحي اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودي پرنسس و سرباز در قسمتي از فيلم گذاشته شد.اندي خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق العاده تو كه رفتي به قدري سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار مي كردند.آهنگ انگليسي اين آلبوم را شيني شعرش را گفت و اندي آهنگ آن را ساخت.اندي يك آهنگ ارمني هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه هاي منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال براي اندي نوار فرستاده بودند كه اندي زودتر آلبوم بعدي را به بازار بدهد.اندي در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندي سال عاشقانه و سختي را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برام بگو سال ديگه همه چي خوبه ما با هميم .آهنگي برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهاي اندي به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگري به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندي يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازي آهنگ زيباي چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمني.

بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپاني آونگ ويك كمپاني امريكايي واندي يواش يواش خود را وارد ماركت امريكايي کرد.خودش ميگويد: اين آلبوم جاي خاصي را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را قلب من گذاشت.و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندي معرفي كردند.آهنگها يكي از ديگري قشنگ تر بود.آهنگ عربي با صداي اندي و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلي گل كرد با شعر پاكسيما .آهنگ انگليسي كه شعرش را شيني گفت و اندي آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندي با نجما اختر.خواننده معروف هندی .

بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه هاي امريكا از اندي به عنوان الويس ايران نام بردند و به او لقب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندي در جامعه امريكايي چند برابر شد.با گروه هاي بزرگي در سالنهاي مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيباي گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهایي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبي فراموش نشدني براي همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاري در تاور ركوردز گلندل محله ارمني نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت و همكاري آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماركت امريكايي كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنياي معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگي اندي.آهنگ تو نباشي به گفته خود اندي با غم انگيز ترين صداي ني در ارمنستان هست.اندي براي سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندي آغاز كرد.اندي با مهارت خاصي به زبان انگليسي موسيقي ايران را به امريكاييها معرفي كرد به طوري كه فوق العاده اندي رو دوست دارند.اندي تبديل به يك خواننده بين المللي شد.مصاحبه ها در سي ان ان,ان بي سي,سي بي اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد .



بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حكيم.كه قرار بود توري بزرگ ترتيب دهند براي اجراي كنسرت در سالن زيباي گريك تيآتر.ولي اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتي كه براي اين برنامه كشيده شده بود اندي اين برنامه را لغو كرد.اندي اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايي هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شيني ميهمان افتخاري تمام كنسرتهاي اندي است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندي در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما،حميد،و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقعأ اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت...آلبومي به نام ياران با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصويرمن و سرسپرده كه با شعرهاي فوق العاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم بعدی اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند در خلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرار گرفت از كمپاني آونگ.اندي در اين آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كرد كه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ نگاه اول,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو. هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت.اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايي از ***** بودن نشان ميدهد.اما اندي هميشه خود را از سياست جدا كرده.تمام شعرها از پاكسيما و آهنگها از اندي،منوچهر چشم آذر،محمد مقدم و ...

بعد از اين آلبوم اندي همراه با شيني و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدني در سالن بزرگ و زيباي گريك تيآتر اجرا كردند.اندي در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژي تر از قبل براي مردم برنامه اجرا كرد.زندگي عاشقانه اندي با حضور دوست دختر زيباي او سپري ميشود.او بار ديگر كنسرت ديگري با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بي نظير مردم روبه رو شد.

بعد از آلبوم پر سرو صدای خلوت من.اندی آلبوم ارمنی خود را وارد بازار کرد شامل دوازده آهنگ وبا همکاری هنرمندانی چون آرام،آدیس،ماکسیم و....که اندی را در مراسم انتخاب بهترینهای ارامنه جهان جایزه باران کرد...بد نیست بدانید اندی پنج بار برنده جایزه بهتربن خواننده ارمنی جهان شده است...

بعد از فروکش کردن سرو صدای این آلبوم اندی شروع به ساخت آلبومی کرد که تا ابد از ذهن هیچکس نخواهد رفت..آلبومی به نام پلاتینوم که در اول فبریه 2004 به بازار آمد و رکورد فروش تمام آلبومهای قبلی خود اندی را شکست و در هر جایی صدای ترانه های این آلبوم به گوش میرسید...آهنگ اول آهنگی فوق العاده به سبک آهنگ چه خوشگل. به نام آره آره که بدجوری در بین مردم گل کرد..آهنگ زیبای عروسک...و به عقیده خیلیها گل این آلبوم آهنگ وداع است که پاکسیما و کامران دلان شعرش را گفتند و واقعا گل کرد...آهنگهای شاد و فوق العاده ی خوشم میاد و صحرایی...آهنگ بسیار زیبای سلام عاشقونه با شعری از هدیه .. و اندی کنسرتهای این آلبوم را هم با موفقیت تمام برگزار کرد و هر روز بر محبوبیت و موفقیتش افزوده میشود...آلبوم پلاتينوم اندى 4 تا آهنگ شاد 3 تا آهنگ غمگين و چند آهنگ هم با سبك جديد دارد. گر چه همان 3 آهنگ غمگين هم اوج احساسات اندى را به خوبى نشان داده است. و به قول خودش من هميشه عاشقم.از دوره هاى نوجوانى ميگويد كه در كوچه هاى تهران هر روزعاشق ميشده اما عشق واقعى به گفته خودش بعد از سن بلوغ به سراغ هر كسى مى آيد و عشق براى اون الأن يك رنگ ديگرى پيدا كرده



اندى در يك فيلم ديگر هم با بهروز وثوقى بزرگ مرد سينماى ايران فيلم بازى كرده. كه شينى هم كنار اندى بوده و قسمتهایی از این فیلم هم در کشور ازبکستان فیلمبرداری شده اندى نقش حاكم نيشابور را بازى كرده. در فيلم عمر خيام.اندى در سفرهایى كه به ازبكستان و تاجیکستان داشت تعريف ميكند كه خيلى بهش خوش گذشته و حتمآ یکبار دیگه اونجا يك كنسرت ميگذارد . و براش خیلی جالب بود كه خانمى عكس اونو روى يه فرش بافته بود وتعجب كرده بود كه مردم چقدر لطف دارن . فكر كنم اگر احساسات اونايى كه تو ايران هستن رو ببينه باورش نشه. بگذريم.



از زندگى عاطفى اندى هم بايد بگويم اندى سالهاست كه با شينى زندگى ميكند. شينى همدم زندگى اندى شده اگر توجه بكنين اين دو هميشه با هم هستند.اندى در مصاحبه اى اعلام كرد شينى نمونه يك دختر خوب امريكايى هست.اونا حرف همو خيلى خوب ميفهمند. اميدوارم با هم خوش باشند. وقتى از اندى راجع به دختر مورد علاقش سوال كردند كه بايد چه خصوصياتى داشته باشه گفت : سيگار نكشه مشروب نخوره و اينكه خيلى مهربون باشه . به خاطر من از خيلى چيزاش بگذره .حتما شينى اين خصوصيات رو داشته كه اندى انتخابش كرده. البته با هم ازدواج نكردن .شايد هم خبر ازدواجشونو همين روزا بشنوين . معلوم نيست. اميدوارم اندى به اون چيزى كه تمام اين سالها انتظارشو كشيده برسه. شايعه هم كه براى خواننده ها زياده براى اندى هم كه ديگه بيشتر. يه بار خودش تعريف ميكرد كه تو خيابوناى لس آنجلس كه ميرفتيم با دوستان بعضى دخترهارو به من نشون ميدادند كه تو با اين دوست بودى. اندى هم ميگه نه من اصلأ اين خانوم رو نميشناسم. بعد معلوم ميشه شايعه سازى كردند. كه فكر كنم از طرف دخترهاى اونجا بوده. اندى با اون چهره دوست داشتنى ولبخند هميشگى و اون قلب مهربون همیشه دل دخترها و پسرها رو تسخير كرده .



در آستانه نوروز هشتاد و چهار هم که کارتون بابک و دوستان ساخته میشد .کارگردان کارتون از اندی دعوت کرد که یک آهنگ درباره نوروز بخواند...و به گفته خود اندی : با مشورت با پاکسیما و منوچهر چشم آذر.پاکسیما شعر دارم میرم به تهران را نوشت و اندی و منوچهر چشم آذر هم آهنگ آن را ساختند.با ویدیویی زیبا و جالب از کوجی. تا این آهنگ هم برای همیشه در خاطره ها باقی بماند ..و این آهنگ هم با اینکه یک تک آهنگ بود اما به قدری گل کرد که شبکه های فارسی زبان هر روز چندین و چند بار ویدیوی آنرا پخش میکردند...

البته در بین آلبومهای پلاتینوم و شهر فرشتگان هم اندی بیکار نبود و با خواننده های جدیدی چون سعید و السید همکاری کرد .. همچنین در ترانه و مراسمی که بمناسبت درگذشت ویگن بود نیز حضور یافت و با دیگر خوانندگان ارمنی به اجرای آهنگهای قدیمی ویگن پرداختند ... از دیگر فعالیتهای وی میتوان به خواندن آهنگ طنین صلح و دارم میرم به تهران نیز اشاره کرد .



در تابستان 2005 اندی کنسرتی را به همراه شینی و جمشید اجرا کرد که به گفته خود اندی : این کنسرت رکورد تمام کنسرتهای وی را شکست و 7000 نفر به دیدن این کنسرت رفتند. و این هم افتخاری دیگر برای پادشاه موسیقی پاپ ایران ...

واما در اول مارچ 2006 آلبوم شهر فرشتگان به بازار عرضه شد که به عقیده خود اندی این آلبوم بهترین آلبوم زندگی او از نظر تو لید و ضبط و تنظیم بوده است . این آلبوم شامل دو سی دی است که سی دی اول شامل ده آهنگ و سی دی دوم شامل چهار ریمیکس و دو آهنگ ارمنی میباشد و در این آلبوم باز هم حضور نامهایی چون منوچهر چشم آذر و حمید ندیری و محمد مقدم و برای اولین بار هما میر افشار و فرشید صبوری به چشم میخورد و اندی برای اولین بار در این آلبوم با یک گروه راک آمریکایی-انگلیسی بین المللی معروف بنام Heaven & Earth همکاری کرده است که طبق معمول شعرها از پاکسیما و حضور اندی در کنار آهنگسازان سبک اندی را در این آلبوم باز هم حفظ کرده است ...



این آلبوم باز هم برای جامعه هنری ایران افتخار آفرید و پر فروشترین آلبوم اینترنشنال در دبی و کشورهای عربی شد و حتی نامهایی چون مدونا و ش***ا و جیپسی کینگ را هم نیز پشت سر گذاشت ... چند ماه بعد هم آلبوم پلاتینوم بعنوان بهترین آلبوم سال خاور میانه انتخاب گردید و ریمیکس سلام عاشقونه هم جزو تاپ 10 ریمیکسهای دنیا گردید...



اندي هميشه براي جوانها نصيحتي داشته : دوري از مواد مخدر و مشروبات الکلی،احترام به بزرگترها،درس خواندن،وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اوني كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندي احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوي احساس ميكني دنيا مال تو هست. دوست داري با كسي كه دوستش داري بري پارك،پيكنيك،به خاطر اون دختري كه دوستش داري حاضري همه دنيا رو به اون ببخشي.و شب كه ميخواي بخوابي خوشحال از اين احساسي كه دادي و گرفتي.اندي هميشه از زندگيش راضي بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندي با خواننده هاي ديگر كشورمان هم کار کرده و كمك به خيلي ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنياي هنر شوند.مثل شيني، شهرام كاشاني،مكابيز،السید،مهسا، مهران و ... نگاهي به كارنامه هنري اندي بيندازيم او سير صعودي فوق العاده اي را طي كرده است.

وجود نامهای بزرگی چون پاکسیما ، علیرضا امیرقاسمی ، فرخ آهی و منوچهر چشم آذر و کوجی در کنار یکدیگر رنگ زیبایی به ارائه کارهای هنرمندی میدهد که همیشه نوآوری و تازگی را جستجو میکند ...اندی هنرمندی است که در موسیقی مرزی نمیشناسد و همیشه معتقد است که موسیقی فردا باید از موسیقی دیروز و حتی امروز تفاوت داشته باشد .

اورا میتوان محبوبترین چهره جوانان نام برد ... صدایی که در آن احساسات ملتی نهفته است ... او حرف من و توست و از میان مردم آمد تا برای مردم بخواند و این تنها دلیلیست که با آهنگهای او میتوان رابطه مستقیم داشت ... صحنه هنر زمانی با او به آتش کشیده میشود و جنب و جوش و هیجان به حداکثر خود میرسد و دقیقه ای دیگر سکوت و آرامش محوطه را فرا میگیرد و اشک در چشمها حلقه میزند ... این صدای اوست ... این آهنگ اوست و این یک رابطه بدون آلایش با مردم است ... مردمی که او را دوست میدارند و به موسیقی اش با تمام وجود عشق می ورزند و او را فریاد نسل فردا مینامند ... طغیان نسلی که تنها او را میخواهد ...

این لقبی است که مردم به اندی دادند و بعدها خوانندگان جوانتر و تازه وارد و بی تجربه در زمینه هنر ..خودشان خود را صاحب این لقب کردند و از اول خود را صاحب این لقب دانستند ! او کسی است که تحصیلکرده رشته موسیقیست و بیست و اندی سال است که موسیقی را میشناسد .. آهنگسازی و تنظیم میکند و میخواند و مثل بعضی از خوانندگان پر ادعا نیست که بطور اتفاقی خواننده و بعدها هم آهنگساز شده اند ...!

آری او اسطوره موسیقی پاپ ایران و خواننده دو نسل است .... دو نسلی که همه سرسپرده او هستند ...

با اندی دودهه را پشت سر میگذاریم .. دو دهه سرشار از شادیها و غرور... دو دهه مملو از اشکها و لبخندها ... دو دهه که نمایانگر استقامت ، استواری ، پشتکار و پیشرفت ستاره پرنوریست که از کوچه های خاکی تهران آمد و امروز در اوج شهرتش بر قله افتخار موسیقی پاپ یک ملت ایستاده است و به ایرانی بودن خود میبالد ...در این دودهه شاهد درخشش ستاره ای بودیم که قلب میلیونها ایرانی را به تسخیر خود درآورد ... اوستاره بدنیا آمده ... یک **** استار به معنای واقعی کلمه و باید بدانید که اندی تنها یک خواننده نیست .. او مرد صحنه است و از همه مهمتر یک انسان واقعی و قهرمانی برای پدرو مادرهایی که فرزندانشان اندی را الگوی خود میدانند ... او خط مشی تازه ای را در موسیقی پاپ ایران به وجود آورده است و در روی صحنه چهره های جوانانی را که با عشق دستهایشان را به طرف او دراز میکنند تا نشان دهند که او نهایت آرزوی آنهاست .... اندی را بشناسید و دوستش داشته باشید زیرا که او یک دوست واقعیست با قلبی به وسعت دریاها که مهربانی را همیشه نوید میدهد ...
اميدوارم هرروز موفق تر از روز پيش باشد.او به عشق مردم كشورش ميخواند.اين خلاصه اي از زندگي هنری کسی بود که موسیقی پاپ ایران ستاره ای همچون او را هرگز ندیده است و نخواهد دید...اميدواریم با كاستيهايش قبول كنيد.



نکات خواندنی و افتخارات زندگی هنری اندی مددیان :اندی فارغ التحصیل رشته موسیقی از کالج موسیقی آمریکاست .
انتخاب بعنوان بهترین خواننده مرد ایرانی دهه 90 میلادی .
اندی پنج بار متوالی بعنوان بهترین خواننده و بهترین آلبوم در مراسم بین المللی انتخاب بهترینهای ارامنه جهان شده است .
کسب دو تقدیرنامه از شهرداری لس آنجلس بعنوان شهروند افتخاری .
رکورددار بیشترین مصاحبه با رسانه های بین المللی از جمله رسانه های آمریکایی ، اروپایی و آسیایی در سال 2004 .
اندی به غیر از زبان فارسی خواندن آهنگهایی به چند زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی ، اسپانیایی ، هندی ، عربی و ارمنی را در کارنامه خود دارد .
آهنگ آره آره و آلبوم پلاتینوم که در سال 2004 به بازار عرضه شد بعنوان بهترین آهنگ و بهترین آلبوم سال خاور میانه انتخاب گردید .
ریمیکس آهنگ سلام عاشقونه که از کارهای فرخ آهی میباشد در سال 2004 جزو تاپ 10 ریمیکسهای دنیا انتخاب گردید .
آلبوم شهر فرشتگان که در سال 2006 به بازار عرضه شد بعنوان پرفروشترین آلبوم در بین همه آلبومهای بین المللی در دبی و خاورمیانه شد و نامهایی چون مدونا ، ش***ا و جیپسی کینگ را هم پشت سر گذاشت .
و همچنین کسب افتخارات مختلف با تیمهای مختلف فوتبال ..

Matrix
12-30-2007, 10:17 AM
http://i10.tinypic.com/3zqv5z7.jpg

رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند
در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود
در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت
بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد
علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت
البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست
در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا صعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد
سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او - لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است
آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند
حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش.
در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.
در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد.
و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان "پیرهن مشکی"به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.
رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان"دیگه نمی تونم "را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود.
رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد .

Matrix
12-30-2007, 10:18 AM
بیوگرافی لیلا فروهر




ايران - اصفهان - 4 اسفند ماه كودكي از مادر و پدري هنرمند زاده شد . او هزاران مجنون خواهد داشت پس او را ليلا نام نهادند. هنر گويي جزئي جداناپذير از وجود اين كودك بود. از همان دوران از خاك مقدس صحنه به آسمان پر ستاره اين سرزمين نازنين بال و پر گشود. همگان حتي بي هنران مدعي هنر نيز باور داشتند كه شايد سالها بگذرد تا پديده اي چون او دوباره ظهور كند . ساده بود ... بسيار ساده ... با مردمي مي نشست كه از جنس او بودند به همان سادگي و صميميت ... راه به بيراهه نبرد و به قهقرا نرسيد و لحظه اي از درخشيدن وا نماند . از همنفسي با مردمي كه او را مي خواندند به پرده سپيد هفتمين هنر قد كشيد ...
سالهاي خوب كودكي و نوجوانيش را به جاي شخصيتهاي خيالي زندگي كرد . تصوير در تصوير چهره معصوم او نقش هاي سياه و سفيد را باورپذير نمود. اين خود قصه بود ... و نه آغاز ... و اما شروع شد ... يك تصميم كه شايد براي همه عمر ... و ليلا خواند ... باز هم خواند و خوب خواند :
اگر تنهايي كوهم سكوت شوره زارم ... اگر فرياد يك دردم كه طعم گريه دارم اگر بغض گلوي ابر بي باران دشتم ... اگر آواره مثل باد سرگردان دشتم... و همگان به اين باور رسيدند كه او :
صداش بارون دلش درياست.... غمش فرياد اين دنياست... نگاه او هنوز در راه فرداست...
و ليلا پلي بود از او تا يك سرزمين ترانه ... و بزرگان ترانه و آهنگ دوست ميداشتند صداي جادويي او پيامبر احساسشان باشد و بهترينهايشان را به او مي سپردند .
سالهاي ستاره بازي بود و او تك ستاره پر فروغ بي نيازي . و اما راوي قصه حادثه اي ديگر را رقم زد . پرستوها از دشت آزادگي پر كشيدند كلاغهاي بي خبر از عشق در بيدادگاه هايشان ترانه را تير باران كردند ... براي ساز حكم حبس ابد صادر شد و آوازه خوان بيگناه به تنهايي و تبعيد محكوم... رنگهاي خوش رنگارنگ به خاكستري مبدل شدند ... گفتند دمد سپيده ابر سيه برآمد گفتند شبي مهتابي ... ظلمت سراسر آمد... اما ستاره در شبهاي تار و شرجي هم درخشيد . غربت آسمانش نبود اما نورش را به سياهي شبهاي وطن رساند . شادي پيامي بود كه او با عشق به قبيله افسرده و تهي از اميدش رسانيد رسالتش همين بود شايد ! پيامبر صدها سبد ترانه غربت را رنگ و بوي خانه بخشيد. بيش از صدها ترانه از عشق و آزادي خواند. و از طپش هاي عاشقانه گفت و از سراب و كهكشاني از ترانه و از قصه عشق و ديدار و تصوير و از قصه من و تو ...... و امروز كه از عشقي الهي سرشار است از يك بوسه مي خواند . قسمتش اين بود كه خداوند به پاس مهرباني و پاكي اش يك دنيا عشق را به او و همسفرش بي بهانه هديه كند .
تا آسمان باقيست ستاره خواهد درخشيد و به ياد داشته باشيم كه صدا ... صدا ... و اين تنها صداست كه مي ماند . جاودان صداي او
شش سال پس از تولد زيبا ستاره موسيقي پاپ ايران ، در يكي از روزهاي زيباي بهاري يار و همدم هميشگي ليلا پا به عرصه گيتي نهاد تا لبخندي پر از مهر و شادي بر گوشه لبان ليلا نقش بندد و شادي وصف ناپذيري را به ليلاي نازنين هديه كند . او را به حق بايد " اسطوره وفاداري " ناميد . فريبا نه تنها خواهري مهربان دلسوز براي ليلاي عزيز است ، بلكه بهترين دوست و همدم ليلا نيز به شمار مي رود .
فريباي عزيز كه همچون خواهر هنرمندش در خانواده اي هنرمند ديده به جهان گشوده بود ، در دوران كودكي پا به عرصه سينما گذاشت و در فيلمهاي جاودانه اي همچون بيقرار ، به اميد ديدار ، رابطه ، پل ، مترس و ... به ايفاي نقش پرداخت .همچنين در پيش از انقلاب در تاتري به كارگرداني محمد صالح علاء در كنار شهره آغداشلو به روي صحنه رفت و نقش بسيار مشكل و حساسي را بر عهده گرفت .
در همان شروع كار او ، اينگونه شايعه شده بود كه رقيبي پر شور و خطرناك براي ليلا پيدا شده است !؟ اكنون كه سالها مي گذرد شاهد آنيم كه فريباي نازنين نه تنها رقيبي براي ليلا نبوده بلكه همچون كوهي استوار ، شانه به شانه ليلا و يار و ياور ليلا در پيشبرد فعاليتهاي خواهرش بوده است ، تا جايي كه ليلا فروهر ، موفقيت خود را بعد از انقلاب و آغاز دوباره و شكوفايي دوباره اش را تا حدود زيادي مديون اين خواهر وفادارش است . پس از سفر به فرانسه ، با آغاز دوباره فعاليتهاي هنري ليلا ، فريبا به عنوان مدير برنامه و تهيه كننده آثار ليلا ، تا كنون لحظه اي از ليلا غافل نشده و پا به پاي خواهرش تا به ثمر رساندن آثار هنري او ، ليلا را ياري داده است . فريبا در اولين حضورش در صحنه در ديار غربت ، در نمايش شهر فرنگ به كارگرداني پرويز كاردان و در سال 1378 در تاتر يك صمد و دو ليلا در كنار خواهر و پرويز صياد به ايفاي نقش پرداخت تا در جاودانه ترين حضورش در سالهاي اخير نيز همراه هميشگي خواهرش باشد . اكنون نيز فريبا فروهر كه به عنوان منيجر و مدير برنامه، پا به پاي خواهر ش او را تا به ثمر رساندن آثار هنريش ياري ميدهد، خود نيز در بيزينس معاملات خانه و ريل استيت مشغول بكار است و مديريت مركز آرايش و زيبايي ليلا را در لس آنجلس عهده دار مي باشد .

Matrix
12-30-2007, 10:19 AM
http://tinypic.com/k1f13p.jpg


نام : شادمهر
نام خانوادگی : عقیلی
محل تولد : تهران
آثار :

<LI dir=rtl>بهار من
<LI dir=rtl>مسافر<LI dir=rtl>دهاتی<LI dir=rtl>نغمه های مشرقی<LI dir=rtl>پرپرواز <LI dir=rtl>آدم و حوا<LI dir=rtl>خیالی نیست<LI dir=rtl>آدم فروش<LI dir=rtl>پاپ کرن
هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختی است . "
شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما رفته و تست خوانندگی بدهند .
اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلویزیون پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .
و بالاخره شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت ارشاد و شورای موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع الصدا و تصویر شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .
به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خیالی نیست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوری و دوستی" را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده است .

با آرزوی موفقیت روزافزون برای
شادمهر عقیلی
ستاره ی موسیقی پاپ ایران
.....................................................
بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده " پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر
تکذیب شده والبته بدانید که شادمهر در نوجوانی پدرش را به دلیل سرطان از دست داد! " در شرایط سخت مالی بزرگ شد " گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت " فوق لیسانس از هنرستان موسیقی " تا 24 سالگی به
خواننده شدن فکر نمیکرد " بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی " اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت " برای تماشای کلیپ های
خارجی بیتابی میکرد " رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج
خواند " متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو " عاشق بازی بهروز وثوقی " به افراد مختلف القاب مختلف
میداد " هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود و میگویند سکانس سیگار کشیدن را گارگردان 48 بار برداشت کرد" رفاقت با جوانان سالم را دوست
دارد " با قرض ارگ خرید " کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش " با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید " از هیچ غذایی بدش نمی آید " مردم
دبرای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد"
" خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش " همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر " عاشق اتومبیل بی ام و
بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است " الگوی گیتار : اردشیر فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش
دست به جیب برای دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هیشگی نداشته " اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر " شایعه عمل زیبایی بینیش
رو تکذیب میکنه " هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود " نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است

"
زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند " روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران " هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ
خواننده ای هم صدایی کند " اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 " ما درش را میپرستد " یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد
چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد " عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست " بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون
تومان گرفت " نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه" درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند
ماهی یک بار به شمال میرفت " آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... " خواننده محبوب : ریکی مارتین " اهل
شب نشینی و روزنامه خواندن نیست " استاد کوک کردن سنتور " بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد " عاشق ماشین عوض
کردن " به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد " نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته " آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این
آلبوم در ایران هنوز توقیف هست " علاقه مند موسیقی ترکی " با چند خانواده در تورنتو دوست است " گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا " آموزش خصوصی
گیتار و ویلن در تورنتو " محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور " فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته " طرح
کلیپهایش را خودش میدهد " خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت " یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و
مستاجر هست ، البته فعلا " وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و
اینها همه طرفدارانش هستند " قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند " و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند
"

قبل از عید سال 83 دست راستش شکست " در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی "چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند و
آشتی میکنند " در دبیرستان فوتبال بازی میکرد ومهاجم بود"سه برادر داشت به نام محمد تقی و حمید وخسرو که حمید قبل انقلاب در سربازی شهید شد وخسرو را در زلزله رودبار ازدست داد "هومن پسر محمد تقی فقط سه سال از او کوچکتر است "هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد وبرای د یدن مادرش هم گفته هر موقع بخواهد در دبی هم دیگر را میبینند

Matrix
12-30-2007, 10:20 AM
سياوش قميشی اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است. سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند. سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است. سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران. اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است. موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد. شاد باشید

Matrix
12-30-2007, 10:21 AM
http://i11.tinypic.com/3z9e137.jpg


وی متولد سال ۱۳۳۵ اصفهان است. او از سن ۱۲ سالگی با استاد تاج اصفهانی مشغول به تعلیم آواز گردید. در سال ۶۰ که استاد فوت کرد او نزد اساتید دیگری از جمله شجریان رفت . وی در سال ۱۳۵۷ در آزمون باربد به رتبه نخست در رشته آواز نایل گردید و از همان سال در رادیو شروع به کار کرد . او کارمند قسمت موسیقی و سرودهای انقلابی وزارت ارشاد است

Matrix
01-26-2008, 10:54 AM
صد سکانس از ناگفته های زندگی لیلا فروهر







- متولدچهاراسفنددراصفهان.

- پدرش جهانگیرفروهرومادرش فرنگیس فرحزادی(فروهر)هردوبازیگرساب سینمای ایراند.

- ازسه سالگی وارد دنیای هنرشد.

- درفیلم سلطان قلبهاخوش درخشیدونامش را بر سر زبانها انداخت.

- درفیلم سلطان قلبهاخودش نخواند.

- با بازیگران بنامی چون فردین بهروزوثوق ناصرملک مطیعی هم بازی شده است.

- اولین بار درچهارده سالگی در کاباره میامی بروی صحنه رفت.

- درآن شب ترانه شمیم رابه زیبائی اجراکرد.

- اولین آهنگش دلم تنگه بود.

- اولین آلبومش دوپرنده بود.

- اولین فیلمی که بازی کرد مراد ولاله بود.

- اولین آلبومش خارج ازایران مخمل نازبود.

- آهنگسازترانه مخمل ناز خودش بود.

- آلبوم بعدیش را به نام هدیه با همکاری شهرام صولتی خواند.

- آهنگ دل ای دلش خیلی گل کرد.

- آلبوم شانس نیز بسیار پر فروش بود.

- یک همکاری داشت با انوشیروان روحانی و آلبومی به نام بهانه.

- ویدئوی بازگشت رابه کارگردانی علیرضاامیرقاسمی و همکاری مکابیزساخت.

- درسال هفتادوسه آلبوم طپش رابه بازار ارئه کرد.

- ترانه سرای طپش ژاکلین است.

- آلبوم انتخابی داشت با ابی به نام اتل متل.

- طرفدار صدای ابی.

- درهمان سالها چهار شب در هفته برنامه وکنسرت داشت.

- آلبوم همسفررا درسال هفتاد وچهار اجراکرد.

- دوباره یک ویدئوی جنجالی داشت با همکاری علیرضاامیرقاسمی به نام روزگار.

- مدیر وتهیه کننده تمام برنامهایش خواهرش فریبا فروهراست.

- آلبوم پرفروشی در سال هفتاد و پنج به نام سراب.

- به هشت زبان زنده دنیا ترانه خوانده در آلبومی به نام planet of harmony.

- با آهنگی که با گویشهای محلی ایران خواند خوش درخشید.

- سال هفتاد وهفت آلبوم عاشقانه قصه عشق را داشت.

- ویدئوی بسیار زیبائی از زندگی خودداشت به نام flash backبه کارگردانی کوجی زادوری.

- همکاری با شهرام شپره درآلبوم دیدار.

- با خواندن آلبوم تصویر در سال 2000یک دهه خوانندگی را پشت سر گذاشت.

- با ورود به دهه دوم البومی داشت با همکاری سیاوش قمیشی به نام قصه من قصه تو.

- ازدواجش در سال 2001 با یک مرد ایرانی به نام اسی.

- ازدواجش در یک کشتی روی امواج آرام مدیترانه بود.

- ترانه چی صداکنم تو رو را با عشق به همسرش اسی تقدیم کرد.

- در عروسیش جمعی ازهنرمندان ایرانی حظورداشتند.

- اولین هنرمندی که فلیم مراسم عروسیش بین مردم پخش نشد.

- بعداز ازدواجش چند سالی فعالیت هنری نداشت.

- شایعه شده بود که قرار است دیگر نخواند.

- در یکی از تلویزیوهای بیست وچهارساعته گفت که:من عاشق مردمم و جدا شدن از مردم روز مرگ من است.

- تک ستاره موسیقی پاپ ایران لقب اوست.

- درچندنمایش با شهره آغداشلووهوشنگ توزیع همکاری داشته است.

- عاشق خانواده زندگی و کارش است.

- علاقمند به سفرهای دور دنیا.

- در سال 2002بروی صحنه با شکوه کداک تیاتر بروی صحنه رفت.

- طراح لباسهایش سیمین است.

- درهفت آلبوم میکاپ آرتیستش زاره بوده.

- آخرین آلبوم او یک بوسه سال 2005بوده است.

- نمایش یک صمد و دو لیلا را با همکاری پرویز صیاد و فریبا بروی صحنه برد.

- عاشق غذاهای ایرونی مخصوصا لوبیا پلو.

- کدبانوی خانه دار با دست پخت عالی.

- دربین خواننده های جدیداز صدای هلن خوشش می آید.

- طرفدار صدای سیما بینا.

- عاشق طراحی دکور داخلی منزل.

- قصد دارد یک آلبوم به سبک سنتی ایرانی بخواند.

- شوهرش در شمال کالیفرنیا رستوران دارد.

- از سیگارومشروبات الکلی بسیار بدش می آید.

- آهنگسازترانه حقته او شاد مهر عقیلی است.

- دوست دارد یک بچه دخترداشته باشد.

- دوست دارد اگر بچه اش دختر باشد اسمش را آریانا و اگرپسر باشد امیرعلی بگذارد.

- ترانه به تو تقدیم میکند را برای بچه اش خوانده.

- موزیک ویدئوی این ترانه را وقتی میسازد که بچه دار شده باشد.

- طرفدار پروپا قرص سینما.

- عاشق خوردن پاپ کرن در سینما.

- غذای خانگی را به غذای رستوران شوهرش ترجیح میدهد.

- از اولین خواننده های زن بود که در دبی کنسرت گذاشت.

- اولین خواننده زن ایرانی که در تاجیکستان کنسرت گذاشت.

- از میکاپ هانری درآلبوم آخرش خیلی راضی است.

- در ترانه موسیقی که از تلویزیون طپش پخش شد در کنار 24 خواننده خواند.

- در این ترانه صدایش از همه خواننده ها واضح تر بود.

- دل تنگ برا ی بازگشت به وطنش ایران.

- تا اسم ایران می آید نا خودآگاه اشک در چشمانش حلقه میزند.

- آلبوم قهرمانان وطن را نیز با همکاری داریوش واندی اجراکرد.

- آهنگهای اصیل ایرانی را بسیار عالی اجرا میکند.

- عاشق صدای هایده.

- بسیار خیر و دست و دل باز.

- در هنگام برگذاری کنسرت بسیارجدی است.

- از مردم انرژی مثبت میگیرد.

- چندین ترانه به زبان ارمنی خوانده است.

- سایت leilamusic.net راخودش شخصا بررسی میکند.

- میگوید بسیار خوشبخت است.

- اصلا آدم مادی نبوده و پول برایش بی ارزش است.

- حتی یک دلار هم در حساب بانکیش ندارد.

- در همه کنسرتهایش ترانه شمیم را اجرا کرده است.

- باند موسیقی بسیارخوبی دارد.

- ازاولین روز که در آمریکا شروع به فعالیت کرد شوبرت آواکیان با او همکاری داشته.

- از مار میترسد.

- خواب بازگشت به وطن را دیده است.

- با اسی و مادرش زندگی میکند.

- عاشق خواهرش است واو را فرشته زندگی خودش میداند.

- از آدمهای خسیس خیلی بدش می آید.

- در برنامه ای مستند درباره یازده سپتامبردر تلویزیون طپش گوینده بود.

- ترانه یک بوسه را خیلی دوست دارد.

- ترانه تصویر شرح حالی از زندگی خودش بود.

- از ترانه سراهای بزرگی ترانه میگیرد.

- در تمام برنامه های کمک به حادثه دیدگان پیشگام است.

- دوستدار صلح و آرامش و امنیت در تمام جهان.

- آرزویش بازگشت به ایران و کنسرت دادن در ایران است.

AREZOO_S
01-26-2008, 09:13 PM
فائقه اتشین معروف به گوگوش:
بيوگرافي

- متولد سال 1328 در تهران.
- داراي مدرك تحصيلي متوسطه
- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)
- فعاليت هنري با خوانندگي (1338)
- شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد
- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)
بخشي از فيلمشناسي
بيم و اميد (1339)
گدايان تهران (1345)
ستاره هفت آسمون (1347)
سه ديوانه (1347)
پنجره (1349)
احساس داغ (1350)
بي تا (1351)
ممل آمريكايي (1353)
شب غريبان (1354)
همسفر (1354)
ماه عسل (1355)
نازنين (1355)
در امتداد شب (1356)
امشب اشكي مي ريزد (1357)
بیوگرافی گوگوش به نقل از فائقه آتشین !! :
http://www.googooshmusic.com/images/gmpicture.jpg
من متولد 1329/2/15 هستم. پدرم صد در صد در زندگی من تاثیر مستقیم گذاشت. او بود که تصمیم گرفت دختر سه سالشو بذاره روی صحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازی خودش انتخاب کنه قبل از اینکه روی صحنه منو بذاره آواز بخونم. پدرم آکروبات می کرد و از روی بند راه می رفت و بند بازی می کرد و قبل از آوازخونی از من به عنوان پارتنر استفاده می کرد. یعنی به این صورت که وقتی روی بند راه می رفت دو تا صندلی را پایه هاشو روی هم می گذاشت و من را روی صندلی دوم می نشوند و صندلی اول راروی چونه اش می گذاشت واز روی بند راه می رفت. این آکروباسی یه جا منو متوقف کرد یعنی صندلی از روی چونه اش لیز خورد و منووسط زمین و هوا از پشت سر با مو هام گرفت. ولی وقتی متوجه شد که من ترانه خواننده ها را یک بار که می خونم دفعه دوم می تونم بخونم این استعداد را در من دید که می تونم صدای خواننده ها را تقلید کنم.این ترانه را از خانم پوران که اون زمان به اسم بانو ناشناس می خوند اجرا می کردم. یک ترانه از خانم دلکش اجرامی کردم به نام رعنا جان، یک ترانه از خانم مرضیه می خوندم یکی از مصطفی پایان می خوندم...کوچکتر از اون بودم که احساس بکنم که روی صحنه دارم برنامه اجرا می کنم یا جلو جمعیت هستم. فقط پدرم گولم می زد که برات عروسک می خرم اگه بری بخونی. به همین دلیل صحنه برام وقتی بزرگتر شدم عادی شد. روی صحنه احساس می کردم تو خونمونم و جمعیت احساس امنیت به من می داد. هر چی تعداد جمعیت بیشتر می شد حس می کردم کار بهتر ی می کنم. از سنین اول دبستان که همون هفت سالگی باشه یواش یواش توام با آزار و رنج شد. چون زندگی خانوادگی و خصوصیم زندگی یک بچه با اون موقعیت نبود. نمی خوام بشکافم اون ماجرا ها رو اما به دلیل داشتن زن پدر، نداشتن فرصت کافی برای درس خوندن و اجرای مداوم برنامه فشار بهم زیاد می آورد. چون هم نان آور خونه بودم هم باید درس می خوندم هم نمی تونستم بچگی کنم. اما این فشار ها روزبه روز منو آبدیده تر می کرد. فکر می کردم روی صحنه کارمو بهتر ادامه بدم. شاید رنج اون زمانها و اذیت و آزاری که شدم میوه شو بعد ها بهم داد.آهنگ های اولیه که خودم شروع کردم به خوندن فکر می کنم مربوط به سال1345 یا 46 شاید هم 44 باشه. چون سال1344 ترانه ای از حسن شماعی زاده خوندم که هیچوقت به صورت صفحه و نوار به بازار نیومد ولی فکر می کنم توی رادیو اجرا کردم به نام شهرزاد قصه گو. اما اولین ترانه ای که رسما به نام خودم اجرا کردم و به صورت صفحه به بازار اومد ترانه قصه ی وفا بود از هنرمند قدیمی و عزیزمون پرویز مقصدی که خیلی هم با استقبال روبرو شد و اون ترانه فروش فوق العاده داشت در زمون خودش. هیچ وقت فکر نمی کردم که در دوران تین ایجری گوگوشی خواهم شد که فردا مردم ازش تصویری دارن اما اینو می دونستم که روی صحنه کارمو بلدم. این رو مطمئن بودم و نمونش رو اون موقع توی ایرونی نمی دیدم. تنها کسی را که می تونستم با خودم مقایسه بکنم با اون ذهن کودکانه ام مایکل جکسون بود که از من کوچکتر بود و اولین سفری که به آمریکا داشتم صفحاتشو تهیه کردم و جالب بود برام که بچه ای مثل خودم از کودکی کار موسیقی می کنه و کارشو بلده. اما یک دوره ای هست که فکر می کنم کارهائی که اجرا کردم کارهای بسیار زیبائی بود. آهنگسازانی که با هاشون کار کردم اولینش واروژان بود و بعد به طور قطع حسن شماعی زاده است. ترانه سراهائی هم که باشون کار کردم و ترانه هاشون واقعا زیبا و به یاد موندنی هستند : ایرج جنتی عطائی، شهیار قنبری و اردلان سرفراز. برگشتن من در سال 1979 به ایران در شرایط بسیار بسیار بدی بود. اون دوران، دوران سختی برای همه بود. چه برای کسانی که داخل ایران بودند و چه کسانی که خارج از ایران بودند. برحسب اتفاق من جزو کسانی بودم که وقتی انقلاب شد خارج از ایران بودم و بخصوص در آمریکا بودم. اون زمون یعنی سال 1979 تعداد ایرانیانی که در آمریکا بودند این قدر نبود. خیلی کم بود و من هم برای دو هفته اومده بودم و وقتی این اتفاق افتاد مجبور به موندن توی امریکا شدم. برای شش ماه، ولی تو این شش ماه این قدر سختی کشیدم که به محض این که تونستم به ایران برگشتم و وقتی به من گفتند اگر بری ایران این اتفاق و اون اتفاق میفته، دیگه برام مهم نبود. در واقع هر اتفاقی را برای خودم با آغوش باز می پذیرفتم. به این شدت حالم بد بود و حال خوشی نداشتم و وقتی هم که تصمیم گرفتم برگردم، دیگه هیچ چیزی نمی تونست رای منو عوض کنه حتی اگه اعدام می شدم...در واقع پس از این که از زندان رها شدم تحمل کردم و تا همین اواخر در ایران ممنوع الخروج بودم و دلم می خواست که با پاسپورت از ایران خارج بشم. در عین حال فکر می کردم که چه کاری دیگه برا انجام دادن دارم؟! ولی وقتی شوق مردم رو توی خیابون می دیدم از طرفی این احساس بهم دست می داد که من تصمیم شخصی نمی تونم بگیرم . وضعیت من یک وضعیت شخصی و خصوصی نیست. گوگوش متعلق به پهنه ی هنره و دنیای موسیقی و جوابگو به مردم. صداشو دوست دارن، برنامه هاشو دوست دارن. اما از طرفی هم اون دوران به من یک افسردگی داده بود(انگزایتی). این افسردگی باعث شده بود که به طور کلی از کار کردن مایوس بشم. از پرداختن به موسیقی و تمرین مایوس بشم. اصلا قدرت کار نداشتم. اما این اواخر قبل از اومدن باید انصافا بگم که مسعود کیمیائی خیلی تشویقم می کرد که کار بکنم تو خونه. اما انگیزه ی کار کردن نداشتم. چون اگه می خواستم یه ترانه بسازم، نه آهنگساز داشتم، نه تنظیم کننده نه یه شعر . گیریم که همه ی این ها پیدا می شد، اجازه ی طبع نداشتم که به من وقت استودیو بدن. در نتیجه دیگه ول کرده بودم. اما وقتی به من پیشنهاد شد که برای اجرای کنسرت به خارج از ایران بیام، در واقع بیشتر به خاطر دیدن پسرم و نوه ام این کار را قبول کردم ولی وقتی در کوران اجرای کنسرت قرار گرفتم دیگه اون سیل منو برد و تا جائی برد که الساعه در خدمت شما هستم. احساسی که اون لحظه ای که سوار هواپیما شدم و از فرودگاه مهرآباد به طرف تورونتو در پرواز بودم احساسیه که شاید نشه با کلام گفت! باور نمی کنید، اما هر لحظه فکر می کردم هواپیما را دومشو می گیرن و دوباره می شونن. یعنی مث کارتون بود برام! تا زمانی که هوا پیما از روی باند تیک آپ نکرده بود، فکر می کردم الآن می ریزن توی هواپیما. زمانی هم که راه افتاد و هنوز روی باند راه می رفت فکر می کردم الآن جلوشو می گیرن و می ایستوننش. زمانی هم که باز تو هوا و تو آسمون ایران بودیم می گفتم باز با بی سیم از برج مراقبت می گن هوپیما را برگردونین! یعنی این قدر این حس نا امنی و وحشت توی وجودم بود که همش به این فکر می کردم که نکنه جلوی پرواز منو بگیرن!

AREZOO_S
01-26-2008, 09:20 PM
شکیلا :

شکیلا در 13 اردیبهشت 1341 در تهران به دنیا آمد و کوچکترین فرزند خانواده می باشد
. او از سنین کودکی به موسیقی علاقمند بود و در میهمانیهای خانوادگی هنرنمایی می کرد . در 9 سالگی به دعوت یکی ازهنرمندان به اجرای برنامه در یک شوی تلویزیونی پرداخت و همان سبب شد دست اندرکاران رادیو و تلویزیون از او دعوت کنند خوانندگی را به طور حرفه ای ادامه دهد ولی به علت مخالفت خانواده او به ادامه تحصیلش پرداخت و فعالیت هنریش را محدود به شرکت در مسابقات هنری مدارس و جشنهای خانوادگی کرد.


در سن 15 سالگی مدتی نزد مرحوم استاد محمود کریمی به یادگیری ردیف های موسیقی پرداخت ولی متاسفانه به علت انقلاب هنرستان تعطیل شد و پس از چندی شکیلا برای ادامه تحصیلات دانشگاهی به آمریکا سفر کرد . او در رشته موسیقی کلاسیک به تحصیل پرداخت و تصمیم گرفت بالاخره به آرزوی دیرینه خود جامه عمل بپوشاند . در سال 1368 اولین آلبوم خود را به همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و تاکنون 11 آلبوم به دوستداران خود در سر تاسر دنیا تقدیم کرده است .


شکیلا از عوایل فعالیت هنریش مجذوب اشعار مولانا بود و به همین جهت در هر یک از آلبوم های خود آثاری از این اشعار گرانقدر را اجرا کرده است .

به گفته چندی از صاحب نظران تلفیق اشعار مولانا با صدا ملکوتی شکیلا در روخ شنونده ثأثیر بسزایی دارد .


شکیلا دارای دو فرزند می باشد . شهراد و بهراد که 16 و 13 سال دارند . او شغل مادری را در درجه اول اهمیت می داند و به همین دلیل قسمت عمده ای از وقت خود را به نگهداری از فرزندانش اختصاص داده است .

آرزوی نهانی شکیلا بازگشت به وطن و اجرای برنامه در شهرهای بزرگ ایران است.

AREZOO_S
01-26-2008, 09:23 PM
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2004/11/20041122122310mansour1.jpg
طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساده و روان قطعات می باشد ٬ به عنوان پنجمين کار منصور با شرکت ترانه وهشتمين کار منصور در مجموع است که احتمالا در اوايل سال 2005 ميلادیبه بازار خواهد آمد.
هرچند منصور آثار خود را خارج از ايران ضبظ ميکند و فروش آثار در ايران غير قانونی می باشد ٬ ولی وی در ايران نيز به عنوان يکی از مشهورترين هنرمندان ايرانی مطرح است.
جدا از فروش ميليونی آثار منصور و استقبال کم نظيری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان ميشود ٬ موسيقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ايرانيها تبديل شده است.
آهنگ "ديوونه" ی منصور به طور ويژه ای در استاديوم های فوتبال در ايران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از يکی از بازيکنان يا داور سر ميزند ٬ با فرياد "ديوونه ٬ ديوونه" به دسته جمعی اين آهنگ را ميخوانند.
و همچنين قطعاتی از برخی ديگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزيز دلمی" هر از گاهی در فيلم های ايرانی به گوش ميرسد.
منصور در تهران به دنيا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمريکا شد.
وی در سنين نوجوانی هرگاه فرصتی می يافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسيقی سنتی ايران ميگويد : (( هنگاهی که جوانتر بودم هميشه تحت تاثير ملوديهای سنتی ايران آواز ميخواندم. )) پس از اتمام دوران دبيرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استوديوهای ضبط موسيقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استوديو ضبط موسيقی آشناتر شد ٬ يکی از موسيقيدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظيم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولين آلبوم خود را با سرمايه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبايل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در اين باره ميگويد : (( من عاشق موسيقی هستم اما در عين حال از هيجان حاصل از دنيای خريد و فروش نيز لذت ميبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشيد زيرا منصور اصرار داشت از بهترين امکانات و روش ها برای ضبط کارهايش استفاده کند در اين مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنيک آوازش را بهبود بخشيد. اولين آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشيدن طعم موفقيت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم ديگر نيز به بازار
داد : "تصوير آخر" ٬ "دريچه" و "قايق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ يک فيلم ساز مستقل ايرانی به نام "بابک شکريان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فيلم "آمريکای زيبا" دعوت کرد. بازی در اين فيلم هم زمان با ضبط پنجمين آلبوم منصور بود ٬ اما با اين حال منصور اشتياق زيادی برای تجربه ی بازيگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزايش خلاقيت منصور شد ; درنتيجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولين آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد ميگويد : (( قطعه ی خاصی از اين آلبوم بيان علاقه ی شخصی من به موسيقی است ٬ آن چيزی که از بچگی در مورد موسيقی در قلبم احساس ميکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسيقی مرا موسيقی پاپ تشکيل ميدهد ٬ اما به موسيقی سنتی ايران نيز علاقه ی زيادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمايه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما اين آلبوم خيلی سريع به بهترين اثر منصور تا آن زمان تبديل شد که فروشی ميليونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش اين آلبوم ٬ قابل اعتماد نيست زيرا در بسياری موارد تکثير به صورت غير مجاز بوده )
آهنگ های اين آلبوم همراه با ويدئوها ی آن به عنوان يک موفقيت قابل توجه ٬ پلی ميان ايرانيان داخل و خارج کشور ايجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ايرانيها در سراسر دنيا و احتمالا به محبوب ترين آهنگ ايرانی در طی 2 دهه ی اخير تبديل شد.
اين آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلويزيون ها و ايستگاههای راديويی شنيده ميشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گير شد که تقريبا به عنوان يک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نميگيرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمين آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومين همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با ديدن قيافه ی جديد او در ويدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراين باره ميگويد : (( من موهايم را بلند کردم زيرا ميخواستم نسبت به ويدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسيقيی که با آنها کار ميکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسيار خوبی بود که در همين زمان فيلم "آمريکای زيبا" در چندين فستيوال فيلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستايش قرار گرفت و چند جايزه به خود تعلق داد ; اين امر باعث شد منصور به شنونده های جديدی در سراسر دنيا معرفی شود. هفتمين آلبوم منصور با نام "ديوونه" ٬ دو آهنگ محبوب ديگر را از منصور معرفی کرد ; يکی "ديوونه" که نام آلبوم جديد او نيز بود و ديگری "عزيز دلمی". به تدريج طرفداران فارسی زبان جديدی از افغانستان ٬ تاجيکستان ٬ بحرين ٬ امارات ٬ قطر ٬ کويت و ترکيه نيز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتيجه منصور به يکی از موفق ترين هنرمندان خاورميانه تبديل شد.
زلزله ی ويران کننده ای در جنوب شرقی ايران در December, 26, 2003 رخ داد که بيش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
اين زلزله ٬ يکی از مصيبت بارترين بلاهای طبيعی قرن بود. منصور به ياد کسانی که در اين حادثه ی غم انگيز از دست رفتند ٬ ويدئوی جديدی برای نوروز 2004 تهيه کرد به نام "عيدی ندارم". ابتدا قرار بود اين آهنگ فقط در قالب يک ويدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصميم گرفت اين آهنگ را به آلبوم آينده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور اميدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزايش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی ميليون ها ايرانيست. به نظر ميرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنيده ميشود. در چنين روزگاری پيام اميدبخش منصور از هر زمان ديگری مهم تر است.
منصور به اين حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو بايد همان تغييری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپيوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی ميکند ٬ اما بيشتر وقتش به سفر در دور دنيا ميگذرد. گرچه منصور ديگر در ايران زندگی نميکند اما ايران هميشه قسمتی از وجود اوست و هميشه با او خواهد بود

AREZOO_S
01-26-2008, 09:29 PM
اندی :
http://danceage.com/gallery/data/media/230/Andy_1.jpg


در روز 21 آوريل يا اول ارديبهشت پسري در مجيديه تهران به دنيا آمد.پسري ارمني در خانواده اي دوست داشتني.خانواه اي با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلي او آندرانيك مدديان بود.از همان بچگي نبوغ موسيقي در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود.پدر او همواره در مسافرت بود.و خانواده را با خود ميبرد.به همين دليل او اكثر شهرهاي ايران را ديده است.


روزها گذشت و او در خانواده اي دوست داشتني و علاقه مند به موسيقي رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد.مانند پدر علاقمند به موسيقي بود و براي خودش روياي زيبايي ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگي با چوب ساخت.به گفته خودش صداهاي عجيب و غريب از آن در مي آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقي تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاري كنند. او در آن گروه شروع به گيتار زدن كرد.در بعضي وقتها هم قطعاتي به زبان انگليسي اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتي را در محضر شاه فقيد ايران اجرا كرد.




















روزها گذشت و او تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به آمريكا برود.و وارد كالج موسيقي شد.رشته اي كه آرزويش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولين جايي كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردي كه در زندگي او تآثير زيادي گذاشت و در حقيقت راه را براي او باز كرد و دستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نا م برد.او استعداد آندرانيك را ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صداي دوم براي او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود.تا حدي كه فقط براي يك وعده غذا پول داشت.ولي هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد.روزي به او گفتند يك خواننده اي هست كه سبكش به كار تو خيلي مي خورد. مي توانيد يك گروه موسيقي خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بود كه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكي از پر طرفدارترين وجنجالي ترين گروه موسيقي دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند.



اولين آلبومي كه از اين دو به جا مانده خواستگاري بود.با شعري زيبا و قوي از ژاكلين ويگن به نام خواستگاري.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بود.كه با استقبالي بي نظير روبه رو شد.در يكي از كنسرت هاي آنها دختري بود كه آندرانيك را خيلي دوست داشت و شب كنسرت او را اندي صدا زد.كه اين شد ديگر همه او را با نام اندي صدا ميزدند.

دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهاي زيباي ژاكلين.آهنگ چي مي شد,تپلي,ما همه ايراني هستيم به قدري گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايراني هستيم هنوز كه هنوزه در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندي و كوروس با فردي آشنا شدند كه در زندگي هنري آن دو و به خصوص اندي تآثير فراواني گذاشت. او عليرضا امير قاسمي بود.و به قول خود اندي: علي گوش سوم من هست.و مانند يك برادر همراه اندي بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك مي كرد.ويدئوي زيباي چي ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سر و صداي اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتي براي طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراواني پشت درهاي بسته مانده بودند.هفته آينده اندي و كوروس براي بچه ها و تمام كساني كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجاني اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايراني هستيم سر دادند.

بعد از اجراي موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند. بلا. كه جهشي فوق العاده در كار آن دو بود. با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسي اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودي قرار دادند.با آن مدل زيباي آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادي مواجه مي شد.

در اينجا بهتر است داستاني برايتان از حضور اندي و كوروس در بين مردم تعريف كنم.يكي از طرفداران اين دو دختري حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماري سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتي اندي و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندي و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودي روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتي خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكي هست واندي در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگي اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتي دارد ارتباط با هنرمند مورد علاقه !! . بگذريم.

بعد از آلبوم بلا اندي و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنري خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومي به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاري اندي&كوروس.در اين آلبوم با شاعري آشنا شدند كه باز هم در زندگي هنري اندي و كوروس و مخصوصآ اندي تآثير به سزايي گذاشت.پاكسما زكي پور.اين شاعر استثنايي و جوان با آن شعرهاي زيبا وقوي در محبوبيت اندي صد در صد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوزه با اندي همكاري مي كند وجزو دوستان صميمي اندي هست.پاكسيما شروع كار هنري خود را با اندي آغاز كرد آلبوم خداحافظ با آهنگهاي دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,باز هم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيباي آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجراي كنسرتها اندي و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسي پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايي اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتي هم ورد زبانها افتاد.ولي اندي وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلي با هم ندارندو فقط از نظر كاري با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندي و كوروس اين گروه محبوب و جنجالي از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد.

بعد از جدايي هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوان گفت: اندي گوي سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولي اندي تمام زندگيش را روي كار هنري خود گذاشت.بعد از جدايي آنها اندي اولين آلبوم خود را بعد از جدايي از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار.كه به نظر من كه تمام كارهاي اندي رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگي اندي بود.كه يك شبه ره صد ساله را طي كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكي از يكي قشنگ تر بود.و به گفته خود اندي:بيقرار قصه زندگي من است.قصه روزهاي پر عطش عشق و شبهاي سرد تنهايي.قصه تلخيها و شيرينيهاي زندگي.قصه پيروزيها و ناكاميهاي من در عشق و اميدي براي فردايي روشن و عشقي واقعي هنوزم بيقرارم..........

اندي روي اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه اي از زندگي خودش هست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيماي نازنين وآهنگها از همكاران.آهنگ عشق اول از سياووش قميشي وآهنگ بيقرار از هاني نازنين با آن ملودي زيبا كه من هر وقت اين آهنگ رو گوش ميدم ياد آن نازنين ميفتم.آهنگ زيبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذي,اگه عشق همينه,دختر ايروني,شيطنت.كنسرت اندي براي آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجاي خالي آن شب پيدا نميشد.وعده اي هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهي هم يار هميشگي اندي بود.وبه او كمك فراواني كرد.و اندي اين آلبوم و تمام آلبومهاي خود را در استديو فرخ آهي ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختري آشنا شدند كه هميشه با اندي بود واندي از او به عنوان صداي دوم استفاده ميكرد.او شيني ريگزبي بود.دختري امريكايي و علاقه مند به فرهنگ ايراني و زبان فارسي.شيني در حال حاضر خود خواننده شده ولي هر چه دارد از اندي است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندي هم در جايي اعلام كرد شيني دوست دختر اوست.اندي همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هيچ هستم.فروتني هميشگي ايرانيها.

بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندي آلبوم ليلي را وارد بازاركرد.باز هم از شركت كلتكس.كه با چند هنرمند ديگر هم همكاري كرد.بيژن مرتضوي,حسن شماعي زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلي:هر كس در زندگي يك ليلي دارد و اين ليلي من است.تمام اينها نشان ميدهد اندي در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسي اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندي عليرضا امير قاسمي هم براي او ويدئو هاي زيبا ميساخت.

بعد از اين آلبوم اندي آلبوم تنهايي را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيماي نازنين ويدئو از كوجي زادوري و امير قاسمي ,ضبط از فرخ آهي ,گروه اندي باز هم او را ياري ميدهند.آهنگ زيباي تنهايي,چشماي ناز ,جاده هاي احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدري اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسري كه ميخواست با دختري دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها براي كنسرتهاي اندي سرو دست مي شكوندند.و به قول اندي كه تكه كلام هميشگي اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهاي اندي همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تري ميخواهد هم پول بيشتري.در آلبوم تنهايي اندي يك آهنگ را باز سازي كرد كه آن را براي مادرش ساخته بود.زماني كه مادرش ايران بوده و اندي امريكا مادرش دچار عارضه مغزي ميشود و اندي در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسد و آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهاي اندي را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندي هفته اي 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است.


بعداز آلبوم تنهايي اندي آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومي عاشقانه از كمپاني ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيماي نازنين و آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندي از شاعرهاي جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندي يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا براي او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روي جلد كادوي تولد اندي شعر تولد را نوشت و چون اندي خوشش آمد روي آن آهنگ گذاشت.آهنگ من و تو به قدري گل كرد كه اندي مجبور شد در سالن زيباي پلس لس آنجلس كنسرت بزرگي اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره هاي هنري حضور داشتند.وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجي زادوري,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندي را تبريك گفتند.كوجي و امير قاسمي ويدئو هاي اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوي زيباي سرسپرده.



در اين بين بايد گويم اندي گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادي بازي كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند.


بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدي اندي رسيد.جاده ابريشم.آلبومي عاشقانه تر از آلبوم قبلي.اندي خود راجع به اين آلبوم حرفهاي زيادي زده.آهنگها از خود اندي با همكاري حسن شماعي زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبي.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندي در بدترين شرايط روحي او اجرا شد.دوست دختر او براي بار دوم او را رها كرد و اندي در بدترين شرايط روحي اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودي پرنسس و سرباز در قسمتي از فيلم گذاشته شد.اندي خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق الاده تو كه رفتي به قدري سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار مي كردند.آهنگ انگليسي اين آلبوم را شيني شعرش را گفت و اندي آهنگ آن را ساخت.اندي يك آهنگ ارمني هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه هاي منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال براي اندي نوار فرستاده بودند كه اندي زودتر آلبوم بعدي را به بازار بدهد.اندي در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندي سال عاشقانه و سختي را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چي خوبه ما با هميم .آهنگي برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهاي اندي به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگري به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندي يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازي آهنگ زيباي چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمني.


بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپاني آونگ ويك كمپاني امريكايي.اندي يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايي ميكند.خودش ميگويد: اين آلبوم جاي خاصي را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت.و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندي معرفي كردند.آهنگها يكي از ديگري قشنگ تر بود.آهنگ عربي با صداي اندي و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلي گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندي.آهنگ 6و8 يادم مياد.آهنگ زيباي رويا.آهنگ عاشقانه تو نباشي.آهنگ انگليسي كه شعرش را شيني گفت و اندي آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندي با دختر خانم هندي.كه بخواهم در مورد هر كدام توضيح بدهم ساعتها طول ميكشد.

بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه هاي امريكا از اندي به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لغب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندي در جامعه امريكايي چند برابر شد.با گروهاي بزرگي در سالنهاي مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيباي گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهاي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبي فراموش نشدني براي همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاري در تاور ركوردز گلندل محله ارمني نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت و همكاري آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايي كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنياي معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگي اندي.آهنگ تو نباشي به گفته خود اندي غم انگيز ترين صداي ني در ارمنستان هست.اندي براي سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندي آغاز كرد.اندي با مهارت خاصي به زبان انگليسي موسيقي ايران را به امريكاييها معرفي كرد به طوري كه فوق الا ده اندي رو دوست دارند.اندي تبديل به يك خواننده بين المللي شد.مصاحبه ها در سي ان ان,ان بي سي,سي بي اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد .


او حالا به آ رزوي ديرينه خود رسيده.با روزي 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود.بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توري بزرگ ترتيب دهند براي اجراي كنسرت در سالن زيباي گريك تيآتر.ولي اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتي كه براي اين برنامه كشيده شده بود اندي اين برنامه را لغو كرد.اندي اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايي هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شيني ميهمان افتخاري تمام كنسرتهاي اندي است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندي در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقلأ اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت.



آلبومي به نام ياران.با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصوير كه با شعرهاي فوق الاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم آخر اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند در خلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرار گرفت.از كمپاني آونگ و يك كمپاني امريكايي.اندي در اين آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كرد كه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندي اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.تمام كارهاي او نشان ميدهد كه همه چي خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلي نداريم.ولي هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت.اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايي از ***** بودن نشان ميدهد.اما اندي هميشه خود را از سياست جدا كرده. آهنگ زيباي شقايق ,عشق و ايثار,تمام شعرها از پاكسيماو آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........


بعد از اين آلبوم اندي همراه با شيني و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدني در سالن بزرگ و زيباي گريك تيآتر اجرا كردند.اندي در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژي تر از قبل براي مردم برنامه اجرا كرد.زندگي عاشقانه اندي با حضور دوست دختر زيباي او سپري ميشود.او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگري با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بي نظير مردم روبه رو شد.

آلبوم بعدی اندي در ماه سپتامبر به بازار ارائه شد.كه شامل 3 سي دي بود . يك آلبوم كه فقط ارمني اجرا شده.يك آلبوم فارسي كه 14 آهنگ دارد.و يك آلبوم براي ماكت امريكايي.

اندي هميشه براي جوانها نصيحتي داشته : دوري از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اوني كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندي احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوي احساس ميكني دنيا مال تو هست. دوست داري با كسي كه دوستش داري بري پارك,پيكنيك,به خاطر اون دختري كه دوستش داري حاضري همه دنيا رو به اون ببخشي.و شب كه ميخواي بخوابي خوشحال از اين احساسي كه دادي و گرفتي.اندي هميشه از زندگيش راضي بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندي با خواننده هاي ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابي,شهرام كاشاني, مكابيز..............و كمك به خيلي ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنياي هنر شوند.مثل شيني,مكابيز,مهران.
نگاهي به كارنامه هنري اندي بيندازيم او سير صعودي فوق العاده اي را طي كرده است.

AREZOO_S
01-26-2008, 09:34 PM
ستار :
http://www.sattarmusic.com/images/sp7.jpg
حسن ستار در آبان ماه 1328در تهران متولد شد.دوران نوجوانی خود را مثل بسیاری ازهنرمندان و ورزشکاران در محله شهباز تهران گذرانیده است . ستارتحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند و لیسانسش را در رشته اقتصاد بین المللی ازمدرسه عالی بازرگانی دریافت نمود.
http://sattarmusic.com/images/Photos/thumbnails/schooldold.jpg
اولین آهنگ ستار << خانه به دوش >> نام داشت که بر اساس سریال معروف خانه بدوش ( مراد برقی ) که پرویز کاردان بازیگر و کارگردان آن بود در 22 سالگی اجرا نمود. این آهنگ با شعری ازایرج جنتی عطائی وآهنگی ازبابک بیات سر آغازی شد تا ستار با خواندن آهنگهای همسفر - شهرغم - صدای بارون - سرسپرده - شازده خانوم-گل سنگ و ده ها آهنگ دیگر به شهرت و محبوبیت برسد . ستار تا به امروز بیش از دویست آهنگ و ترانه اجرا کرده که بیشترین آنها در رده ی آهنگهای ماندنی در عرصه موسیقی کشورمان بوده است.
ستار با صدا و حنجره ی استثنائی و همچنین علاقه خاصی که به موسیقی اصیل ایرانی دارد در هر دو سبک موسیقی پاپ و اصیل ایرانی یکی از بهترین هاست. وهر دو نوع موسیقی را بسیار زیبا و ماهرانه اجرا می کند. ستار به عنوان یک هنرمند با شخصیت مورد احترام جامعه و همکاران خود می باشد . او به ورزش فوتبال نیز علاقه زیادی دارد وبه عنوان بازیکن و کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان سالیان درازی است که به بازیگری ادامه میدهد.(در ضمن ستار دوران خدمت سربازی اش را در مشهد گذرانیده است.)
http://sattarmusic.com/images/Photos/thumbnails/footbalold.jpghttp://sattarmusic.com/images/Photos/thumbnails/CABARETDARVISH_GIF.JPG


خانواده ی ستار
ستار با خانومی که دو دختر 8 و 5 ساله داشت ازدواج کرد. و بعد از آن احتمالا در سال 1363 صاحب دختری دیگربه نام شیلا شد. اسم دو دختر دیگر ستار شینا و شیداست.

http://sattarmusic.com/images/Photos/thumbnails/MYDAUGHTER_GIF.JPGhttp://sattarmusic.com/images/Photos/thumbnails/SATTAR_WIFEAUSTRALIA_GIF.JPGhttp://sattarmusic.com/images/Photos/thumbnails/SATAR_DAUGHTER_GIF.JPG

ناگفته ها از ستار

ستار در ۱۷ سالگی در یک فروشگاه دوربین به نام رشید در محله شهباز کار میکرده. نام صاحب فروشگاه هم رشید بوده. ستار از طریق دوست صمیمیش (محمد آخوندی) که خودش هم اونجا کار میکرد معرفی شده بود. الان محمد تهران زندگی میکنه و کارش هم بساز بفروشیه . خیلی هم پولدار شده.

آدرس اونجا هم اینه: سر چهارراه صفا - کنار قنادی ژوکند ( البته فکر نکنم الان اثری ازشون باشه).
درباره آلبوم جدید ستار هم باید بگم که دلیل تاخیرش بیماری خانومشون بوده که چند سال مریضی سختی داشتن ولی خوب خدا رو شکر مثل اینکه جراحی کردن وخوب شدن.

AREZOO_S
01-26-2008, 09:39 PM
ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاآمد و نام کامل وی ویگن دردریان بود او از سال 1330باخواندن آواز فعالیت هنری خودراآغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن آواز بر فیلم چهره آشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده آوازهای شادروان می توان به قناری- مراببوس- گلی از بهشت - دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام- شادوماد- هفت هشت- مرابه یاد بیاور- دوکبوتر و مهتاب دهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد. حدود نیم قرن پیش در یک روز تابستانی که جوانی ارمنی به نام ویگن دردریان در باشگاه ارامنه آرارات ترانه های ارمنی می خواند ، توجه ساموئل خاچیکیان ، فیلمسازی که با فیلم هایی مانند "بازگشت" و "دختری از شیراز" غوغایی در سینمای ایران آن سالها برانگیخته بود ، را جلب کرد . ساموئل از همان باشگاه برای فيلم "چهارراه حوادث"، آرمان و ویگن دردریان را انتخاب نمود و به دلیل صدای خوش ویگن شعری هم برایش سرود که در آن فیلم بصورت ترانه بر روی صحنه های گردش ناصر ملک مطیعی و مینا مغازه ای ، توسط ویگن اجرا شد و این نخستین اجرای رسانه ای ویگن به شمار می رفت. چراکه هنوز به رادیو راه نیافته بود.
http://www.danceage.com/gallery/data/media/490/vigen-page.jpg
از خاطرات بیاد ماندنی گذشته میتوان به برنامه " داستان شب " رادیو اشاره کرد. شاید برخی از ما بخاطر داریم که هر هفته چهارشنبه ها در پایان آخرین قسمت قصه آن هفته ، ترانه "لالایی" ویگن پخش می شد.صدای ویگن و ترانه هایش هیچ گاه از خاطر ما نخواهد رفت . به درستي ميتوان ويگن را سلطان بي رقيب جاز ايران دانست وي از همان ابتدا سبکي نو را در موزيک ايران بنا نهاد . در آن زمان که موسيقي کشور جز ترانه هاي کوچه باغي و کافه اي حرف ديگری براي گفتن نداشت ويگن حرف و کلامي نو زد و با آهنگ هاي موزون و بهره گيري از تنظيم هاي استادان بزرگي همچون مهندس خرم و ......توانست مدت 50 سال به عنوان يکه تاز صحنه ها در اوج باشد. روحش شاد و یادش گرامی – برای موسیقی متن آهنگ مهتاب ویگن انتخاب شده است .


ويگن در اوج آمد و در اوج ماند و در اوج از ميان ما رفت.

ويگن سلطان جاز ايران همچون فريدون فروغي و فرهاد مهراد و مازيار و .... در غربت و دور از ايران به دليل نوعي سرطان پيشرفته از جمع ما رخت بست در 4 آبان ماه سال 82 عزيز ديگري از جامعه موسيقي کشور از بين ما رفت . یاد و خاطره ویگن و ترانه هایش همواره در ذهن تمامی ایرانیان باقی خواهد ماند یادش گرامی و روحش شاد

tiesto
06-26-2008, 11:16 AM
http://i28.tinypic.com/59tzee.jpg

می دونی یک حرف هایی هست که ممکنه آدم روش نشه بزنه ...
ولی اگه توی دلت بمونه یک عقده می شه ...
بیا با هم درد و دل کنیم ...
این قصه منه ...

یاسر بختیاری 30 خرداد 1361 در تهران متولد شده و همراه با خانواده اش در سهروردی زندگی می کنه ...
چهره یاس بر خلاف اسمش یک دنیا خستگی را برام تداعی می کنه ... پسری که عاشق خانوادش هست و توی یک شرکت بازرگانی به عنوان یک کارمند داره کار می کنه .
کسی که در زندگیش مشکلات و درد زیادی داشته و همه اینها باعث شده تبدیل به انسانی بشه که به همه چیز دقت کنه و تلاشش این هست که از دور همه چیز را تماشا کنه و بنویسه .
یاس موسیقی را صدای خدا می دونه و با آهنگ بچه های خیابونی وارد عرصه خوانندگی شده .

یاس : زمانی که توی خیابون آدم ها را می دیدم با خودم می گفتم من چقدر بدبختم چقدر مشکل دارم در همین حال با یک بچه برخورد کردم که توی یک کارتون نشسته بود که سردش نشه و یک وزنه هم جلوش بود . دیدن این صحنه خیلی روی من تاثیر گذاشت و با خودم گفتم من زندگیم خیلی خوبه و اون باعث شد من در مورد بچه های خیابونی بنویسم و بعد بم و ...

یاس اعتقاد داره که نقطه پایانی در کارش وجود نداره

یاس : برای من نقطه پایانی وجود نداره خیلی ها می گن که در اوج باید بری کنار اما کار من یک کار قلبی است . کسانی که از دل می خوانند پایانی ندارند زیرا خودشون را در قید و بند بیرون دادن آلبوم در زمان خاصی نمی کنند .

بزرگترین اتفاق زندگی یاس سفرش به آمریکا بوده

یاس : من حدود چهار یا پنج سال پیش در سایت " مای اسپیس " عضو بودم و آهنگ هام را در آنجا می گذاشتم و در عرض دو ماه تعداد دانلود آهنگ من به حدود 300 هزار رسید که باعث محبوبیت من در خارج از کشور شد و کمپانی "red hot " از من خواست به مناسبت سال مولانا به آمریکا برم و آهنگی را بخونم . و این فرصت بسیار مهمی برای من بود . هفته پیش از طرف دانشگاه شیراز دعوت شدم که در نشستی با موضوع آسیب شناسی شرکت کنم و در آنجا با اینکه اساتیدی حضور داشتند که به صورت علمی با وجود پرشین رپ در ایران مخالف بودند اما من در آن همایش لوح تقدیری دریافت کردم و از سوی دانشجویان مورد حمایت قرار گرفتم و این برای من ارزش زیادی داشت .

یاس "پرشین رپ " را به عنوان یک موسیقی موفق معرفی می کند .

یاس : پرشین رپ دقیقا مانند رپی است که در کشورهای غربی خوانده می شود . در کشورهای غربی هم هر گروهی به موضوعی خاص می پردازند عده ای اجتماعی می خونند گروهی به مواد مخدر اهمیت می دهند و گروهی دیگر مبنا را مسائل جنسی می گذارند و ... اما مهم این است که چه کسی ماندگار خواهد بود . من دوست دارم از درد بگم اما دردی که درمانش را بتونم در آخر بیان کنم .

یاس با استفاده از ملودی دیگران موافق نیست و اعتقاد داره ارزش کار اصلی را پایین می یاره هر چند کار موفقی باشه .

یاس هم پشیمان می شود

یاس : در اوایل چند کار " گنگ " خوندم که خوب در اون شرایط زندگی و سنی عادی بود که الان خوب با گذر زمان به این رسیدم که مناسب کار من نبوده و در زندگی شخصیم هم از مدت زمانی که برای دوستانی که لیاقتش را نداشتن وقت گذاشتم پشیمونم .

یاس همچنان اجتماعی می خواند ...

یاس : اصلا تصمیمی برای تغییر روش و سبکم ندارم همچنان اجتماعی می خوانم و یکی از دلیل هاش این هست که من در این راستا قدرت دارم . شاید چند کار عاشقانه داشته باشم اما قالب کارم نخواهد بود . من اعتقاد دارم کارهایم تکراری نمی شه چون سوژه هام متنوع هستند .

بزرگترین مشکل یاس " پول"

یاس : نبودن اسپانسر بزرگتیرن مشکل ماست . من الان احتیاج به یک کلیپ دارم . گرچه کسانی هستند که پیشنهاد ساخت کلیپ می دهند اما من به هر قیمتی حاضر نیستم .


پدر: بزرگترین اتفاق

یاس : تنها کسی بود که از لحاظ احساسی و قلبی به من نزدیک بود . واقعا کسی بود که زندگی من را تشکیل می داد . همیشه در آهنگ هام اسمش را می یارم و عاشقش هستم و رفتنش بدترین ضربه در زندگی من بود

یاس به جهانی شدن فکر می کند

یاس: رقیب های من آدم های موفقی هستند و بسیار قوی اما من به جهانی شدن فکر می کنم و به رقبای ایرانی توجهی نمی کنم . به صحبت های منتقدانم تا آنجا یی که بتوانم گوش می هم اما کار نهایی نظر خودم است

یاس با مردم بودن را دوست داد

یاس: از اینکه بین مردم باشم لذت می برم و سبک کارم بر روی این مسئله تاکید دارد . من باید مردم را ببینم تا بتوانم بنویسم . اما دوست ندارم با حرف مردم پیش بروم . سلیقه ها فرق دارد . گرچه من سعی می کنم همیشه برای همه بخوانم و به همین دلیل هست که هیچ گاه مخاطب من به قوم یا گروه خاصی اختصاص نداشته است من با دید کلی پیش می روم و همین باعث می شود که من آهنگ صلح تویی را اجرا کنم و با استقبال گسترده ای روبرو شوم .
در واقع در رپ باید مردم را دید و با دیدگاه آنها نوشت و خواند . اعتفاد دارم که 70% در ارتباطم با مردم موفق بودم و از دیدن تاثیراتش لذت می برم وقتی می بینم با خواندن یک اهنگ مردم سی دی را می شکنند . من از دل می خوانم نه بری معروفیت و نه برای درامد . مشکلات مردم زیباد است و من وظیفه خودم را می دونم که بنویسم بسازم و بخوانم . من موفقیتم را مدیون مردم هستم .

یاس با آهنگ سازهای متفاوتی کار کرده و برای انتخاب خوانندههای همراهش معیارهای خاصی داره

یاس : باید طرفم را خوب بشناسم . اینکه بدانم آیا از پس کار بر می آید یا نه . برایم مهم است که از خواندن با یک نفر لذت ببرم مانند کاری که با آمین یا راستین خواندم .

یاس حتی بعد از معروفیتش دوست دارد همان یاسر بماند . الگوی هنریش " توپاک " و الگوی زندگیش مادرش است . به رنگ مشکی علاقه داره . مدتی گیتار بیس کار می کرده ریتم را خوب می شناسد اما به صورت آکادمیک کار نکرده است . جنس صدای شجریان را دوست دارد و از کارهای دی جی اشکان و کوشان لذت می برد و شب ها را به نوشتن و ساختن آهنگ هایش اختصاص داده .

در تمام گروهای سنی می توان علاقه مندان به صدا و شخصیت یاس را پیدا کرد ....

دوست دارم باز هم بشنوم . از یاس .. از این 7 سال که بار زندگی را خیلی متفاوت تر روی دوش کشیده . از غرورش که دوست نداره بشکنه و اینده ...

و یاس می خونه :

من به آینده های روشنم اعتقاد دارم .
چون که آیندهان که به من اعتماد دارن ....